به گزارش «سراج24»، ابوالقاسم حسینجانی از شاعران آیینی و انقلابی است که بیشتر مردم او را با سروده زیبایی «کربلا منتظر ماست» میشناسندش. حضور او در عرصه شعر نیمایی و سپید قدرتمندانه و قابل تحسین بوده است.
حسینجانی درصدد این است که از ظرفیت و گنجایش هر واژه استفاده لازم را ببرد و این شگرد وی در شعرهای سپید و حتی در نثرهای ادبیاش به چشم میآید.
یک شعر سپید وی را از نظر میگذرانیم؛
«از دست هیچ کس، به تنهایی، کاری ساخته نیست
در بستر ارتباطهاست،
که توانمندیها و تواناییها، شکوفا میشوند.
آن گاه که
برکت بهار، دست عاطفهاش را، بر سر خاک میکشد
دیگر جایی نمیماند که سبز نروییده باشد!»
حسینجانی شاعر واژههاست، پیامهای زیادی در شعرهای او پنهان است. پیامهایی از جنس «مذهب»، «عشق»، «روشنی» و ... داستان شجاعانه دست و دریا از زبان این شاعر شیعی شنیدنی است؛
کنار دل و دست و دریا اباالفضل (ع)
تو را دیدهام بارها، یا اباالفضل
تو از آب میآمدی مشک بر دوش
و من - در تو - غرق تماشا، اباالفضل!
اگر دست میداد، دل میبریدم
به دست تو از هر دو دنیا، اباالفضل!
دل- از کودکی- از فرات آب میخورد
و تکلیف شب: آب، بابا، اباالفضل!
تو - لب تشنه- پرپر شدی، شبنم اشک
به پای تو میریزم اما، اباالفضل!
فدک، مادری میکند کربلا را
غریبی تو هم مثل زهرا (س)، اباالفضل!
تو را هر که دارد، ز غم بینیاز است:
وفا بعد از این، نیست تنها، اباالفضل!
تو با غیرت و آب و دست بریده
قیامت به پای میکنی، یا اباالفضل!
گره خوردگی عاطفه و اندیشه حسینجانی با مفهوم دفاع مقدس از او شاعر خوش سخنی در این حوزه ساخته است. شیفتگی او به فرهنگ تشیع در نثرهایش وی را به عنوان ادیبی فکور شناسانده است اگر کتاب «اگر شهادت نبود...» وی را مطالعه کنید به قدرت چینش و مهندسی کلمات توسط این شاعرِ اندیشمند پی خواهید برد.
نگاه او به واژهها، نگاهی از سر اندیشه و تفکر است. او در بیشتر نثرهایش در عین تازگی و طراوت، سرخ میشکفد.
«بچههای جنگ، بچههای کربلا بودند:
بچههای عاشورا، بچههای خون و خطر، بچههای شهادت، بچههای غیرت، بچههای عشق، بچههای غم و فریاد، بچههای تنهایی، بچههایِ درد، بچههای هقهقهای نیمهشب...
شب آنان، قدر بود: از هزار ماه برتر و با برکتتر؛ و روزشان، تقدیر عاشورایی انسان! و همین، قدر آنها را تا بلندای کرامت و شرف، بالا برده بود... دنیا، در چشم آنان، کوچک بود؛ و باورشان، در برابر هر چیز، بزرگ! جغرافیای قرآن را بلد بودند، و کوچه پس کوچههای نهجالبلاغه را میشناختند...»
قلم سحرآمیز و جذاب حسینجانی در نثرهایش باعث میشود که مخاطب به راحتی کتابهایش را زمین نگذارد و جالب این جاست که نثرهای حسینجانی آیینه سخنهای اوست. سخنهایی که به راحتی با مردم ارتباط برقرار میکند.
نگاه دقیق حسینجانی به واژهها، از او سخنوری خوش ذوق و توانا ساخته است. سخنوری که همیشه سخنی تازه برای گفتن دارد.
0نظر