به گزارش سراج24 به نقل از اندیشکده امریکن اینترپرایز، مطرح شدن مذاکره میان طالبان و آمریکا اقدامی است که به زعم کارشناس این اندیشکده احمقانه و بینتیجه خواهد بود. طالبان میکوشند با استفاده از این فرصت روابط خود با القاعده و دیگر گروههای افراطی منطقه را تقویت کرده و اهداف نامیمون خود را پیش ببرد.
آیا تاریخ در حال تکرار است؟
در سال 1998 دولت کلینتون با طالبان بر سر میز مذاکره نشست و از ایشان قول گرفت که طالبان «به تروریستها اجازه ندهد از افغانستان به عنوان پایگاهی برای تروریسم استفاده کنند.» چند ماه پس از آن القاعده سفارت خانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا را منفجر کرد.
سه ماه پس از آن حملات، تیم کلینتون بار دیگر به سر میزه مذاکره با طالبان بازگشت. بر اساس برخی از گزارشهای محرمانه، مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه وقت توافق کرد که «آمریکا از طریق سفارت خانه خود در استامبول به گفتگویی جدی و اطمینان ساز با طالبان خواهد پرداخت.» در حالی که گفتگوی مذکور در راه بود، نشست دیگری در افغانستان در حال برگزاری بود که در آن اسامه بنلادن و خالد شیخ محمد در توره بوره گرد هم آمده بودند تا نقشه حملات 11 سپتامبر 2001 را طراحی کنند.
آیا شاهد یک الگو هستیم؟
اکنون در سال 2013 طالبان ضمن بیانیهای که بازگشایی دفتر سیاسی جدید در قطر را اعلان میکرد یک بار دیگر قول داد که «نمیخواهد با استفاده از خاک خود به دیگر کشورها آسیبی وارد کند یا به دیگران اجازه نخواهد داد با استفاده از خاک افغانستان تهدیدی را متوجه امنیت کشورهای دیگر کند.»
نباید یک کلمه از حرفهای ایشان را باور کرد
رهبران طالبان به هیچ وجه تمایلی به تسهیم قدرت ندارند. هدف ایشان آن است که آمریکا را از سر راه بردارند تا بتوانند افغانستان را در دست بگیرند.
بنابراین چرا طالبان مذاکره میکنند؟ ساده است. طالبان میداند که باراک اوباما میخواهد افغانستان را ترک گفته و گوانتانامو را تعطیل کند ـ و ایشان میخواهند در هر دوی این اقدامات به او کمک کنند.
رهبران طالبان سه هدف را دنبال میکنند:
اول ایشان از اوباما میخواهند که پنج تن از رهبران عمده ایشان را که در گوانتانامو به سر میبرند آزاد کنند. یکی از معاونین پیشین وزیر دفاع که از جانب سازمان ملل به جنایات جنگی متهم است و بر اساس گزارشهای ارتش آمریکا «یکی از مشاوران مهم القاعده و دیگر گروههای افراطی است»، در شمار این افراد قرار میگیرد. همچنین معاون وزیر اطلاعات در شمار ایشان قرار میگیرد که بر اساس گزارشهای ارتش آمریکا «از دفتر خود برای حمایت از القاعده استفاده میکرد و از افراد القاعده برای آموزش کادر اطلاعاتی طالبان استفاده میکرد.» فرد مهم دیگری که در شمار این افراد قرار میگیرد، یک وزیر امور داخله است که «به صورت مستقیم با اسامه بنلادن و نیز حماس و ابو مصعب الضرقاوی، رهبر القاعده عراق،» ارتباط داشت. چرا طالبان خواهان آزادی این افراد است؟ زیرا میخواهد این افراد به دامان طالبان بازگردند تا در جنگ برای بازپسگرفتن افغانستان به ایشان کمک کنند. طالبان سخنان اوباما در دانشگاه دفاع ملی را شنیدند و دیدند که او گفت «چرا باید 200 میلیون دلار دیگر را صرف باز نگاه داشتن گوانتانامو کنیم در حالی که از سرمایه گذاری در بخش آموزش و پژوهش در داخل میکاهیم.» ایشان گمان میکنند که اوباما تمایل بسیاری به آزادی این افراد دارد ـ به ویژه در تبادل با یک سرباز آمریکایی دستگیر شده.
دوم، رهبران طالبان میخواهند خروج نیروهای آمریکا از افغانستان را سرعت بخشند. ایشان شنیدند که اوباما در سخنرانی دانشگاه دفاع ملی خود گفت که «جنگ در افغانستان در حال پایان یافتن است.» ایشان میدانند که اوباما میخواهد تا سال 2014 به طور کامل یا تقریباً کامل نیروهای آمریکایی را خارج کند. ایشان میخواهند پوشش لازم را برای خروج سر وقت نیروهای آمریکایی برای رئیس جمهور فراهم کند حداقل نیروی ممکن را در خاک افغانستان باقی بگذارد.
سوم، ایشان میخواهند از دفتر خود در قطر به عنوان پایگاهی برای عملیاتهای خود در خلیج فارس بهره ببرند. از مرکز فرماندهی که اوباما به ایشان اجازه داده است در دوحه ایجاد کنند، ایشان میتوانند از کشورهای حاشیه خلیج فارس بودجه تأمین کنند، با دیگر گروههای جهادی رادیکال ارتباط بگیرند و با برقراری روابط دیپلماتیک با دیگر کشورها به خود مشروعیت بخشند.
ما به ایشان اجازه دادهایم تا در این مدت همه این اقدامات را انجام دهند و در عوض هم هیچ امتیازی به ما ندهند. طالبان روابط خود با القاعده را قطع نکرده است (مسئلهای که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه پیشین آن را «خط قرمزی آشکار» توصیف کرد). طالبان دولت رسمی افغانستان را به رسمیت نمیشناسد. ایشان خشونت را محکوم نمیکنند.
بله بالعکس، طالبان خشونت را افزایش داده است. در روزی که طالبان دفتر قطر خود را برای «مذاکره» با آمریکا افتتاح کرد، یک حمله موشکی به پایگاه هوایی بگرام ترتیب داد که منجر به کشته شدن چهار سرباز آمریکایی شد. این چگونه میتواند اقدامی برای ایجاد اعتماد باشد؟
هیئت اعزامی طالبان به قطر شامل اعضای شبکه حقانی است ـ گروهی که دولت اوباما به تازگی آن را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرده است. آیا ما واقعاً خواهان نشستن پای میز مذاکره با گروهی هستیم که بنا به اظهارات وزارت خارجه مسئول حمله سپتامبر 2011 به سفارت آمریکا در کابل و دیگر اقداماتی از این قبیل است؟ اقدام بعدی چیست؟ آغاز گفتگو با ایمن ظواهری؟
این تفکر که میتوان از این مذاکرات نتیجهای حاصل کرد، احمقانه است. طالبان به هیچ وجه قصد دادن امتیاز ندارند. ایشان میدانند که آمریکا در حال ترک خاک افغانستان است. ایشان میدانند که اوباما برای خروج لحظه شماری میکند. هدف آنها این نیست که قدرت را با دولت رسمی افغانستان تقسیم کنند. ایشان میکوشند حکومت افغانستان را سرنگون کنند. مذاکره کمک میکند ایشان به این هدف خود دست پیدا کنند.
0نظر