به گزارش سراج24؛ روزنامه «واشنگتنپست» به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده است که ارتش این کشور در جریان جنگ علیه ایران، ۴۵ فروند از پهپادهای راهبردی MQ-9 Reaper خود را از دست داده است؛ رقمی که با توجه به اندازه ناوگان این پهپاد، به معنای از بین رفتن حدود یکچهارم ظرفیت MQ-9 آمریکا در جریان این جنگ است.
اهمیت این آمار زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم MQ-9 Reaper یکی از مهمترین پهپادهای شناسایی و رزمی ارتش آمریکاست؛ پرندهای که از سال ۲۰۰۷ وارد خدمت شده و طی نزدیک به دو دهه، به یکی از ابزارهای اصلی آمریکا برای مأموریتهای اطلاعاتی، شناسایی، مراقبت و حمله به اهداف زمینی تبدیل شده است.
این پهپاد توسط شرکت «جنرال اتمیکس» ساخته شده و برخلاف بسیاری از پهپادهای صرفاً شناسایی، توان حمل و بهکارگیری تسلیحات هدایتشونده را نیز دارد. به همین دلیل، MQ-9 را میتوان ترکیبی از یک سامانه جمعآوری اطلاعات و یک پلتفرم رزمی دورایستا دانست که میتواند برای مدت طولانی در منطقه عملیاتی باقی بماند و در صورت نیاز، مأموریت تهاجمی نیز انجام دهد.
پهپاد MQ-9 با وزن برخاست حدود ۴ هزار و ۷۶۰ کیلوگرم، قابلیت حمل نزدیک به یکهزار و ۷۰۰ کیلوگرم محموله و تسلیحات را دارد. طول این پهپاد حدود ۱۱ متر و دهانه بال آن نزدیک به ۲۰ متر است و میتواند با سرعتی بیش از ۴۸۰ کیلومتر بر ساعت پرواز کند.
برد عملیاتی حدود یکهزار و ۸۰۰ کیلومتر و امکان ماندگاری طولانی در منطقه مأموریت، به MQ-9 اجازه میدهد برای ساعتها در یک محدوده جغرافیایی به رصد و جمعآوری اطلاعات بپردازد. سقف پرواز این پهپاد در حالت مسلح حدود ۷ هزار و ۵۰۰ متر و مداومت پروازی آن تا ۱۴ ساعت اعلام شده است.
این ویژگیها باعث شده است MQ-9 در معماری عملیاتی آمریکا صرفاً یک پهپاد مسلح نباشد، بلکه بخشی از زنجیره شناسایی، مراقبت و هدفیابی این کشور را تشکیل دهد. بنابراین، از دست دادن تعداد بالایی از این پرندهها میتواند فراتر از کاهش تعداد تجهیزات، بر توان نظارت و جمعآوری اطلاعات آمریکا در مناطق عملیاتی اثر بگذارد.
اگر هزینه ساخت هر فروند MQ-9 حدود ۳۲ میلیون دلار در نظر گرفته شود، از دست رفتن ۴۵ فروند از این پهپادها به معنای خسارتی در حدود یک میلیارد و ۴۴۰ میلیون دلار تنها از محل ارزش ساخت این پرندههاست.
البته این رقم، همه خسارت واردشده را نشان نمیدهد؛ چراکه هزینههای مربوط به تجهیزات مأموریتی، تسلیحات، سامانههای ارتباطی و کنترلی، آموزش نیروها، نگهداری و همچنین هزینه جایگزینی و بازسازی ظرفیت از دسترفته در آن لحاظ نشده است.
از سوی دیگر، ارزش واقعی یک پهپاد راهبردی مانند MQ-9 تنها به قیمت ساخت آن محدود نمیشود. هر فروند از این پرنده در زمان عملیات بخشی از ظرفیت شناسایی، مراقبت، جمعآوری اطلاعات و در مواردی توان تهاجمی آمریکا را در اختیار دارد. بنابراین انهدام آن، علاوه بر خسارت سختافزاری، به معنای حذف بخشی از ظرفیت عملیاتی نیز خواهد بود.
انهدام ۴۵ فروند MQ-9 زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که این رقم را در نسبت با کل ناوگان آمریکا بسنجیم. بر اساس گزارش واشنگتنپست، این تعداد حدود ۲۵ درصد از ناوگان MQ-9 آمریکا را شامل میشود؛ یعنی از هر چهار فروند MQ-9، تقریباً یک فروند در جریان جنگ از دست رفته است.
چنین نسبتی، صرفنظر از ابعاد سیاسی و نظامی جنگ، از منظر فرسایش تجهیزات نیز قابل توجه است. یک ناوگان زمانی میتواند مأموریتهای مستمر اطلاعاتی و رزمی را اجرا کند که تعداد کافی از پرندهها در اختیار باشد تا همزمان بخشی از آنها در حال عملیات، بخشی در مرحله آمادهسازی و بخشی نیز در چرخه تعمیر و نگهداری قرار داشته باشند.
کاهش ناگهانی یکچهارم این ناوگان میتواند فشار بیشتری بر پرندههای باقیمانده وارد کند و در صورت طولانی شدن عملیات، نیاز آمریکا به تأمین و جایگزینی سریع تجهیزات را افزایش دهد.
اهمیت اصلی این خسارت را باید در مأموریتهایی جستوجو کرد که MQ-9 برای انجام آنها طراحی شده است. این پهپادها میتوانند برای شناسایی و مراقبت طولانیمدت، جمعآوری اطلاعات، رصد تحرکات و شناسایی اهداف و همچنین اجرای حملات دقیق علیه اهداف زمینی مورد استفاده قرار گیرند.
در نتیجه، انهدام دهها فروند از این پرندهها توسط سامانههای نوین پدافندی ایران به معنای کاهش بخشی از ظرفیت آمریکا برای حضور دائمی و کمهزینهتر در آسمان مناطق عملیاتی است؛ ظرفیتی که طی سالهای گذشته یکی از اجزای مهم عملیاتهای برونمرزی آمریکا بوده است.
به بیان دیگر، خسارت واردشده را نمیتوان صرفاً با قیمت هر فروند پهپاد محاسبه کرد؛ چراکه ارزش اصلی MQ-9 در توانی است که در طول مأموریت به شبکه اطلاعاتی و رزمی آمریکا اضافه میکند.
0نظر