سالی که میلیارد علف خرس شد

بحران در اقتصاد، تورم در فوتبال

برای اینکه بدانید چه کسانی لایق پول هستند یک بار از نزدیک تیم‌های اروپایی را ببینید، آنوقت شاید با هم هم‌عقیده شدیم که نوع دویدن گوچی هم با اینها فرق می‌کند!

به گزارش سراج24، در پایان فصل پرهیاهوی نقل و انتقالات لیگ برتر فوتبال ایران، سوالی بزرگ برجای ماند؛ اینکه چطور در وضع بحرانی امروز، پرداخت‌های مالی به اینجا رسید، به میلیارد و بالاتر که اگرچه با توجه به قیمت دلار، ارزشی کمتر از گذشته دارد اما در مقایسه با معدل جامعه کماکان رقم شگفت‌انگیزی است. سوال را دوباره باید تکرار کرد؛ مگر اقتصاد در بحران نیست؟
 
1- برگشتی‌ها
 
استقلال قهرمان لیگ و فتح‌الله‌زاده مدیر محبوب قلب‌های آبی است اما در همه فصل استقلال داد از غم نداری و بی‌پولی می‌زند. کلاه خود را قاضی کنید؛ آنها چطور با رحمتی و نکونام و منتظری و حیدری و ساموئل توافق کرده‌اند؟ با جیب خالی؟ چک‌های برگشتی؟ اگر بپذیرید، عقل معاش ستاره‌های ملی‌پوش آبی را به سخره گرفته‌اید.
 
2- حاتم طایی
 
رویانیان بیش از مدیریت ورزشی، مدیر مالی به ظاهر موفقی است. این اقبال عمومی بیشتر به‌خاطر خرج‌های کلان و خرید‌های میلیاردی به آقای رویانیان روی آورده. او سال گذشته کلی ستاره به پرسپولیس آورد و نامش را با پورشه و آزرا و کیا پیوند زد اما همه داستان که این نبود؛ اینکه مربیان پایه و بازیکنانشان دریافتی نداشته‌اند هم موضوع مهمی است... پول داشتن برای تیم‌های بزرگ خوب است اما برای انصاری‌فرد چقدر باید هزینه کرد؟ صادقیان جوان چقدر می‌ارزد؟
 
3- کاسب اصفهانی
 
سپاهان مظهر حساب و کتاب است اما آنها زیرزیرکی و بی‌امان، پول به حلقوم فوتبال ریخته‌اند. پول برای کریمی و افشین... ببینید شجاع خلیل‌زاده چقدر می‌ارزد؟ به جباری چقدر داده شده که قید قول‌های حاجی را بزند؟ البته که جباری بازیکن بزرگی است اما شفاف بگویند چقدر؟ اینها خرج‌هایی است که تیم‌های کوچک را هم نابود می‌کند. می‌گویید کاوانی و گرت بیل؟ ما درباره یعقوب کریمی و آرش افشین حرف می‌زنیم. راستی پی‌اس‌جی زمین اختصاصی دارد یا ندارد؟
 
4- بهای موفقیت
 
در همه فصل‌های حضور تراکتور در لیگ برتر هزینه‌های این تیم مردمی زیادتر می‌شود. فرقی هم نمی‌کند جلالی هم که باشد موفقیت می‌خواهد. کریم انصاری‌فرد و علی کریمی یعنی آنجا هم پول هست اما هزینه‌ها هر روز بالاتر می‌رود. اینکه تراکتور شهر تبریز را خوشحال می‌کند به جای خود اما به چه قیمتی و تا کجا می‌شود اینگونه خرج کرد؟ نه کارخانه فولادی هست و نه وزارت ورزش. آینده تبریز هم رو به مصرف‌گرایی مطلق می‌رود. این خطر کمی نیست.
 
حرف آخر
 
حالا به این نام‌ها استقلال خوزستان را اضافه کنید. لیست این تیم 20 بازیکن جدید دارد؛ ملوان 10 تا راه‌آهن 15 تا و الی آخر. مگر نمی‌گویند فوتبال تکه‌ای از جامعه است؟ پس کو خبر از بحران اقتصادی؟ مگر باشگاه‌های لیگ برتر همه از نداری نمی‌نالند؟ پس چرا آرش افشین که به‌زور بالای سقف می‌رفت حالا و بعد از فصلی معمولی و بدون بازی چشمگیر ملی میلیاردی می‌شود؟ چرا همه مردم از نداری می‌نالند و انصاری‌فرد که در پرسپولیس و تیم ملی جواب نداد ادعای 700 میلیون پیش قرارداد می‌کند؟ پس به این نتیجه می‌رسیم که پول هست؛ برای این دکان بی‌هویت که نامش را لیگ برتر گذاشته‌اند پول هست. تیم من و تیم شما پول دارند. حال همه عکس جامعه است. تورم فقط نصیب آنهایی است که به استادیوم می‌آیند و فریاد می‌زنند که سرخ و آبی و زرد موفق شوند اما کلاه سرشان می‌رود.
 
وقتی هر سال تیمی 10 تغییر می‌بیند و هزینه‌ها سر به فلک می‌رود و برای رفتن به جام‌جهانی آرش افشین و انصاری‌فرد به هیچ دردی نمی‌خورند یعنی کلاه سر‌مان رفته. وقتی آمار تماشاگران هر روز کمتر می‌شود و آمار بیننده‌های فوتبال اروپایی بیشتر، یعنی کلاه سر آنهایی رفته که به ورزشگاه رفته‌اند. به ورزشگاه‌هایی که آبخوری ندارند اما ویترین میلیاردها پول بی‌هدف هستند. گهر دورود کجاست؟ شاهین بوشهر چطور؟ آنها هم حال امروز تیم‌های لیگ برتر را داشتند اما حالا و بعد از سقوط یادشان آمده بدهی میلیاردی‌شان را برای چه کسانی بر دوش کشیده‌اند. بیاییم صادق باشیم؛ اگر یک بازیکن در لیگ ما قیمتش بالاتر از میلیارد می‌ارزید ما را هم خبر کنید. برای اینکه بدانید چه کسانی لایق پول هستند یک بار از نزدیک تیم‌های اروپایی را ببینید، آنوقت شاید با هم هم‌عقیده شدیم که نوع دویدن گوچی هم با اینها فرق می‌کند!

اخبار مرتبط