رهبری و خنثی سازی پروژه «بی ثبات سازی سیاسی»

اعلام غیر رسمی ترور رهبر شهید در 9 اسفند ماه موجی از نگرانی را برای جامعه ایرانی به همراه داشت از جمله اینکه شهادت رهبری و هرج و مرج نظامی و سیاسی ناشی از آن کشور را دچار فروپاشی جغرافیایی، انسداد سیاسی، خلاء در تصمیمات جنگی -دفاعی می نماید  و احتمالاً بحران اقتصادی و معیشتی به قحطی دامنه دار در کشور تبدیل شده و حتی منتهی به تسلیم نظامی ایران منجر خواهد شد!

به گزارش سراج24؛ امروز پس از گذشت قریب به 6 ماه از ترور رهبر شهید نه تنها نگرانی های گذشته رنگ باخته است بلکه جامعه ایرانی سطح نوینی از درایت و دوراندیشی را در سطوح عالی کشور بواسطه حضور رهبری جدید تجربه می کند.


1- عقب نشینی کاخ سفید از غالب اهداف اولیه و ثانویه خود در آغاز جنگ، از تسلیم بلاشرط ایران تا تلاش گسترده جهت تزریق شورش های اجتماعی به خیابان های کشور گرفته و ایجاد و تعمیق شکاف بین مسئولان کشور با هدف «بی ثبات سازی سیاسی» در کشور همگی با مدیریت هوشمندانه رهبر سوم انقلاب اسلامی به بن بست رسیده است. 

برهم زدن ثبات سیاسی 36 ساله از اهداف مهم آمیکا-اسرائیل در جنگ اخیر بوده است آنهم با این پیش در آمده که رهبر شهید انقلاب در دوران زعامت شان دو سطح متفاوت را به نمایش گذاشتند؛ نخست «در مدیریت ثبات سیاسی» که چند تدبیر بنیادین را عملیاتی نمودند: سیاست گذاری کلان، هدایت و مدیریت افکار عمومی، مردمی کردن ثبات سیاسی، استفاده از نفوذ معنوی و ولایی، نهادسازی، گفتمان سازی، تحکیم اتحاد اسلامی و انسجام ملی. و دیگر در «مدیریت بحران های دست ساز  و رخدادهای بی ثبات ساز سیاسی» نظیر قتل های زنجیره ای، حادثه کوی دانشگاه، فتنه 88، جنگ نرم و حتی مدیریت جنگ 12 روزه بود. حتی در مواجهه با ایالات متحده آمریکا نیز قبل، حین و پس از برجام نمایش بی نظیری از اقتدار و صلابت را به نمایش گذاشتند. 

تکرار این دو سطح را به صورت فشرده و در مقیاس کوچکتر طی شش ماه اخیر شاهد بوده ایم.

2- همانگونه که اشاره شد، بی ثبات سازی سیاسی از مهمترین اهداف ترور رهبر شهید بود و امروز با وجود بحرانی ترین شرایط کشور ثبات سیاسی -به معنای بقا و دوام نظام جمهوری اسلامی- در بهترین نُرم خود به سر می برد و عامل اصلی آن بدون شک نوع مدیریت رهبری است و مدیریتی که حاصل حضور فعال و مستمر ایشان در کنار پدر شهید و آموختن نحوه فائق آمدن بر چالش های کشور در دل بحران هاست.


به بیان بهتر، رهبری شهید در میان عوامل گوناگون، نقشی بی بدیل در مدیریت ثبات سیاسی و تحکیم ثبات سیاسی و بقا و استمرار حیات جمهوری اسلامی داشتند و دوام انقلاب اسلامی بیش از هر عاملی، مرهون کارامدی و هوشمندی رهبری معظم انقلاب اسلامی بود و جامعه طی 6 ماه اخیر در حین تجربه کردن همان سطح از کارآمدی بی نظیر به طور ملموس می باشد.


رویکرد فرزند صالح ایشان نیز طی 6 ماه اخیر نیز، مشابهت فراوانی با سبک و سیاق پدر شهیدشان دارد به گونه ای درباره مولفه های قدرت ایران نظیر دانش هسته ای، قدرت موشکی و حتی اغماض از حقوق ایرانی به عنوان دولت ساحلی تنگه هرمز حاضر به عقب نشینی نشده اند و موازی با آن با رعایت «اصل تناظر و پاسخ متوازن نظامی» در برابر حملات جنگی آمریکا این باور را برای دستگاه محاسبه سنج آمریکایی ها جاگذاری کرده است که رهبری جدید در برابر تهدیدات و حملات نظامی عقب نشینی نخواهد داشت، حمله را با حمله پاسخ خواهد داد و در مسیر رشد و توسعه ایران از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.


خروجی چنین رویکردی عقلایی، توقف حملات امریکا و اسرائیل به کشور دست کم طی هفته های اخیر و درخواست آتش بس و درخواست های پیاپی برای مذاکره با طرف ایرانی بوده است. به واقع ایشان در برابر حقوق عینی جامعه ایرانی کمترین انعطافی به خرج نداده است و سطح قاطعیت و اقتدار را به گونه ای به نمایش گذاشته است که مقامات کاخ سفید را به این نتیجه رسانده است که تغییر رهبری منجر به تغییر رویکرد در برابر غرب نشده است و این غرب است که باید ضمن پذیرش قدرت کشورمان، ایران را به عنوان یک قدرت تعیین کننده و محوری به رسمیت بشناسد.


3- خنثی سازی هدفی به نام «ایجاد شورش های اجتماعی» با تمدید حضور مردم در تجمعات شبانه یا تاکید اکید بر مقامات نظامی کشور مبنی بر متمرکز کردن حملات به گروههای تروریستی وابسته به غرب در منطقه کردستان عراق برای ایمن سازی مرزهای کشور و جلوگیری از «پیاده سازی ایده ای به نام چندپاره سازی جغرافیای کشور» در هنگامه جنگ، مشتی از خروار است و  نمایانگر مدیریت عالی کشور در سطح رهبری است.


مضاف بر این، تحدید فروش نفت و کاهش منابع درآمدی کشور بواسطه محاصره دریایی امریکا و گرانی های مرسوم و نارکارآمدی در بخشی هایی از دولت منتهی به بحران های غذایی در کشور نشده و علیرغم تلاش برای تبدیل نارضایتی های معیشتی- اقتصادی به شکل گیری غائله های سیاسی-اجتماعی چنین اهدافی نیز با شکست مواجه شده است.


بر اساس آنچه گفته شد مهمترین عوامل استمرار ثبات سیاسی از روز آغاز جنگ رمضان تاکنون «عدم عقب نشینی رهبری جدید در باب مولفه های اقتدار ملی نظیر صنعت هسته ای، صنعت موشکی و تنگه هرمز در مذاکرات با آمریکا»، ، «تقابل همسطح و متوازن و هواشمندانه نظامی با حملات نظامی»، «انتخاب فرماندهان باتجربه و کاردان»، «پافشاری در تحقق حقوق عینی جامعه ایرانی» و «مقابله با طرح های براندازانه اجتماعی -اقتصادی غرب در داخل کشور»، «مقاومت در برابر مطالبات مالایطاق غرب» و «نامه نگاری های توام با حکمت و تدبیر با افکار عمومی» می باشد که توانسته روح امید و سرزندگی را در جامعه ایرانی کماکان زنده نگه دارد.

اخبار مرتبط