سراج24، کولاریزاسیون خانواده ایدئولوژی ای است که در آن با غفلت از معنویت و امور غیر مادی، گاه تا طرد و انکار امور غیبی مرتبط با خدا و بالتبع علوم و مباحث الهیاتی و وحیانی پیش می رود. در این تفکر، انسان ها با حاکمیت معیارهای این جهان، می کوشند تمام همت و قدرت خود را وقف آبادانی این دنیا و در نتیجه، کسب ثروت، قدرت و لذت حداکثری؛ منفعت و سود فردی و همچنین عدم توجه به جهان واپسین کنند. برای چنین انسانی که در چهارچوب زندگی مدرن قرار می گیرد، مهربانی، از خود گذشتگی و برخورد عادلانه و منصفانه با دیگران بی معناست؛ او هرگز نمی تواند با دیگران در تعامل عاطفی باشد و این همان ضربه سنگینی بود که از جانب نگرش سکولار بر بنیان خانواده وارد می شد.
نرخ رشد بی رویه جمعیت در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد منجر گشت تا این تفکر با شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» در جامعه ایرانی نیز جای بگیرد و تلاش برای کم کردن جمعیت شروع شد؛ تلاشی که در برهه ممدوح بود اما ادامه آن به مرور به یک بحران برای کشور مبدل شد؛ رهبر انقلاب در مورد آن ایام می فرمایند: «ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر کنیم. سیاست تحدید نسل در یک برههای از زمان درست بود؛ یک اهدافی هم برایش معین کردند. آنطوری که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمىِ این قسمت تحقیق و بررسی کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبهی نسل جوان و نمای زیبای جوانی در کشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطوری که کارشناسها بررسی علمی و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهای علمی و دقیقِ کارشناسیشده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد - که امروز قاعدهی جمعیتی ما جوان است - و بتدریج دچار پیری خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت کشور هم کاهش پیدا خواهد کرد؛ چون پیری جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است. یک زمانی را مشخص کردند و به من نشان دادند، که در آن زمان، ما از جمعیت فعلیمان کمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهای خطرناکی است.» (1)
نظر اسلام در مورد کیفیت جمعیت
در برخی از آیات مبارکه قرآن کریم بر کیفیت فرزندان و نحوه پرورش آنها که در نهایت تشکیل دهنده امت اسلام هستند، تأکیدات اساسی اشده است. خداوند در سوره بقره می فرمایند:"مادران دو سال تمام فرزندان خود را شیر بدهند و این برای کسی است که بخواهد شیر دادن را تمام کند. خوراک و پوشاک زنان شیرده به وجه پسندیده بر عهده مردی است که بچه برایش به دنیا آمده است. بر هیچ کس تکلیفی بیش از توانایی او نمی شود، نه هیچ مادری به خاطر فرزندش زیان ببیند و نه هیچ پدری به خاطر فرزندش".(2)
سکولاریزاسیون خانواده و نقش آن در کاهش نرخ جمعیت
سید حامد عنوانی از محققین حوزه خانواده در مقاله ای با عنوان «سکولاریزاسیون خانواده و تاثیر آن در کاهش جمعیت» به تحلیل مولفه های اصلی این مسئله در خانواده ها پرداخته است؛ وی معتقد است طی فرآیند سکولاریزاسیون؛ خانواده دچار تغییرات کارکردى مى گردد و نمى تواند رسالت تولید نسل را به خوبى ایفا کند؛ در این مقاله به پنج مولفه اصلی سکولاریزاسیون خانواده اشاره شده است و پر واضح است که همگى این مؤلفه ها باعث نقصان در کارکرد تولیدمثل در خانواده مى شود و این نقصان لازمه اى مهم تر از کاهش نرخ جمعیت ندارد.(3) دو تا کافی نیست برای شناخت بیشتر شما با این مولفه ها؛آنها را در ذیل آورده است.
1. شهرنشینى سکولارمآبانه و کاهش نرخ جمعیت: سکولاریسم با دادن اهمیت فوق العاده به عقلانیت محض و بالتبع حیات این جهانى، تلاش براى ساختن دنیاى آبادى که در آن رفاه مادى انسان ها رقم مى خورد را از اولویت هاى زندگى بشر قرار داده است. براى رسیدن به زندگى راحت تر، شهر، مظهر عقلانى زیستن و مرکز اقتصاد پولى گردید. انسان ها ناگزیر براى داشتن جامعه و خانواده اى نو و زندگى مدرن و یافتن زیبایى ها و لذت هاى بیشتر، ترجیح مى دهند به شهرها مهاجرت کنند. آمار طلاق به علت گسیخته شدن پیوندها و سنت ها در میان شهرنشینان بسیار بیشتر از روستاییان است (4). از سویى دیگر، در فرایند شهرنشینى ترجیح دادن و یا اکتفا کردن به زندگى در خانه هاى کوچک مثل آپارتمان، موجب شرایطى خاص مى شود. ازجمله اینکه به علت محدودیت مکان، جز خانواده هسته اى، سایر اقسام خانواده ها نمى توانند در آنجا زندگى کنند. بنابراین، از میان رفتن تدریجى خانواده هاى بزرگ و کاهش اعضاى خانواده، که به عنوان یکى از عناصر مشخصه روزگار ما شناخته مى شود، حاصل مقتضیات زندگى شهرى است (5). بنابراین، با لحاظ رشد طلاق و کوچک شدن خانواده در شهرنشینى که از الزامات زندگى سکولار است، سکولاریسم را در کاهش جمعیت مؤثر مى دانیم.
2.تشویق به تجرّد و کاهش نرخ جمعیت: سکولاریسم، با تشویق به مجرد ماندن و ارضاى جنسى بدون داشتن خانواده و مشکل جلوه دادن تشکیل خانواده، جبهه جدیدى را در مقابل خانواده گشوده است؛ چون آزادى و خوشى بى قید و شرط و ارضاى بى دغدغه، بدون محدودیت و مسئولیتِ شهوت ها، یکى از رهنمون هاى نگرش سکولار به زندگى است. ازاین رو، سرسپردگى به خانواده، به نوعى عدم تمکین در برابر اهداف سکولاریسم است. در جوامع سکولار ـ با اینکه از لحاظ سنتى فرزنددارى یکى از مهم ترین وظایف و یکى از بزرگ ترین منابع رضایتش از زندگى کردن است ـ این باور رشد کرده است که زن نیازى به فرزند ندارد (6).
3.طلاق و کاهش نرخ جمعیت: با توجه به اهرم فردگرایى لذت گرایانه حاکم بر تفکر سکولاریسم، والدین جدا از هم، مطلقه ها و خانواده هاى ازهم پاشیده غیرسنتى بهترین نمونه هاى خانواده سکولار هستند. این خانواده ها، خروجى منطقى و اجتناب ناپذیر سکولاریزاسیون به شمار مى روند (7). سکولاریسم توانسته است این عقیده را در خانواده ها نهادینه کند که خوشى و لذت، مقدم بر استوارى و نگهدارى کانون خانوادگى است و همه چیز باید فداى لذت فردى بشود، حتى اگر آن لذت آنى و زودگذر باشد. علت این قاطع گویى این است که سکولاریسم توانست با معیار پرقدرت زندگى براى لذت بیشتر بى میلى به تحمل ناسازگارى هاى دیرین وهوس براى درک کامجویى هاى جدید را بالا ببرد. ازاین رو، طلاق بزرگ ترین ناهنجارى است که سکولاریسم به خانواده ها مى قبولاند؛ چراکه افزایش طلاق ها در خانواده هاى دیرینه پیوند، توجیه ناسازگار شدن زوجین را ـ که در مورد جوانان نوپیوند عرضه مى کردند ـ بى معنا کرده است (8).
4.برهنگى و گسترش فحشا و کاهش نرخ جمعیت: یکى دیگر از این تأثیرات سکولاریزیشن خانواده، برهنگى اعضاى خانواده است که با بدحجابى، بى حجابى، بى عفتى و بى بندوبارى تبلور مى یابد. اعضاى خانواده اى که زیر سیطره سکولاریسم اند و در زندگى شان خدا و معاد حضور ندارد و با خودنمایى و جلب توجه دیگران، مى کوشند شهوت ها را به سوى خویش جذب کنند، چه ارزشى مى توانند براى حیا و عفت قایل شوند؟ ازاین رو، به محض آنکه هریک از اعضاى خانواده سکولار بفهمند در بى حیایى چه لذت هاى دنیایى پیدا و پنهانى وجود دارد، هیچ مانعى نمى تواند آنها را از کسب حداکثرى آنها منصرف گرداند و این خود منجر به پدیده اى به نام برهنگى مى شود که خود به طریق عکس، باعث مى شود عشق و شور و احساسات مرد نسبت به زن کاهش یابد. به همین دلیل، ویل دورانت مى گوید: «زنان بى شرم جز در موارد زودگذر، براى مردان جذاب نیستند... مرد جوان به دنبال چشمان پرحیاست... عفت، زن را توانا مى سازد که با جست وجوى بیشتر، عاشق خود را یعنى کسى که افتخار پدرى فرزندان او را خواهد داشت، برگزیند» (9).
5.اشتغال زنان و کاهش نرخ جمعیت: اشتغال زنان یکى از عینى ترین تأثیرات اندیشه سکولار بر نهاد خانواده است. هرقدر محیط پیرامون خانواده به سمت تثبیت ارزش هاى سکولار و حاکم شدن ارزش هاى مادى ـ مثل راحت طلبى، لذت، کسب پول و کسب جمال و جلال دنیوى ـ برود، گرایش زنان به کار بیرون از منزل بیشتر مى شود. زنان از طریق استقلال مادى که در اثر اشتغال پیدا مى کنند، مى کوشند براى خود وجهه اى اجتماعى و موقعیتى اقتصادى ایجاد کنند (10). در نظر آنها اخذ نفقه و خرجى براى زن، توهین به شخصیت زن است و زن را از استقلال ساقط و او را وابسته مى گرداند. پس لازم است زن براى تأمین مالى و کسب شخصیت اجتماعى و اعلام استقلال به بازار کار برود (11). در این صورت، غذاهاى آماده، رستوران ها و مهدکودک ها خلأ او را پر مى کنند.
نتیجه پنهان این فرایند، از دست رفتن انگیزه و شرایط لازم برای تولید مثل و تربیت فرزند است. درفرهنگ سکولار، لازم نیست کسی مسئولیت پدر یا مادر شدن را بر خود تحمیل کند،
چراکه اولاً زمان چندانی برای تربیت فرزند وجود ندارد و زوجین به فرض تشکیل خانواده به فرض تشکیل هم سفرگی در الگوی پیشنهادی سکولاریسم، درهمزیستی های خارج از
خانواده – باید تمام وقت در خارج از خانه مشغول کسب درآمد باشند و ثانیاً، صرف زمان و توجه به فرزند، خود مانع لذت جویی و استفاده لذت جویانه از اوقات فراغتی است که باید
به تفریح گذرانده شود.از این رو ، با نهادینه شدن سکولاریسم در طولانی مدت، با تهدید انقراض نسل بشر مواجه خواهیم شد.
منابع:
1. 1391/05/03؛ بیانات در دیدار کارگزاران نظام
2.قرآن ،آیه 288 از سوره بقره
3.سکولاریزاسیون خانواده و تاثیر آن در کاهش جمعیت؛ سید حامد عنوانی؛ مجله معرفت، شماره ۱۸۹، شهریور ۱۳۹۲؛ صص ۱۰۱ تا ۱۱۶
4. نیازى، محسن و فریبرز صدیقى ارفعى (1390)، جامعه شناسى طلاق، تهران، سخنوران.
5. ساروخانى، باقر (1372)، طلاق، پژوهشى در شناخت واقعیت و عوامل آن، تهران، دانشگاه تهران.
6. اینگلهارت، رونالد (1382)، تحوّل فرهنگى در ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر کنیم. سیاست تحدید نسل در یک برههاى از زمان درست بود؛
7. ویتز، پل، «پاسخ دین و دولت در قبال بحران خانواده» (فروردین 1383 الف)، سیاحت غرب، سال دوم، ش 9، ص 75ـ85.
8. مطهرى، مرتضى (1378)، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ج 1و19.
منبع:2تا کافی نیست
9. دورانت، ویل (1354)، لذّات فلسفه، ترجمه عباس زریاب خوئى، تهران، اندیشه.
10. جعفرى، سیدمحمد (1378)، تأثیرات اشتغال زنان بر خانواده آسیب ها و راهکارها (با تأکید بر جامعه ایران)، پایان نامه کارشناسى ارشد جامعه شناسى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى قدس سره.
11. زیبایى نژاد، محمدرضا و محمدتقى سبحانى (1379)، درآمدى بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم، دارالثقلین.
0نظر