"آثار عبدالعلی نگارنده" با "نغمه‌های پیروزی" رونمایی شد

همسرایی شاعران آئینی پیشکسوت در یادمان نگارنده

ریش‌سفیدان و پیشکسوتان شعر آئینی، عصر دیروز ۱۲ تیر از همه جای کشور جمع شدند تا یاد عبدالعلی نگارنده را با رونمایی از آثارش بار دیگر زنده کنند؛ این مراسم با رونمایی از چاپ دوم کتابی که ۵۰ سال پیش برای نختسین‌بار منتشر شده بود همراه شد.

 

به گزارش «سراج24»، مراسم رونمایی از مجموعه آثار عبدالعلی نگارنده شاعر فقید آئینی و بانی انجمن شعر فردوسی مشهد، همچنین رونمایی از چاپ دوم مجموعه شعر «نغمه‌های پیروزی» که چاپ نخست آن در سال 40 به همت محمود اکبرزاده منتشر شده بود، عصر دیروز در سرای اهل قلم برگزار شد.
این مراسم مملو از شور و شوق شاعرانه‌ای بود که این‌بار نه توسط جوانان شورمند و احساساتی عاشق شعر، بلکه توسط پیرمردان و ریش‌سفیدان شعر آئینی کشور انتقال می‌یافت. پیشکسوتان شعر ایران دیروز از همه جای کشور جمع شدند تا یادمان عبدالعلی نگارنده را هر چه باشکوه‌تر برقرار کنند. محمد رستگار که از مشهد آمده بود به دوستان شاعرش می‌گفت این مراسم روزی برای ما هم برگزار می‌شود، «پس بلند صلوات بفرستید!»
غوغایی بود دیروز، از شعرخوانی احد ده‌بزرگی گرفته، که بوی گل و گلاب را از شیراز با خود آورده بود تا سید رضا موید که دیگر حتی یک تار موی سیاه هم بر سر و صورت‌اش نمانده؛ اما چنان شعر می‌خواند که انگار در اوان جوانی است، و عجب شعری خواند. در آن میان که همه از مردان مرد کربلا شعر خواندند؛ یا از امام مهربانی‌ها رضای رئوف(ع) یا د کردند. موید اعلام کرد که می‌خواهد از مادر کربلا حضرت رباب(س) شعر بخواند. و واقعا عجب شعری خواند؛ تا الماس‌های اشک زلال پیرمردان شعر عشق را بر صورت جاری نکرد، از پشت تریبون پایین نیامد. سید که با شال سبز ساداتی‌اش آمده بود در پایان مراسم چشمان‌اش سرخ شده بود و برق می‌زد.
سیدرضا تنها ریش‌سفید جلسه نبود که اشک دوستان‌اش را درآورد؛ هم  غلامرضا شکوهی دیگر شاعر مشهدی با شعر فاطمی‌اش نمی بر چشمان حاضران جلسه نشاند و هم آخر برنامه از علی انسانی خواستند که ذکری بگیرد، وقتی حرف می‌زد گویی صدایش با زحمت بلند می‌شد اما این پیرمرد هم تا لب به نغمه باز کرد و از خورشید عشق خواند دیگر نه خشی مانده بود و نه زحمتی برای بلند کردن صدا. دیروز جوان‌ترها هم بودند و به قول علی انسانی چه خوب شعر و ذکرش را "تحویل می‌گرفتند"، کسی نفهمید چه شد در آنی همه زبان گرفتند و آرزوی کربلا داشتند. انسانی هم در طول ذکرش از "سگ یک خانه" می‌خواند و پیرمردانی که شانه‌هایشان را در باد می‌جنباند و ارادت خرج می‌کردند. علی انسانی راست می‌گفت که "چشم‌های‌ما گرسنه‌اند". همه گریه می‌کردند، این بار جوانان از تعقیب پیران باز مانده بودند و گویی چشم‌های کهنسالان شاعر برناتر از جوانان بود.
حرف‌های ادبی هم زده شد، تعریف و تمجیدهایی از تلاش‌های شاعری دلسوخته و فروتن که اخلاص را در شاعرانگی‌اش معنا کرده بود، اما برای کسانی که دیروز در سرای اهل قلم بیتوته کرده بودند ابراز احساسات پیشکسوتان شعر آئینی فارسی از همه چیز جذابتر بود. حتی حبیب چایچیان (حسان) که اخیرا بیمار است به زحمت بسیار خود را رسانده بود تا از رونمایی آثار دوست دیرین‌اش «عبدالعلی نگارنده» جا نماند. نگارنده بسیاری از یادداشت‌های شعری‌اش را به حسان سپرده بود و او آنم‌ها را در اختیار جواد هاشمی؛ (مصحح و گردآورنده کتاب) داده بود تا چیزی از قلم نیفتد.
همه شعر خواندند و خاطره گفتند، گاهی که از عشق گریه نمی‌کردند در یادبود روزهای گذشته؛ انجمن‌ رفتن‌شان و شاعری کردن‌شان و عشق پروردن‌شان حرف می‌زدند و می‌خندیدن. صائم کاشانی که از کاشان آمده بود و خاطرات نوجوانی اش از شعری که برای استادش نگارنده سروده بود سخن می‌گفت و دیدارش با قاسم رسا را وصف می‌کرد به همه گفت که دکتر رسا مطبی باز کرده بود که محل رفت و آمد شاعران بود، نه بیماران؛  محمود اکبرزاده مشهدی که دیگر با عصا راه می‌رود از پایین به همه دوستان‌اش می‌گفت: «بیماران واقعی همین شاعرانند دیگر» و همه می‌خندیدند. 
جواد هاشمی و محمدرضا یزدی تنها شاعران جوانی بودند که شعر خواندند، هاشمی که مصحح «مجموعه آثار نگارنده» و «نغمه‌های پیروزی»  بود و یزدی هم پژوهشگر جوان چاپ دوم «نغمه‌های پیروزی» اکبر زاده! هاشمی به خاطرات تدوین دو کتاب اشاره کرد و چندان بر فضای ادبی و احساسی حاکم بر جلسه غالب نشد، غزلش‌ را که برای عبدالعلی نگارنده سروده بود، خواند و پایین آمد.
محمدعلی مجاهدی مثل "پروانه" (تخلص شاعر) از قم آمده بود تا باز هم به نوری از شمع آثار نگارنده که هنوز برخی‌شان بر تارک شعر آئینی امروز می‌درخشند، چشمی روشن کند. می‌گفت: اگر از من بپرسند دو شاعر آئینی بزرگ و تاثیرگذار پیش از انقلاب اسلامی چه کسانی هستند؛ پاسخ من نخست عبدالعلی نگارنده است و سپس خوشدل تهرانی. مجاهدی هم خاطراتی از مشهد گفت و حضورشان را در انجمن ادبی نگارنده توصیف کرد. از شازده قهرمان (مرحوم محمد قهرمان)گرفته تا شفیعی کدکنی، از حبیب صاحب‌کار و محمد آگاهی و دیگرانی گفت که چقدر پروانه‌وار گرد نگارنده می‌گشتند و از او ادبیات و ادب می‌آموختند.
مجاهدی علت شیفتگی‌اش به نگارنده را تواضع و فروتنی این شاعر می‌دانست و از شعر «تنور خولی» او به عنوان بهترین شعر  آئینی‌ای یاد کرد که حول واقعه به خانه بردن سر مطهر امام حسین(ع) توسط خولی ملعون سروده شده است. شعر خولی را خواند و نکاتی را تذکر داد و شعری فاطمی دیگری از نگارنده خواند و توضیح داد که نگارنده در عین حفظ و بیان مصائب فاطمی در شعر نکات اخلاقی و معرفتی را یادآور شده و این نکته‌ای است که شعر امروز ما به آن محتاج است.
نوه‌های عبدالعلی نگارنده هم در جلسه بودند و شعر خواندند. نوه پسری‌اش؛ رضا نگارنده که به گفته جواد هاشمی سهم زیادی در گردآوری مجموعه آثار داشته می‌گفت: تکیه پدربزرگ بیش از اشک گرفتن از مردم تبیین معرفت به اهل بیت(ع) بود و معرفت به این خاندان را همه چیز می‌دانست، با وجودش نیاز به هیچ راه و رسم دیگری نیست. به تحول درونی پدربزرگش اشاره کرد و گفت؛ گویی او نیز در زندگی‌اش مانند ناصر خسرو و حافظ تجربه‌ای شخصی داشته که منجر به تجول و کمال‌خواهی او شده است.
احد ده‌بزرگی چند رباعی و یم غزل خواند و گفت: فخر محمود اکبر زاده بیش از اینکه به خاطر جمع‌آوری کتاب «نغمه‌های پیروزی» به این دلیل است که عمری را در پای منبر امام حسین(ع) و نشسته و با اشکس علمداری کرده است. محمد جواد غفورزاده (شفق) هم که راه دور از خراسان تا تهران را آمده بود، چند رباعی و یک غزل خواند و به‌خاطر روز بزرگداشت علامه امینی صاحب کتاب الغدیر، مدح حضرات امیر را خواند و همه حضار «یا علی مدد گویان» همراهی‌اش می‌کردند. 
وقتی از محمد اکبرزاده گردآورنده نخستین چاپ «نغمه‌های پیروزی» خواستند برای سخن گفتن و شعر خوانی پشت تریبون بیاید، عصا زنان با لبخندی مهربانانه آمد و گفت: من در مشهد چای‌ریز انجمن ادبی آقای نگارنده بوم و با او خیلی نشست و برخاست داشتم. در این انجمن همه می‌آمدند از مقام معظم رهبری گرفته تا محمدرضا شفیعی کدکنی. از آگاهی تا صاحب‌کار. از خاطره اصلاح شعر محمد آگاهی توسط نگارنده حرف زد که باعث شده بود عبدالعلی خان با زبان روزه 2 ساعت تمام دم در خانه بایستد تا شعر مرحوم آگاهی را اصلاح کند. 
اکبرزاده در پایان سخنانش هم گفت: چیزی که درباره این آدم برای من جالب بود این است که مرحوم نگارنده هر روز صبح زود در حرم امام رضا(ع) بود و نکته دیگر اینکه شعرهایش هدف‌دار بودند.
در این مراسم حجت‌الاسلام رضا جعفری از اعضای انجمن شاعران اهل بیت(ع) هم به ارائه گزارشی از عملکرد این انجمن در 9 ماهی که فعالیت خود را آغاز کرده، پرداخت و گفت: شاعران که در این جلسه هستند هر کدامشان یک دیوان شعر مجسم‌اند و برای ما افتخار است که در این جلسه حضور داریم.
وی پیگیری بیمه و مسکن شاعران اهل بیت، برگزاری شب‌های شعر و جلسات نقد شعر در تهران و شهرستان‌ها و همچنین احیای آثار شاعران گذشته را به عنوان فعالیت‌های اخیر انجمن شاعران اهل بیت(ع) نام برد.
در این مراسم از محمود اکبرزاده شاعر و صاحب کتاب «نغمه‌های پیروزی» با اهداء جوایزی تجلیل شد و همچنین هدایایی به رسم یادبود به نوه دختری عبدالعلی نگارنده سیدسعید اسدی خوانساری (به نمایندگی اعضای خانواده) اهدا شد.
در پایان مراسم مدیحه‌سرایی و ذکر مصیبت علی انسانی شاعر، پگوهشگر و مداح اهل بیت(ع) حسن ختام این برنامه بود. انسانی پیش از مدیحه‌سرایی‌اش از جریان نو‌پدید شعر آئینی کشور اظهار نگرانی کرد و گفت: بیاییم تلاش کنیم تا برای برترین‌های عالم بهترین شعر‌ها را بگوییم و در این راه رعایت کمال ادب و احترام را داشته باشیم.
اخبار مرتبط