غلو قدرت غرب و استحقار قدرت داخلی

بیش از 200 سال است که جریان غربزده داخلی تلاش می کند با ایجاد و نهادینه سازی «روحیه ما نمی توانیم» و در مقابل بزرگ نمایی قدرت خارجی، حاکمیت سیاسی و جامعه ایرانی را به این باور برساند که در مواجهه با دشمن خارجی نباید بر ریل مقاومت پافشاری کرد و می بایست با مذاکره و امتیازدهی به دشمن از وقوع جنگ جلوگیری کرد.

به گزارش سراج24؛ از زمان قاجاریه که جنگ میان ایران-روسیه و ایران- انگلیس هزینه های گسترده ای را به ایرانیان تحمیل کرد تا دوران پهلوی که همواره جنگ میان استقلال و وابستگی به غرب مهمترین دغدغه نخبگان جامعه بوده است تا به امروز که جمهوری اسلامی ایران صدارت امور کشور را در اختیار دارد همواره این جریان با عملیات روانی-رسانه ای گسترده روحیه خودحقیر پنداری را در جامعه ایرانی گسترش داده اند.

استتار واقعیت ها با تمرکز بر روحیه ما نمی توانیم!
آخرین نمونه از دوگانه غلو قدرت غرب و استحقار قدرت داخلی به جنگ رمضان برمیگردد که طی آن شخصیت های و رسانه های انبوه وابسته به این جریان کماکان تلاش میکنند با استتار واقعیت های میدان نبرد که امروز بسیاری از رسانه های غربی نسبت به آن معترف هستند، به تحقیر جامعه ایرانی در مواجهه با غرب بپردازند. توهمات رفرمیسم داخلی با تیتر رسانه های غربی که در ادامه به آن اشاره می شود به خوبی رنگ می بازد.

شبکه آمریکایی سی‌ان‌ان در ۵ مرداد ۱۴۰۵ تصریح می کند: «بقای ساختار سیاسی ایران پس از ترور رهبر پیشین، تصویری از مقاومت مؤثر در برابر ابرقدرت جهانی مخابره کرد؛ هیچ گزینه مناسبی هم برای جنگ با ایران باقی نمانده و‌ هر انتخابی بدتر از دیگری است» و روزنامه انگلیسی فایننشال‌تایمز نیز در گزارشی در تاریخ 9 مرداد از تحقیر ترامپ در مواجهه با جامعه ایرانی سخن به میان می آورد: «ترامپ که جنگ با ایران را با شعار تسلیم بی‌قید و شرط آغاز کرد، اکنون خود در موقعیت تحقیر استراتژیک گرفتار شده است.»  در همین روز نشریه آمریکایی نیوزویک نیز در گزارشی مشابه می نویسد: «سایه رعب‌آور تهدیدات نظامی آمریکا، کارکرد بازدارنده خود را در نگاه دیگران، از دست داد.» 

آنچه مبرهن می باشد این مسئله است که شخصیت ها و رسانه های جریان غربزده داخلی هر گزارش و رویکرد رسانه ای که نشان می دهد ایران توانسته در جنگ پیروز شود و غرب -در راس آنها ایالات متحده آمریکا- رنگ شکست را به خود دیده است، به صورت هماهنگ و گسترده حذف و دست کم، کم ارزش جلوه می دهند اما اخبار پیامدهای اقتصادی و تاجری ناشی از جنگ مانند گرانی کالا و یا موانع فروش نفت را به ضریب رسانه ای بالایی پوشش می دهند.

اعتراف رسانه های غربی و رویاهای حزبی که به باد رفت
چگونه می توان عرق ملی داشت و نسبت به دهها گزارش رسانه های آمریکایی بی تفاوت بود؛ از جمله گزارش رسانه آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال که هفته قبل منتشر شد و اعلام می کند: «ترامپ، به دستیاران خود اعلام کرده، حاضر است که از جنگ با ایران، حتی بدون توافق هسته‌ای، خارجی شود!» اعترافات رسانه های آمریکایی به قدرت روزافزون ایران در مواجهه با غرب به موارد فوق خلاصه نمی شود به طوری که در گزارش دیگری رسانه آمریکایی نیویورک‌تایمز می نویسد: «جنگ اخیر، قدرت رهبران ایران را چنان تثبیت کرده که هیچ کانون قدرت جایگزینی، باقی نمانده است» و همین رسانه چند روز بعد در گزارش مشابهی می نویسد: «ایران، سرانجام هیمنه پدافندی آمریکا را در هم شکست؛ تقاطعی مرگبار که جنگ نامتقارن را بی‌نقص مدیریت می‌کند، ثابت کرد چگونه یک ابرقدرت جهانی می‌تواند توسط یک بازیگر مصمم، زمین‌گیر شود.» 

در این میان اعترافات استیو هانکه، اقتصاددان آمریکایی نیز قابل توجه است: «ایران، برخلاف روایت رسانه‌ها، سریع‌ترین اقتصاد در حال رشد منطقه است.» یا آنچه کانال ۱۵ رژیم صهیونیستی بیان می کند: «آمریکایی‌ها در تمامی پایگاه‌هایشان ضربه خوردند، اما همیشه این حملات و خساراتش را پنهان می‌کنند؛ برای اینکه ملزم به پاسخ دادن نباشند!» و یا گزارشی که پنج شبنه گذشته رسانه آمریکایی نیویورک‌تایمز بیان می کند مبنی بر اینکه «ناو هواپیمابر آبراهام‌لینکلن آمریکا، پس از ۹ ماه ماموریت و استقرار در خاورمیانه، به سمت آمریکا حرکت (فرار) کرد؛ چندین نشریه نظامی، در هفته‌های اخیر، بحران‌هایی از داخل این ناو را، گزارش کرده بودند.»

این بی تفاوتی نسبت به قدرت نظامی و روحیه همبستگی ملی در مواجهه با دشمن و در مقابل بزرگ نمایی قدرت دشمن طی هفته های حین و پس از آن جنگ نشان می دهد که رهبران این جریان سیاسی کماکان اولویت حزبی و گروهی را به منافع ملی ارجحیت داده و قدرت جناحی را مقدم بر هر چیز دیگری می دانندحتی به قیمت از دست رفتن اقتدار ملی و شکست نظامی ایران در مواجهه با غرب.

اخبار مرتبط