برای تغییر محاسبات ترامپ لطفاً عجله کنید

«محاصره خردکننده اقتصادی» عنوان راهبرد جدید کاخ سفید در قبال ایران  است؛ راهبردی که مولفه های اصلی آن «گسترش دامنه تحریم‌ها»، «به صفر رساندن  فروش نفت ایران با محدودکردن صادرات آن» و «وادار‌کردن متحدان آمریکا و حتی چین به قطع یا کاهش تجارت با تهران» می باشد. با این باور که تحت فشار قرار گرفتن اقتصاد ایران می تواند منتهی به آشوب های خیابانی و تقابل سازی حاکمیت-ملت شده یا جمهوری اسلامی را مجاب می کند تا برای جلوگیری از فروپاشی و شورش های اجتماعی به پذیرش خواسته‌های واشنگتن تن دهد. 

به گزارش سراج24؛ محمد اسماعیلی، نوشت: اما آیا چنین راهبردی می‌تواند به هدف خود برسد؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم بررسی اهداف، پیشینه و طرح های موثر تقابلی است.

* ویژگی های اصلی طرح جدید ترامپ
محاصره خردکننده اقتصادی ترامپ سه ویژگی اصلی دارد: 

1- پیاده سازی چین طرحی، هزینه های مادی- معنوی به مراتب ناچیزتر از جنگ مستقیم نظامی برای امریکا و متحدان منطقه ای اش است و تنها ایران بواسطه محدویت های حداکثری در فروش نفت، هزینه پرداخت می کند اما در مقابل مراکز نظامی آمریکا و اقتصادی و تجاری اعراب منطقه مانند پالایشگاه ها و زیرساخت ها از حملات موشکی-پهپادی ایران مصون می ماند!

2- ترامپ به شدت نیازمند توقف جنگ در کوتاه مدت بود تا با اصلاح رویکردها و رویه های جنگی و احیای توان نظامی، از استیضاح بعد از شکست در انتخابات میان دوره آمریکا جان سالم به در ببرد و چه راه کم هزینه ایی بهتر از تشدید محاصره دریایی آنهم بدون اینکه یک گلوله به سمت نیروهای آمریکایی در منطقه شیک شود!
3- چنین روشی جنگ فرسایشی -نه در میدان نبرد نظامی بلکه- در میدان اقتصاد علیه ایران ایجاد می کند که نتایج بدست آمده از آن می تواند شکست های آمریکا در جنگ را که در ادامه به آن اشاره خواهد شد جبران سازد.

* هدف
«محاصره خرد کننده اقتصادی» یک عقب نشینی تاکتیکی باید معنا شود. ترامپ به اشتباهات محاسباتی خود در جنگ پی برد و در صدد اصلاح آن است تا از شکست پلی برای پیروزی بسازد. جنگ 12 روزه و جنگ رمضان با همه گستردگی اش برای ترامپ نتایج ملموسی به همراه نداشت، صنعت هسته ای و موشکی ایران تعطیل و حتی تضعیف نشد، مرزهای کشور توسط تروریست ها ملتهب نشد و جغرافیای سرزمین ایران چندپاره نشد، حاکمیت سیاسی دچار فروپاشی را تجربه نکرد، شورش های اجتماعی علیرغم کودتای دی ماه سال گذشته عملیاتی نشد و کمبود کالاهای اساسی منجر به قحطی و گرسنگی نشد و باید بتوان اهداف بر زمین مانده را رنگ تحقق بخشید. 

ترامپ تصور می کند طرف ایرانی بنا به دلایل مختلف اراده ای برای تقابل با ناوها و کشتی های جنگی آمریکایی که مامور اعمال محاصره دریایی هستند نداشته و محاصره دریایی بدلیل وجود جریان غرب گرا در درون حاکمیت ایران کماکان پایدار خواهد بود. اینکه شخصیت های سیاسی و رسانه های وابسته به جریان غربگرا طی یک هفته اخیر از لزوم پرهیز از جنگ علیه ایران و پاینبد بودن به تفاهم نامه منقضی شده می گویند و یا جامعه را از رسیدن فروش نفت به صفر و خالی شدن سیلوهای کالاهای اساسی می ترسانند با همین هدف صورت می گیرد. به زعم ترامپ، محاصره دریایی می تواند به شکننده ترشدن اقتصاد و کاهش شدید تاب آوری ایرانی ها منجر شده و منتهی به فروپاشی و سقوط حاکمیت شود. بنابراین بعد از تصغیر بیش از پیش اقتصاد ایران و کوچک شدن سفره مردم باید منتظر حملات بسیار گسترده امریکا-اسرائیل بود.

* پیشینه
1- از بدو شکل گیری انقلاب اسلامی تاکنون دولت های مختلف آمریکایی به بهانه های مختلف تحریم های مختلف و دامنه داری را علیه جامعه ایرانی وضع کرده اند که نتایج مشابهی را بدنبال داشته اند و آن ارتقای روزافزون قدرت ایران بوده است.

قبل و بعد از برجام و قبل و بعد از روی کارآمدن ترامپ در کاخ سفید، صدهها تحریم های بنیان بـرکن نظیر «داماتو» ، «آیسا»، «کاتسا» و «محدودیت ورود شهروندان 38 کشور به ایران» و همراه با آن دهها دستورالعمل تحریمی روسای جمهور امریکا و تحریم های اتحادیه اروپا و تحریم های شورای امنیت علیه کشورمان وضع شده است و هیچ کدام نتوانسته منجر به تسلیم جامعه ایرانی شود.

بعد از فتنه 88 سیاست اصلی آمریکا به صفر رساندن فروش نفت ایران و ایجاد انسداد تجاری، مالی و اقتصادی در روابط بین المللی ایران بوده است کمااینکه «محاصره خرد کننده اقتصادی» امروز ترجمان دیگری از قطعنامه 1929 شورای امنیت در سال 1389 با کارکرد مورد اشاره است و در واقع اعمال تحریم های جدید ترامپ علیرغم نوآوری که دارد کپی برداری از الگو ثابت هیات حاکمه آمریکا (که در بند قبلی به آن اشاره شد) در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در صورت رعایت برخی از اصول توسط سیاستمداران و دولتمردان کشور، نتایج سالهای قبل را برای غرب بازتولید خواهد کرد.

* راهکار موثر؛ تقابل هوشمندانه 
تقریباً مسجل است که ترامپ از جنگ دست نخواهد کشید و تنها زمان آغاز دوباره آن را به تعویق انداخته است چرا که معتقد است چهره این کشور و اقتدار دولت متبوع او نزد افکار عمومی دنیا و در مقابل قدرت های بزرگ و اعراب منطقه خدشه دار شده است و در صورت استمرار چنین روندی سیطره گفتمانی - نظامی ایران در منطقه غرب آسیا را باید به رسمیت بشناسد. 

بنابراین ایران برای پیشگیری از جنگی به مراتب بزرگتر از جنگ رمضان آنهم در مقطع زمانی که ایران احتمالاً بدلیل فروش نفت صفر و محدودیت در واردات و صادرات کالا به شدت تضعیف شده است و بسیار آسیب پذیر خواهد بود، باید نخست با هشدارهای رسمی و قاطع مقامات نظامی ناوهای و کشتی های آمریکایی را وادار به عقب نشینی از محدوده دریای سرزمینی ایران کرده و در صورت عدم نتیجه دهی چنین روشی، ناچاراً نخست تقابل غیر مستقیم و پس از آن تقابل مستقیم را در دستور کار قرار دهد. در تقابل غیر مستقیم شلیک به نزدیک ترین تجهیزات و ادوات نظامی این کشور باید پیاده سازی شود و پس از آن حمله مستقیم به ناوهای و کشتی های آمریکایی باید مورد توجه قرار بگیرد. محاسبات ترامپ تنها در چنین حالت های تغییر می کند و او را وادار به عقب نشینی در جنگ و پذیرش حقوق جامعه ایرانی خواهد کرد.

اخبار مرتبط