گروه فرهنگی «سراج24» روزی که می خواستم برای تماشای پشت شیشه ها به سالن نمایش بروم ، نمایشنامه های محمد چرم شیر را یکی یکی در ذهن خودم تداعی کردم تا بتوانم جنس نمایش پشت شیشه ها را هم پیش بینی کنم ، اما پشت شیشه ها متفاوت بود.
نمایش پشت شیشه ها در ابتدا برای من به جز اسم محمد چرم شیر چیز دیگر نداشت و متاسفانه یک بار دیگر سنگ همین اسم بازی ها را خوردم.
نمایش پشت شیشه ها که در کارگاه نمایش باران این روزها به پایان اجرای خود نزدیک می شود در کمال شگفتی برای من یک خلاقه تمام عیار بود آن هم در محیطی با کمترین تجهیزات.
نمایش پشت شیشه ها داستان دو عروسکی است که می خواهند از پشت ویترین بیرون بیایند و آزاد باشند ، دو عروسکی که از بازی کردن خسته شده اند با علایقی متفاوت که بیشتر شبیه به علایق انسان هاست.
برای من عروسک ها نشانه ای از انسان ها بودند، عروسک هایی که از بازی کردن و از زندان ویترین خسته شده بودند اما با وجود این که قفل ها را با کلید گشودند نسبت به ضمانت نامه ای که شرکت عروسک سازی برای آن ها در نظر گرفته بود پایبند ماندند و از ویترین مغازه بیرون نرفتند.
جدال و صحبت عروسک ها برای رهایی از ویترین مغازه ، برای فرار از بند ضمانتنامه ها برای فرار از بازی کردن و در آخر تلقین کهنه شدن و از کار افتادن حرارت نمایش را دو چندان کرده بود و حتی زمانی که آن ها فهمیدند دیگر شرکت تولید کننده آن ها از بین رفته و عملا ضمانتنامه ها از اعتبار افتاده هم برای رهایی از ویترین کاری نکردند.
بدون شک بازی زیبای آیلار نوشهری و رویا جزینی و همچنین تلاش های آقای مسعود نورمحمدیان کارگردان این نمایش و تلاش های بی وقفه دستیار ایشان مریم شجاعی نیز قابل ستایش است.
طراحی لباس این نمایش و انتخاب طراح آن قابل ستایش بود و خوب به دلیل این که همه پرده ها در یک صحنه اتفاق می افتاد و شکل خاصی هم نداشت در مورد طراحی صحنه نمی توان اظهار نظر کرد.
با این که تنها دو روز به پایان اجرای این نمایش باقی است ، تماشای آن در کارگاه نمایش باران را از دست ندهید.
0نظر