به گزارش سراج24؛ دولت تروریست پرور آمریکا در ایام اخیر حتی تحریمهای ثانویه را علیه طرفهای خارجیِ مرتبط با اقتصاد ایران گسترش داده و شبکه صادرات نفت و واسطههای تجاری را هدف گرفته است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا تشدید فشار اقتصادی میتواند همان نتیجهای را رقم بزند که فشارهای چندینساله نتوانستهاند؟
جنگ اقتصادی؛ از تحریم تا تلاش برای محاصره
جنگ اقتصادی علیه ایران پدیده تازهای نیست. ایران سالهاست با تحریمهای گسترده دستوپنجه نرم میکند؛ اما آنچه امروز اهمیت دارد، تلاش برای تکمیل حلقه فشار اقتصادی است.
در دور جدید فشارها، واشنگتن تنها شرکتها و افراد ایرانی را هدف قرار نمیدهد، بلکه به سراغ شبکههایی رفته است که امکان تجارت ایران با جهان را فراهم میکنند. تحریم واسطههای نفتی، شرکتهای کشتیرانی و طرفهای خارجی، نشان میدهد هدف، افزایش هزینه هرگونه همکاری اقتصادی با ایران است.
از این منظر، جنگ اقتصادی را باید فراتر از مفهوم سنتی «تحریم» دید؛ اینجا سخن از تلاش برای اختلال در زنجیره تجارت، درآمدهای ارزی و مسیرهای دسترسی ایران به بازار جهانی است.
جامعهای که سالها با تحریم زندگی کرده است
تردیدی نیست سیاستگذاری های شیطانی و ضدبشری غربی ها و به ویژه دولت های منحوس آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی، در طول سالیان پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، مبتنی بر تحریم و اعمال فشار بر مردم شریف ایران بوده و هست، لذا یکی از محاسبات مهم در ارزیابی جنگ اقتصادی علیه ایران، تجربه تاریخی جامعه ایرانی است.
ایران سالهاست تحت فشار تحریم قرار دارد. اقتصاد کشور، بنگاههای تولیدی، تجار و حتی خانوارها بهتدریج با محیطی مواجه شدهاند که در آن محدودیتهای خارجی، بخشی از واقعیت زندگی اقتصادی بوده است.
این به معنای بیاثر بودن تحریم نیست؛ تحریم هزینه دارد و نمیتوان فشارهای معیشتی ناشی از آن را نادیده گرفت. اما مسئله این است که آیا افزایش این فشارها الزاماً به همان نتیجه سیاسی مورد انتظار طراحان تحریم منجر میشود؟ پاسخ لزوماً مثبت نیست.
حتی تحلیلهای اخیر درباره کارزار جدید فشار اقتصادی آمریکا نیز نشان میدهد که با وجود آسیبپذیری شدید اقتصاد ایران، این فشار الزاماً به تسلیم سیاسی منجر نمیشود و ایران همچنان مسیرهای جایگزین تجارت و صادرات را دنبال میکند.
افزایش تاب آوری با اصلاح ساختارها
جنگ اقتصادی یک حقیقت مهم را آشکار میکند: اقتصادی که در برابر فشار خارجی آسیبپذیر است، باید نقاط ضعف داخلی خود را نیز اصلاح کند.
تحریم میتواند بحران ارزی را تشدید کند، اما بیثباتی اقتصادی، ناکارآمدی، ضعف سرمایهگذاری، مشکلات نظام بانکی، ناترازی انرژی و ضعف سیاستگذاری نیز آسیبپذیری را افزایش میدهد بنابراین، پاسخ راهبردی به جنگ اقتصادی نمیتواند فقط «تحمل تحریم» باشد.تحمل، یک ضرورت کوتاهمدت است؛ اما تابآوری اقتصادی نیازمند اصلاح ساختارهاست.
در مقطع کنونی نیز گزارشها از تلاشهایی برای بازگشت به مسیر مذاکرات و توافق حکایت دارد. در یادداشتهای تحلیلی درباره تفاهم ژوئن ۲۰۲۶، حتی از تعهداتی برای کاهش یا رفع تدریجی تحریمها، مجوزهای مرتبط با صادرات نفت ایران و ایجاد سازوکارهای مالی و بازسازی سخن گفته شده است.
باید توجه داشت جنگ اقتصادی میتواند فشار ایجاد کند؛ اما فشار بهتنهایی توافق نمیسازد.
آخرین حلقه زنجیر، تسلیم نیست
تردیدی نیست که تشدید تحریمها میتواند اقتصاد ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهد و نباید نسبت به آثار آن سادهانگار بود. اما تبدیل این واقعیت به این نتیجه که «اقتصاد ایران حتماً فرو میپاشد» نیز با واقعیتهای پیچیده اقتصاد و سیاست بینالملل سازگار نبوده و شدنی نیست.
حتی در شرایط کنونی، که فشارهای اقتصادی و نظامی همزمان تشدید شدهاند، تحلیلها از یک وضعیت فرسایشی و پرهزینه حکایت دارند، نه یک پیروزی سریع و قطعی برای یکی از طرفین. بنابراین، اگر جنگ اقتصادی قرار است به یک نتیجه سیاسی منجر شود، پرسش اصلی این است که این فشار قرار است در نهایت چه مسئلهای را حل کند.
جنگ اقتصادی شاید بتواند اقتصاد را خسته کند، اما الزاماً نمیتواند اراده سیاسی یک کشور را درهم بشکند. راه خروج از این بنبست، نه در تحریم بیشتر، بلکه در ترکیب هوشمندانه قدرت اقتصادی، اصلاحات داخلی و دیپلماسی مؤثر جستوجو میشود.
ح ش 955
0نظر