قیمت سکه و ارز
۱۳۹۴/۰۳/۲۴ - ۲۰:۳۸
آقامحمدلو:

با هزینه شخصی به سوریه رفتم و «خون و زیتون» را ساختم

مصطفی آقامحمدلو، کارگردان مستند «خون و زیتون» گفت: ما مثل مستندسازان بی‌بی‌سی چند نفر همراهمان نبود که امنیتمان را تأمین کند. من با هزینه شخصی دوربین و تجهیزات اجاره کردم و به سوریه رفتم تا فیلم بسازم.

با هزینه شخصی به سوریه رفتم و «خون و زیتون» را ساختم

به گزارش سراج24،مصطفی آقامحمدلو، کارگردان مستند «خون و زیتون» گفت: مستند «خون و زیتون» بر همزسیتی و حل شدن ملت‌های مختلف اعم از سوری، لبنانی، فلسطینی، عراقی و ایرانی در یکدیگر، تحت فشار این جنگ که یکی از دستاوردهای مهم آن است متمرکز شدیم و محور ثانوی کار معطوف به انتشار نور انقلاب اسلامی و جنس شناخت این جوامع از آن به‌عنوان چراغ راه مقاومت است.

وی افزود: ما در منطقه اریحا در محاصره افتادیم. من هرگز آن منطقه را فراموش نمی‌کنم. شاید بعد از پخش مستند «خون و زیتون» نگارش کتابی را با عنوان نگهبان شهر جادو آغاز کنم و در آن، این خاطرات را بنویسم. در بالای تپه جبل اربعین دو ساعت تمام همراه یکی از مجاهدین تنها ماندیم و آن تپه اگر سقوط می‌کرد شهر از دست می‌رفت. فشار دشمن آن‌قدر بالا بود که حتی برای لحظه‌ای نتوانستم دوربین را از کیفش خارج کنم. در منطقه مسطومه 72 ساعت زیر درختان زیتون بی‌آب و غذا ماندیم و نمازمان را نشسته می‌خواندیم چرا که تک‌تیراندازهای دشمن بر سنگرهای ما اشراف داشتند.

این مستندساز گفت: ما مثل مستندسازان بی‌بی‌سی چند نفر همراهمان نبود که امنیتمان را تأمین کند و در همه حال باید فقط روی سلاح خودمان حساب می‌کردیم. این شیوه تولید آن هم در یک کشور غریب دشواری‌هایی دارد که فقط با تجربه می‌توان از پس آن برآمد. 

آقامحمدلو درباره دلیل انتخاب سوریه برای تولید مستند، گفت: بیش از یک سال به‌عنوان خبرنگار روی این حوزه متمرکز بودم. یک سال و نیم قبل به‌عنوان مدافع حرم به سوریه رفتم و پس از برگشت تا فروردین 94 پیگیر رایزنی برای تولید این مستند شدم تا بتوانم از جایی مساعدت بگیرم. اما خبری نشد و خودم با هزینه شخصی دوربین و تجهیزات اجاره کردم و به سوریه رفتم.

وی گفت: وقتی دوباره به سوریه رفتم خیلی چیزها تغییر کرده بود. آن موقع خبری از یک جنگ تمام‌عیار رسانه‌ای و تزریق عقاید تکفیری به جامعه سوریه به‌شکل امروزی نبود. در جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن پیشروی‌های فراوانی داشت. از طرفی حکومت سابق عربستان حاضر به ائتلاف با ترکیه نبود اما اکنون این ائتلاف صورت گرفته است و عملاً در پوشش گروهک‌های تکفیری یک ارتش مشترک سوری و عربی در سوریه علیه مقاومت می‌جنگند.

این مستندساز درباره مشاهداتش از داعش گفت:‌ داعش یک گروه تروریستی است که 80 درصد آن را رسانه‌ای با سلاح ترس تشکیل داده و 20 درصد باقی‌مانده در حوزه میدانی حضور دارد که مدام زیر پای مقاومت له می‌شود. اینکه گفته می‌شود داعش بیش از 50 درصد سوریه را اشغال کرده یک دروغ بزرگ است. ما با مشارکت گروه‌های تروریستی مختلف و حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم کشورهای غربی و منطقه مواجهیم. اما اینکه چرا این اشغالگری‌ها به نام داعش ثبت می‌شود دلایل مهمی دارد، اول اینکه برند تکفیر به نام این گروهک شناخته شده است و برجسته سازی آن در فضای رسانه‌ای برای دشمن لازم است. در ثانی تخریب نام وجهه یک به‌اصطلاح دولت اسلامی وظیفه‌ای است که داعش بهتر از سایر گروهک‌ها از عهده آن برمی‌آید. اینکه این گروه می‌تواند از ظرف چند سال بعد از تأسیس خود را به جهان معرفی کند و متأسفانه نمادی برای معرفی اسلام گرایی به غرب شود نشان می‌دهد که ما از حیث رسانه‌ای هنوز در خواب هستیم و هنوز اصلاً قائل به رسانه نیستیم. ما هنوز فهم لازم برای درک این الزام و اضطرار را نداریم و از این موضع به‌شدت در حال آسیب دیدن هستیم. چرا بعد از چند دهه نمی‌توانیم از سایر کشورهای دنیا عمل جذب را انجام دهیم و چرا بعد از این‌همه سال افکار عمومی جهان مقاومت را نمی‌شناسد ولی داعش را شناخته است. ما در این بخش شدیداً قصور کرده‌ایم و نباید آن را مخفی کنیم.

آقامحمدلو گفت: مقاومت راه خودش را ادامه می‌دهد و اگر تا دیروز با هلال مقاومت مواجه بودیم خواهیم دید که در سالهای آتی این هلال به دایره مقاومت تغییر شکل خواهد داد و با دور زدن منطقه تا قلب ریاض پیش می‌رود. نقشه استراتژیک ما نواری‌شکل است در حالی که دشمن نقطه‌ای و پراکنده می‌جنگد و مثل عفونت در نقاط مختلفی بروز می‌کند. اما با یک واقعیت و نیاز هم آشکار مواجه هستیم. نیروهای مقاومت نیاز شدیدی به تقویت معنویات دارند و باید در این بخش کار فرهنگی وسیعی صورت گیرد تا دچار ریزش نشویم. به‌قول یکی از شهدای جنگ تحمیلی اگر شهر سقوط کند می‌توان پس گرفت ولی اگر ایمان سقوط کند قابل احیا نیست.

وی در مورد تأثیرات این جنگ بر جهان گفت: به‌فضل خدا تمام بازی‌های پیچیده این دشمن در سالهای اخیر به‌نفع ما ختم شده است و ما هشیارانه در آخر صف مقاومت پشتیبانی خوبی از خطوط مقدم کرده‌ایم و سعی شده تا نقاط ضعف دشمن با زیرکی شناسایی شود. ما ایرانی‌ها در طول تاریخ هرگاه زیر فشار شدید قرار گرفتیم با زیرکی و بی‌سروصدا در ارکان دشمن نفوذ کرده‌ایم. به‌عبارتی ما در مقاومت نقش مغز را داریم و تا کنون تقریباً به‌خوبی بازوان و قدمها را هدایت کرده‌ایم. اما نباید فراموش کرد که دشمن اهداف خود را چندبعدی ترسیم می‌کند و در تلاش است تا از فجایع کم‌نظیر و دلخراش حاضر لکه‌ای سیاه و تاریخی در دامن جهان اسلام به جا بگذارد. ما با هدایت درست مقاومت می‌توانیم از این تهدید فرصتی برای درخشش دوباره تاریخ اسلام بسازیم.

این مستندساز گفت: ما در حوزه میدانی این جنگ را برده‌ایم. دشمن پیش‌بینی می‌کرد اسد در طول سه ماه می‌افتد و این موج به ایران می‌رسد اما چنین هدفی محقق نشد. حتی هدف حداقلی آنها یعنی تجزیه و سومالی سازی سوریه و عراق هم تحقق نیافته است. ولی این وقایع دستاوردهای مهمتری نیز برای ما داشته و آن برداشته شدن مرزهای بین کشورهای مقاومت و یک‌پارچه شدن ملتهای منطقه تحت لوای یک کشور واحد به‌نام مقاومت است. امروز سوری و افغانی و لبنانی و عراقی و فلسطینی و بسیاری از ایرانی‌ها می‌دانند که این کشتی معنوی از هرجا سوراخ شود تمام مقاومت غرق خواهد شد.

وی در ادامه درباره ملاقاتش با مدافعان حرم گفت: ما با افرادی ملاقات کردیم که برای دفاع از حق مظلوم با سختی خود را به معرکه رسانده بودند و خیلی شبها محل خواب مناسب و غذای کافی برای خوردن نداشتند. شاید اکنون زمان مناسبی برای سخن گفتن از چنین افرادی که از جامعه خود هشیارترند نباشد اما تاریخ ما این نفوس بیدار و شجاع‌دل را از یاد نخواهد برد. در واقع مدافعان حرم مدافعان مظلومی هستند که خود نیز مظلومند و امیدوارم در طول سالهای آتی روایت رنجهای‌شان تحریف نشود و قضاوت درستی در موردشان داشته باشیم.

این مستندساز در ادامه خاطرنشان کرد: ما طبق سیره علوی در این جنگ هشیار بودیم و پیش از آنکه دشمن به خانه‌های‌مان برسد در مقابلش ایستادیم. مولی علی(ع) در خطبه 27 نهج البلاغه می‌گوید هر ملتی که در خاک خود منتظر دشمن بماند محکوم به ذلت و خواری است و ما از این جهت هشیار بودیم اما برای افکار عمومی در فضای داخلی خودمان ماجرای حقایق منطقه را آن‌قدر مهجور گذاشتیم که خیلی‌ها هنوز در جامعه تصور می‌کنند سوریه امروز در حال تجربه یک انقلاب مردمی است در حالی که اکنون ده‌ها کشور در مقابل مقاومت با تمام قوا در حال جنگ هستند. جامعه ما می‌داند که غرب اکنون علیه ما متحد است اما از اتحاد خودجوش ما در راستای ایجاد مقاومت بی‌خبر است و این درد بزرگی برای ما خواهد بود آن هم شرایطی که احتمال عقلانی درگیری‌ها در سالهای آتی وجود دارد. وقتی آمریکا با گردن‌کلفتی از حملات خود به ملتهای مختلف دفاع می‌کند چرا ما در مورد دفاعمان از ملتهای مظلوم باید پرده‌پوشی کنیم. این امر ممکن است عوارضی هم داشته باشد اما کتمان کردنش مخاطرات بیشتری دارد و زمین بازی را برای دشمن آماده می‌کند. امروز ما به‌عنوان یک ابرقدرت باید به امور سایر ملتها و به‌خصوص دوستان خود نیز رسیدگی کنیم. غرب در امور سایر کشورها دخالت می‌کند و این کار را با هدف جذب منفعت به خاک خود با هر وسیله‌ای انجام می‌دهد، این منطق لیبرال است. ملتی که فقط خود را دوست داشته باشد و به‌عبارتی دچار خودشیفتگی کلان شود، فرهنگش لیبرال شده است. شعار "نه غزه نه لبنان" القای همین انگاره‌های سکولاریستی بود. البته در آمریکا هم مردم به دولتمردان خود نمی‌گویند، نه عراق و نه افغانستان فقط کالیفرنیا! مگر جنگهای منطقه ما به سردمداری آمریکا برای کاخ سفید هزینه‌بر نبود؟ واقعیت این است که ما نیز نسبت به مسائل ملتهای منطقه و حتی فرامنطقه‌ای خود حساسیم اما دلیل ما برای این حساسیت فقط جذب منفعت به هر وسیله نیست، بلکه درد ما درد ایدئولوژیک است؛ درد دفاع از حق مظلوم است. آمریکایی‌ها از دنیا دهکده‌ای کوچک می‌سازند تا راحت‌تر آن را مدیریت کنند اما ما مرزها را برمی‌داریم تا مثل خانه خود مراقب خانه همسایگان خود باشیم و دکترین دفاعی ما می گوید امنیت در خانه همسایه تضمین کننده امنیت ماست.

آقامحمدلو در پایان خاطرنشان کرد که مستند بعدی او هم با موضوع علل پیدایش جریان‌های تکفیری ساخته می‌شود.

منبع:تسنیم

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۳
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••