به گزارش «سراج24»؛ اولین روز از آخرین ماه سال قمری، ماه ذیالحجة، سالروز پیوندی آسمانی است که تاریخ فقط یکبار این واقعه را در خود ثبت کرد و به عظمت این پیوند، تکراری در تاریخ به ثبت نرسید. علی علیهالسلام، پیشوای پارسایان با فاطمه(س)، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت.
برکت این ازدواج، یاد و ناماش در تاریخ برای همیشه ماندگار شد، اول ذیالحجه، روزی مبارک برای همه کسانی است که دل به زندگی فاطمی دادهاند تا با الهام از آن پیوند آسمانی اصول زندگی خود را علیوار و فاطمی بچینند و با تأسی از این بزرگواران بنای زندگی نوساخته خود را الهی ببندند. به مناسبت این روز مبارک چند سروده از شاعرانی که ارادت خود را به ساحت این دو معصوم بزرگ و پیوند آسمانیشان عرضه داشتهاند، تقدیم محبان اهل بیت(ع) میشود:
«مجید لشگری»
یک آینه که حسرت دارالسّلام هاست
یک آینه که قبله بیت الحرام هاست
یک آینه که عین حقیقت، مجاز نه!
یک آینه که غرق سکوت و پیامهاست
یک سو جلال حضرت خیرالنّسای خلق
یک سو جمال واضح خیرالأنام هاست
پیوند پاک سوره یاسین و کوثر است
آغار انکشاف تمام ظلامهاست
تلفیق نهر کوثر و امواج سلسبیل
هنگام باده نوشی و شرب مدامهاست
«حبل متین» گوشه جلباب فاطمه
خورده گره به پیرهن «لاانفصام» هاست
دست علی به دست«فصلِّ لربّک» است
اشراق آسمانی و صبح امام هاست
دیگر نیاز تیغ دو دَم منتفی شده است
زیرا که خطبه خطبه فدک در نیامهاست
تا «لَم یَکُن لَهُ کُفُوًا» نزد مرتضاست
خاری به چشم شور جمیع لئامهاست
باید گدا شویم و یتیم و اسیرشان
وقت نزول مائده های طعام هاست...
بر خانهای که «تُرفَع» و «یُذکَر» نموده «اسم»،
بر خانهای که رکن و منا و مقام هاست
*** *** ***
«احمد واعظی»
امشب سراپای دو عالم عطر باران میشود
معنا همه الفاظ زیبای بهاران میشود
هر جا کویری خشک باشد سبزه زاران میشود
جاری زلال عاطفه از چشمه ساران میشود
ای اهل عالم درهای رحمت حق وا بود
امشب که شام ازدواج حضرت زهرا بود
در عالم بالا ملائک شور و غوغا می کنند
با خندههای شوق و شادی جشن بر پا می کنند
گلهای جنت را نثار روی زهرا میکنند
از روی بام عرش مولا را تماشا می کنند
از شوق پیغمبر سرشک از دیده جاری می کند
دل در میان سینه او بیقراری می کند
قرآن ز بیت وحی کوثر خواستگاری می کند
در عالم بالا خدا خود خطبه جاری میکند
عاقد خدا، تالار جنت، قدسیان در همهمه
شاهد نبی، داماد مولا و، عروسش فاطمه
یزدان دوباغ نور را از لطف بگشاید به هم
پیوند این دو دسته گل به چه می آید به هم
هاجر رجز خوان است و این دو یار بستاید به هم
مریم کنارش ایستاده قند می ساید به هم
یوسف گرفته مجمر و اسپند گردانی کند
داود با صوت دل انگیزش غزلخوانی کند
عیسی خوش آمدگو کنار خانه دربانی کند
امشب خلیل آید ذبیح خویش قربانی کند
مهریه زهرا همه دنیا و مافیها بود
از آتش سوزنده دوزخ نجات ما بود
عرش الهی سفره عقد است و بس زیبا بود
مهتاب امشب شمعدان سفره زهرا بود
زهرا به خانه بخت رفت پیوند دو دلدار شد
زهرا امانت باشد و مولا امانتدار شد
*** *** ***
«قاسم صرافان»
عشق یعنی یکی درون دو تن
عشق یک روح رفته در دو بدن
عشق زهراست روبروی علی
نظر آنهم فقط به سوی علی
عشق راهی بدون خاتمه است
آخر، این راه، راهِ فاطمه است
فاطمه گفتم و دلم پر زد
باز شاعر به سیم آخر زد
زد دوباره دلی به این دریا
حسبنا الله و حسبنا زهرا
فاطمه قاب روبروی علی است
فاطمه غرق در وضوی علی است
فاطمه در کنار حیدر نه
فاطمه دختر پیمبر نه
خلق احمد به نور فاطمه بود
نور حیدر ظهور فاطمه بود
سیر لولاک آخرش زهراست
بی سبب نیست مادر باباست
یازده ماه دور گردن اوست
یازده گل به روی دامن اوست
یازده نور و یازده ساغر
یازده جوی جاری از کوثر
یازده عاشق از تبار علی
یازده عکس یادگار علی
یک دل او دارد و ازآن علی ست
فاطمه زور بازوان علی ست
یا علی بر لبش که جاری شد
برق زد عشق و ذوالفقاری شد
با تو تیغ علی دو دم دارد
با تو حیدر بگو چه کم دارد
دل شد از این حماسه بی پروا
حسبنا الله و حسبنا زهرا
0نظر