به گزارش سراج24؛ در ۲۵ اوت ۲۰۲۶، مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد)، در نشستی خبری در کاخ ریاستجمهوری دمشق، انحلال رسمی این گروه را بهعنوان یک نیروی نظامی مستقل اعلام کرد.
این اقدام، که بر اساس توافقی با دولت مرکزی سوریه صورت گرفت، نتیجهی مستقیم انحلال پیشین حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) و توافق عبدالله اوجالان با سازمان اطلاعاتی ترکیه (میت) ارزیابی میشود.
با این حال، واکنشهای دوگانهی آنکارا و واشنگتن که هر یک این رویداد را حاصل راهبرد خود معرفی میکنند، نشان از آن دارد که انحلال قسد، نه یک پیروزی یکجانبه، که نقطهی تلاقی دو راهبرد موازی است که در آن از یک سو، «نقشهی راه آنکارا» برای حذف نهادهای اقماری پ.ک.ک از مرزهای جنوبی خود، و از سوی دیگر، «مدیریت واشنگتن» برای خروج سازمانیافته از سوریه و حفظ دستاوردهای ژئوپلیتیکی خود در چارچوب طرح کلان خاورمیانه است.
تحولات موجود نشان میدهد که انحلال قسد، یک رویداد تاریخی کمنظیر در تحولات سوریه پس از ۲۰۱۱ محسوب میشود. این گروه که در سال ۲۰۱۵ با حمایت مستقیم نظامی، آموزشی و مالی آمریکا تأسیس شد، در طول ۱۲ سال، بهعنوان مهمترین متحد واشنگتن در مبارزه با داعش و همچنین بزرگترین مانع راهبردی آنکارا در شمال سوریه ایفای نقش کرد.
اما آنچه این رویداد را پیچیده میسازد، ادعای هر یک از دو بازیگر اصلی یعنی ترکیه و آمریکا بر مدیریت آن است، از منظر آنکارا انحلال قسد، حلقهی نهایی از زنجیرهای است که با توافق اوجالان و میت آغاز شد. رسانههای نزدیک به حزب عدالت و توسعه، این رویداد را بهعنوان «برگ برنده» و نشانهی موفقیت راهبرد اردوغان در مهار پ.ک.ک و اقالیم آن در سوریه قلمداد میکنند.
از سویی از منظر واشنگتن، تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نمایندهی ویژهی ترامپ در پروندههای منطقه، انحلال قسد را «یک رویداد تاریخی و حماسی» توصیف کرده و آن را بخشی از «طرح خاورمیانهی دونالد ترامپ» معرفی نموده است.
انحلال قسد را نمیتوان خارج از بستر توافق اوجالان با سازمان اطلاعاتی ترکیه (میت) تحلیل کرد. بر اساس این توافق، که با تصویب قانونی در مجلس ترکیه در ۱۰ اوت ۲۰۲۶ رسمیت یافت، پ.ک.ک رسماً منحل شد و فرایند خلع سلاح آن آغاز گردید.
ترکیه همواره قسد را «ادامه و عقبهی پ.ک.ک» در سوریه میدانسته و انحلال آن را شرط اساسی تحقق «ثبات پایدار» در همسایگی جنوبی خود اعلام کرده است. از این منظر، انحلال قسد، نتیجهی طبیعی فشار همهجانبهی آنکارا اعم از عملیات نظامی فرامرزی، فشار دیپلماتیک بر واشنگتن، و توافق با اوجالان برای حذف تهدید پ.ک.ک از مرزهای جنوبی خود محسوب میشود.
در سوی دیگر، روایت واشنگتن از این رویداد، نشان از یک «مدیریت هوشمندانه» برای خروج از سوریه دارد. تام باراک، این اقدام را نه یک شکست، بلکه «ادغام منظم قسد در نهادهای دولتی سوریه» و «تبدیل تفرقه به همکاری پایدار» توصیف کرده است.
او بر نقش «رهبری آیندهنگر ترامپ» در هموار کردن این مسیر تأکید ورزیده و از «بهرسمیت شناختن زبان کردی در آموزش» و «تضمین نقشهای اساسی برای مظلوم عبدی و الهام احمد در دولت سوریه» بهعنوان دستاوردهای این توافق یاد کرده است. این اظهارات نشان میدهد که واشنگتن، با تسهیل این انتقال، کوشیده است تا از یک «خروج بیبرنامه» و واگذاری میدان به رقبا جلوگیری کند، همچنین امنیت متحدان کرد خود را (تا حد ممکن) تضمین نماید و نیز طرح کلان خود برای «سوریهی متحد» را بهعنوان یک پیروزی دیپلماتیک به تصویر بکشد.
فراتر از دو روایت آنکارا و واشنگتن، نباید از نقش دولت مرکزی سوریه بهعنوان عامل سوم و میانجی اصلی این تحول غافل شد. انحلال قسد، بر اساس توافقی دوجانبه میان دمشق و نیروهای کرد صورت گرفته است که ریشه در توافق ۲۹ ژانویهی ۲۰۲۶ دارد. بر اساس این توافق نیروهای قسد در تیپهای ارتش سوریه ادغام شدهاند و میادین نفتی، گذرگاههای مرزی، فرودگاه قامشلی و نهادهای مدنی به وزارتخانههای دفاع و کشور سوریه واگذار شدهاند همچنین بین ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر از نیروهای پیشین قسد در ساختار ارتش ملی سوریه سازماندهی شدهاند.
در این توافق مظلوم عبدی بهعنوان مشاور رئیسجمهور سوریه منصوب شده است.این توافق، نشان از ارادهی دولت مرکزی سوریه برای بازپسگیری حاکمیت خود بر مناطق شمال شرق دارد؛ فرایندی که پیش از این با حملات ژانویهی ۲۰۲۶ به مناطقی همچون رقه و دیرالزور آغاز شده بود.وضعیت فوق، نشان میدهد که انحلال قسد، نتیجهی «همافزایی موقت سه بازیگر» با انگیزههای متفاوت است.
با این حال، روایتپردازی دوگانهی آنکارا و واشنگتن از این رویداد، نشان از «رقابت راهبردی» در پس «همافزایی تاکتیکی» دارد.
آنکارا میکوشد این رویداد را حاصل «فشار خود» و «نقشهی راه ترکیه» جلوه دهد تا در افکار عمومی داخلی، آن را بهعنوان یک پیروزی بزرگ برای اردوغان به تصویر بکشد از سویی واشنگتن نیز با اظهارات باراک، در صدد است تا این رویداد را بهعنوان «بخشی از طرح کلان ترامپ» معرفی کرده و از آن برای تقویت وجهی بینالمللی خود و نیز مشروعیتبخشی به سیاستهای منطقهایاش بهرهگیرد.
واقعیت میدانی اما، گویای آن است که انحلال قسد، بیش از آنکه حاصل ارادهی یکجانبهی آنکارا یا مدیریت انحصاری واشنگتن باشد، نتیجهی «همگرایی موقت منافع» در بستر تحولات پسا در اسد سوریه است.
تغییرات بنیادی سیاسی در دمشق (سقوط بشار اسد در اواخر ۲۰۲۴ و استقرار دولت جدید به رهبری جولانی)، بستر لازم برای این توافق را فراهم آورده است؛ توافقی که هر سه طرف یعنی ترکیه، آمریکا و نیروی حاکم در سوریه را به نوعی به مقصود رسانده است.
نکته قابل توجه آن است که انحلال قسد، یک رویداد تاریخی در تحولات سوریه است که در نقطهی تلاقی سه راهبرد موازی رقم خورده است، نقشهی راه آنکارا برای حذف پ.ک.ک از مرزهای جنوبی، «مدیریت واشنگتن» برای خروج سازمانیافته از سوریه و حفظ متحدان کرد، و «ارادهی دمشق» برای بازپسگیری حاکمیت ملی است.
هرچند روایتپردازی دوگانهی ترکیه و آمریکا، این رویداد را بهعنوان حاصل راهبرد خود معرفی میکنند، واقعیت میدانی نشان از «همافزایی موقت منافع» در بستر تحولات پسا اسد دارد.
با توجه به ابعاد گستردهی ادغام نظامی و مدنی قسد در ساختار دولت سوریه، ضرورت دارد تا ایران، روند اجرایی این توافق و میزان پایبندی طرفین به آن را بهطور مستمر رصد نمایند.
همچنین با توجه به پیوستگی جغرافیایی مناطق کردنشین سوریه با عراق و ترکیه و سپس با مرزهای ایران، پیامدهای امنیتی این تحول برای مناطق غربی کشور، بهویژه در حوزهی تحرکات گروهکهای مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد.
برخی تحولات حکایت از آن دارد که لایه رادیکال جریانهای ترورریستی در منطقه در صورت عدم پیروی از دستورات جدید به سمت کریدورهای همسو با ایران هدایت میشوند، توجه به این موضوع در مسئله امنیت مرزها از اهمیت بالایی برخودار است.
0نظر