جلایی‌پور:

رهبر شهید سردار استقلال ایران است

عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، رهبری شهید را «سردار شهید استقلال ایران» توصیف کرد و گفت: ایشان توانستند با رویکردی نهادی، قدرت دفاعی کشور را به گونه‌ای بازسازی کنند که امنیت ملی را مقابل تهدیدات تضمین نماید.

به گزارش سراج24؛ آیین وداع با رهبر شهید در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد در حالی برگزار شد که ایرانیان بیش از سه ماه جلوه‌های بی‌نظیری از مقاومت و ایستادگی را برابر زیاده‌خواهی دشمنان به نمایش گذاشتند و با تشییع پیکر رهبر شهید که حیات و شهادتش الگوی مقاومت بود، با راه آن بزرگمرد مکتب‌ساز میثاق بستند. راه و مکتبی که نه تنها پس از چند دهه غبار زمان و گذر حوادث آن را به حاشیه نبرده است بلکه در هر پیچ تاریخی جان تازه‌ای گرفته و خوانش جدیدی از آن ارائه شده است تا در مسیر صعب حفظ «استقلال» و «آزادی» کشور چراغی راهی برای آیندگان باشد.

به همین مناسبت در خبرگزاری جمهوری اسلامی برآن شدیم تا با شخصیت‌های سیاسی، صاحبان فکر و اندیشه به گفت و گو بنشینیم و به واکاوی میراث فکری آن رهبر شهید بپردازیم. آنچه در ادامه می‌آید، مشروح گفت و گو با حمیدرضا جلایی‌پور جامعه‌شناس و تحلیلگر سیاسی در برنامه «آقای شهید ایران» است.

ایرنا: از نگاه یک جامعه‌شناس، مهم‌ترین میراثی که رهبری شهید برای امروز ایران به جا گذاشتند، چیست؟

جلایی‌پور: درباره رهبری ۳۷ ساله شهید خامنه‌ای به لحاظ روش‌شناسی، باید مقداری فاصله زمانی و مکانی بگیریم و به صورت متمرکز بر روی مساله مطالعه کنیم. من اینجا از آن منظر وارد نمی‌شوم اما از این منظر به بحث می‌پردازم که در سال‌های دور به عنوان یک جوان، از طریق کتاب ایشان با عنوان «صبر انقلابی» و از طریق کتاب مرحوم شریعتی، «فاطمه، فاطمه است»، با نام ایشان آشنا شدم. دکتر شریعتی در مقدمه آن کتاب که البته سخنرانی‌ در حسینیه ارشاد بود نام «سیدعلی خامنه‌ای» را به کار می‌برد و می‌گوید قرار بود ایشان سخنرانی کنند اما چون نرسیدند من صحبت می‌کنم. آنجا بود که ما یک باره به این اسم توجه کردیم.

بعد از پیروزی انقلاب هم که ایشان امام جمعه تهران شدند، یادم هست دانشجوها معمولاً نماز جمعه آقای خامنه‌ای را گوش می‌کردند. بعد هم رئیس‌جمهور شدند و پس از آن نیز ۳۷ سال رهبر کشور بودند. حالا من در این مدت یک تجربه‌ای دارم و از آن منظر می‌خواهم بحث کنم. نکته بعدی که می‌خواهم بگویم، برای این است که اهمیت کار رهبری شهید مقداری روشن‌تر شود و آن این است که ایشان در چه بستر جهانی، بین‌المللی و داخلی رهبری کردند، توجه به این ظرف زمانی و مکانی هم مهم است.

آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر دنبال «دموکراسی کلنگی» در خاورمیانه بود

از جنبه بین‌المللی وقتی ایشان رهبر شدند، اتحاد جماهیر شوروی فرو پاشیده بود. جهان دوقطبی به طرف یک جهان تک‌قطبی حرکت کرد. یک اتفاق مهم دیگر هم در عرصه بین‌المللی افتاد که همه می‌دانند و حادثه ۱۱ سپتامبر رخ داد و بوش پسر مست قدرت شد و گفت ایران محور شرارت است. اتفاق دیگر هم همان قصه انقلاب‌های بهار عربی بود. درست است که این انقلاب‌های بهار عربی یک زمینه اجتماعی در درون کشورهای اسلامی داشت ولی آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر مقاصدی در ارتباط با این انقلاب‌ها داشت و دنبال نوعی دموکراسی در خاورمیانه بود که بعدها معروف به «دموکراسی کلنگی» شد. دیدیم که در بهار عربی چه اتفاقاتی در لیبی، سوریه و مصر افتاد. رهبری شهید در چنین بسترهای بین‌المللی‌ رهبر ایران بود و ایران هم یکی از همان کشورهایی بود که می‌توانست با سرنوشت بهار عربی روبه‌رو شود.

از لحاظ داخلی هم جامعه ایران در طول رهبری ایشان یک تحول بزرگ اجتماعی - حتی نباید گفت تحول بلکه یک دگرگونی بزرگ اجتماعی - را طی کرد. جمعیت شهرنشین ایران به ۸۰ درصد رسید و زنان بیش از ۶۰ درصد دانشگاه‌ها را در اختیار گرفتند و در حوزه عمومی، معیشت، ورزش، فراغت و هنر وارد شدند. جامعه‌ای که در معرض چنین تغییر و تحول اجتماعی قرار می‌گیرد، با انتخابات‌ خیلی شورانگیز یا راکد روبه‌رو می‌شود که تجربه‌اش را داشتیم و نیز با جنبش‌های اجتماعی و خیزش‌های اعتراضی روبه‌رو می‌شود.

رهبر شهید در تقویت سازمان دفاعی و امنیتی کشور نقش اساسی داشتند

به نظر من، رهبری شهید در تقویت سازمان دفاعی، امنیتی نهادی چهار لایه کشور ایران نقش اساسی داشتند. حالا که من و شما در حال گفت و گو هستیم، تجربه دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را داریم و اینکه در این جنگ‌ها، دو قدرت اتمی به ایران حمله کردند اما به اهدافشان نرسیدند و این پیروزی ایران است. یکی از علت‌های پیروزی، همین سازمان دفاعی، امنیتی و نهادی بود که شکل گرفت.

در جنگ ۱۲ روزه، چندین نفر از عناصر کلیدی نظامی ما را شهید کردند. در جنگ دوم، رهبر و مقامات اصلی نظامی را شهید کردند، ولی این سازمان دفاعی شخصی نبود و با زدن ولی فقیه باز هم سازمان دفاعی چهار لایه، نهادی و سازمانی، موفق عمل کرد. لایه اول این سازمان را همه دیدند و شاهد بودند نیروهای مسلح ما که مجهز به اف-۳۵ نیستند، با موشک، پهپاد، شهپاد و قایق‌های موشک‌انداز از ایران دفاع کردند. لایه دوم که در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه دیدیم، سازمانی بود که از مرزهای ایران دفاع کرد. مرزهای ایران در قرن هجدهم و نوزدهم همیشه در خطر بوده است و متأسفانه در زمان قاجار و پهلوی، بخشی از خاک ایران را از دست داده بودیم.

در همین جنگ ۴۰ روزه دیدید که ترامپ رسما گفت که ما نیروهایی را وارد ایران خواهیم کرد، وی نیروهای تجزیه‌طلب را که سابقه درگیری با هم دارند را کنار هم جمع کرد و به آنها امکانات داد. برخی می‌گویند کشور همسایه نگذاشتند تا تجزیه‌طلبان وارد شوند یا ترامپ نخواسته وارد شوند اما به نظر من نتوانستند وارد شوند. علت این است که از مرزهای ایران حفاظت شد یعنی ما سازمانی داریم که می‌تواند از مرزهای ایران، مثل چهاردیواری خانه پدری، محافظت کند و این نکته ظریفی است و گرنه مگر ترامپ به کسی رحم می‌کرد؟

سازمان دفاعی ایران به صورت نهادی عمل می‌کند نه شخصی

پس نتوانستند نیرو را از مرزهای ایران وارد کنند. چرا؟ چون سازمان حفاظت از مرزهای ایران، به‌عنوان لایه دوم، به‌صورت نهادی و سازمانی نه شخصی، شکل گرفته است. اوایل انقلاب در منطقه مرزی، وزیر دفاع ایران را محاصره کردند و اگر پیام امام (ره) نبود شاید وزیر دفاع ما در محاصره نیروهای تجزیه‌طلب شهید شده بود ولی این بار دو قدرت اتمی هم پشت این نیروها بود اما نتوانستند وارد ایران شوند.

اما درباره لایه سوم باید بگویم وقتی کشوری در معرض جنگ قرار می‌گیرد، مخصوصاً این جنگ که نابرابر بود و آن‌طرف برتری تکنولوژی داشت. باید دزدی، درگیری قومی و ناامنی زیاد می‌شود، صف‌های نان تشکیل شود و غیره اما در این جنگ از شهرهای ایران حفاظت شد و حتی یک شب حکومت نظامی اعلام نشد، یک جاده بسته نشد و این مسئله، سازمانی را می‌خواهد که امنیت برقرار کند و این سازمان هم نهادی است؛ نیروی انتظامی امروز با نیروی انتظامی ۲۰ سال پیش متفاوت است.

لایه چهارم که در این جنگ خودش را نشان داد، امنیت محلات است و این همان چیزی است که دشمن در این جنگ روی آن حساب کرده بود. چهارشنبه‌سوری را یادتان هست؟ سه روز قبل از چهارشنبه‌سوری دشمن ایست‌های بازرسی را با پهپاد می‌زد، به این امید که در چهارشنبه‌سوری مردم به خیابان می‌ریزند و می‌خواست از این فرصت استفاده کند و شهرهای ایران، مخصوصا شهرهای اصلی را به هم بریزد. اما چرا این اتفاق نیفتاد؟ چون سازمان بسیج، امنیت محلات را برقرار کرد. در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، رفتار بسیج را با مردم دنبال می‌کردم، یک رابطه تعاملی و متقابل بود و مردم همکاری می‌کردند تا امنیت محلات برقرار شود.

بنابراین از من اگر بپرسید، این چهار کار را چه نیرویی انجام داد؟ می‌گویم یک سازمان نهادی چهارلایه و با کارایی بالا انجام داد که در صدر آن رهبر شهید بود؛ چون آن زمانی که ایشان استراتژی دفاعی را پیش می‌برند، بعضی وقت‌ها اصلا تنها بودند و کسی از ایشان حمایتش نمی‌کرد ولی به کارشان ادامه دادند و به عنوان کسی که تجربه جنگ را داشتند و واقع‌ گرایانه‌تر نظام بین‌الملل را درک کرده بودند از تقویت این سازمان دفاعی حمایت کردند.

 

حالا می‌خواهم بر روی ارزیابی این دستاورد متمرکز شوم تا اهمیت کار رهبری شهید روشن شود. وقتی می‌گوییم، سازمان دفاعی چند لایه و نهادی کشور تقویت شد، ممکن است به من و شما چه بگویند؟ بگویند: «این چه حرفی است می‌زنید؟ جمهوری اسلامی از خودش دفاع کرده است نه مردم» اما من چند توضیح دارم؛ نکته اول این است که جمهوری اسلامی هر چند از خود دفاع کرد اما از امنیت کشور نیز دفاع کرده است و در این جنگ در حالی که رهبر انقلاب به شهادت رسیده بودند، اگر این سازمان امنیتی نبود، چه کسی از کشور دفاع می‌کرد؟ پس این سازمان نهادی در بزنگاه جنگی در خدمت امنیت کشور قرار گرفت.

نکته دوم هم این است که اصلا منتقدان بگویند، این دفاع برای تقویت نهاد حکومت بود، حرف من این است که مگر اشکالی دارد کشور ایران که در غرب آسیا و در دهان ابرقدرت‌ها قرار گرفته تا آن را ببلعند از خود دفاع کند؟ ترامپ رسما گفت این‌ها (ایرانی‌ها) حیوان‌ هستند و تمدن ایران را محو می‌کنم و زیرساخت‌های کشور را هم زدند. ما در برابر چنین دشمنی قرار گرفتیم و وقتی در این چنین شرایطی هستیم چه باید کنیم؟ دشمنان قبلاً سراغ سوریه و لیبی رفته بودند و بعداً هم ممکن است سراغ ترکیه برود. اشکالی دارد حکومتی که در معرض چنین تهدیداتی است، قدرتمند باشد؟

تقویت سازمان دفاعی و امنیتی پیش‌شرط «توسعه» درون‌زا و برون‌نگر کشور است

دلیل سوم هم این است که من معتقدم اهمیت کاری که رهبری شهید در تقویت سازمان دفاعی و امنیتی کشور انجام دادند به این علت است که این سازمان پیش‌شرط «توسعه درون‌زا و برون‌نگر» کشور در آینده است. ما در این منطقه دو نوع توسعه یا نوسازی داریم. یکی نوسازی قطری است که در طی سه دهه رسانه‌های خارجی آن را تبلیغ کردند؛ پیشرفت‌هایی که در قطر و امارات صورت گرفت به چماقی بر سر ایران تبدیل شده بود که ببینید این کشورها چه پیشرفتی کردند! در حالی که من به این نوع پیشرفت، توسعه وابسته قطری می‌گویم.

آنها پنجاه سال همکاری کردند و هزینه دادند، برای چه چیزی؟ برای روز مبادا؟ اما هنگامی که اسرائیل مهم‌ترین شخصیت نظامی قطر را بمباران کرد، کدام یک از تجهیزاتی که قطر خریده بود به کارش آمد؟ در برابر این نوع توسعه، یک «توسعه درون‌زا» هم داریم. رهبر شهید سازمان دفاعی کشور را بر اساس توانایی‌های تولیدی داخلی سازمان داد که این نیز اهمیت دارد. آمریکا با آن قدرتی که دارد ۴۰ روز وارد جنگ با ایران شد و با کمبود ذخایر موشکی برای دفاع از آسمان‌های منطقه روبه‌رو شد اما ذخایر کشوری مانند ایران به مرحله نگران کننده نرسید، چون متکی بر تولید داخلی است. شهید خامنه‌ای سازمانی را بنا نهاد که می‌تواند در جنگ‌های نابرابر، از کشور عزتمندانه دفاع کند، بنابراین ایشان رهبر و سردار شهید استقلال ایران است.

ایرنا: به تجربه عینی جنگ ۸ ساله اشاره کردید که پشتوانه شکل‌گیری این سازمان دفاعی بود، چه علل دیگری برای ایجاد این سازمان دفاعی می‌توان متصور بود؟

جلایی‌پور: شناخت شهید خامنه‌ای از جامعه ایران، جنگ و نظام بین‌الملل بلاواسطه و مستقیم بود. ایشان تحصیلات حوزوی داشتند و اتفاقا چندان هم شیفته واژه‌های تحلیلی علوم انسانی رایج نبود. بنابراین با توجه به تجربه عینی جنگ ۸ ساله که حتی در تهیه سیم خاردار مشکل داشتیم، دست به تقویت سازمان دفاعی و نهادی کشور زدند. همانطور که گفتم چون شناخت ایشان مستقیم بود، فضای تبلیغاتی باعث نمی‌شد از کارشان عقب بنشینند و خوشبختانه در زمان جنگ دیدیم که فعالیت های ایشان در این زمینه چه ارزشی داشت.

در این مواقع من همیشه یاد بشار اسد و کشور سوریه می‌افتم، ببنید بعد از اینکه حکومت اسد سقوط کرد باز هم اسرائیل دست از سر سوریه بر نمی‌دارد و مرتب تاسیسات اساسی این کشور را بمباران می‌کند. اگر در این جنگ خدای ناکرده نمی‌توانستیم از کشور دفاع کنیم آیا اسرائیل ما را رها می‌کرد؟ حتی به نظر من ترکیه و عربستان را هم رها نخواهد کرد. بنابراین با یک منطقه لغزنده و پرمخاطره روبرو هستیم و کار مهم شهید خامنه‌ای تقویت سازمان دفاعی کشور در این منطقه لغزنده‌ بود و این سازمان در این دو جنگ آزمون خود را پس داد.

ایرنا: ارزیابی خود را از حضور گسترده مردم در مراسم وداع رهبر شهید بفرمایید؟

جلایی‌پور: من جمعیت حاضر در تهران را وقتی که شاه رفت، دیدم؛ آن زمان آرایش شهری‌اش به هم خورد. جمعیت تاسوعا و عاشورا قبل از انقلاب را که بسیار تعیین‌کننده‌ای بود و جمعیت استقبال از امام (ره)، جمعیت تشییع پیکر امام (ره) از مصلی تا بهشت زهرا را دیدم. همچنین مراسم تشییع پیکر آقای هاشمی رفسنجانی را که اصلاً به حماسه اکبر معروف شد و تشییع شهید سلیمانی را هم دیده‌ام اما به نظر من تشییع شهید خامنه‌ای از همه آن‌ها وسیع‌تر بود. یکی از دلایل حضور این جمعیت برقراری «امنیت» در کشور است زیرا اگر شکست می‌خوردیم، گستردگی جمعیت تا این اندازه نبود. خوشبختانه در این جنگ، اسرائیل و ترامپ به اهدافشان نرسیدند و از این منظر، ایران پیروز شد.

برای آقای قالیباف دعا می‌کنم که مذاکرات تفاهم را محکم و عزتمندانه پیش ببرد

امیدوارم مسئولین و نیروهای جامعه مدنی قدر اجتماعات پی‌درپی مردم در بیش از صد روز و اجتماعی را که برای بدرقه رهبر شهید آمده بودند، بدانند و از آن استفاده کنند و کشوری که با بحران معیشت روبه‌رو است را به سمت توسعه ببرند. برای آقای قالیباف دعا می‌کنم که بتواند مذاکرات تفاهم را محکم، عزتمندانه، مثل خود امام در قطعنامه ۵۹۸ پیش ببرد و کشور را از این وضعیت جنگی بیرون بیاورد. میراث رهبری را کجا باید نقد کرد؟ به نظر من یکی از نقاط در همین یادداشت تفاهم و مذاکراتی است که ایران دنبال آن است.

ایرنا: اشاره کردید که شکل‌گیری سازمان دفاعی جزو میراث‌ رهبر شهید بود و این سازمان پیش‌شرط توسعه درون‌زا در کشور است. آیا بعد از این جنگ و شکل‌گیری تفاهم، زمینه‌های توسعه درون‌زا فراهم است؟

جلایی‌پور: آن زمان که جوان بودم همیشه به این مسئله فکر می‌کردم که امام خمینی (ره) با انقلاب و تاسیس جمهوری اسلامی چه کرد؟ به نظر من ایشان به دنبال عزت مسلمانان و ایرانیان بود و این کار را انجام دادند یعنی از آن زمان به بعد، ایرانیان سرشان را بالا گرفتند. شهید خامنه‌ای هم واقعاً دنبال ایجاد «ایران قوی» بود، ایرانی که در این دو جنگ آزمونش را پس داد.

حالا به سؤال شما برگردیم، توسعه‌ مدل قطر شوخی است! اگر آن برج‌ها را بسازید، آن امکانات را وارد کنید؛ صدها میلیارد به غربی‌ها بدهید تا آن تجهیزات را در کشور با کمک ده‌ها هزار کارشناس خارجی برقرار کنند، ولی به کشور حمله کنند و کاری هم نتوانید انجام دهید! آخر این چه توسعه‌ای است؟ بنابراین در پاسخ به سؤال شما باید بگویم اصلاً شرط توسعه درون‌زا و ماندگاری ایران، این است که کشور در درجه اول بتواند از خود دفاع کند.

البته من دنبال این نیستم که امنیت را در برابر توسعه یا توسعه را در برابر امنیت قرار دهم زیرا این دو مولفه با هم پیش می‌روند. ولی خوشبختانه چنین کاری در این کشور انجام شده و برای همین من برای آقای قالیباف دعا کردم تا ایران از این پیچ جنگی، عزتمندانه عبور کند و وارد مرحله توسعه‌ پایدار، همه‌جانبه، مشارکتی و عادلانه شود.

شهید خامنه‌ای نهادی را تعمیق بخشید که از استقلال کشور در بزنگاه‌های خطیر دفاع کند

ایرنا: رهبری شهید به دنبال عینیت بخشیدن به مفهوم «ایران قوی» بودند تا کشور در برابر دشمنان مغلوب نشود؛ آیا این مسیر امتداد همان راهی نیست که از چند دهه بیش از انقلاب اسلامی و در مواجهه با جهان غرب از سوی برخی متفکران بر اساس تئوری «بازگشت به خویشتن» آغاز شده بود؟

جلایی‌پور: باید به وقتش روی این موضوع بحث و حق مطلب ادا شود. اما باید بگویم شهید خامنه‌ای نهادی را تعمیق بخشید که از استقلال کشور در بزنگاه‌های خطیر دفاع کند. به نظر من عقبه‌ای وجود دارد که حداقل به قرن هجدهم و نوزدهم برمی‌گردد که قدرت‌های بزرگ هر وقت اراده می‌کردند، وارد می‌شدند و بخشی از این کشور را جدا می‌کردند. در بررسی تاریخی می‌بینیم که اگرچه در دوران رضاشاه شاهد برخی اقدامات عمرانی و ایجاد ارتش مدرن بودیم - که البته هزینه‌اش از جیب ملت و با اخذ مالیات بر مایحتاج عمومی همچون قند و شکر تأمین می‌شد - اما در نهایت فروپاشی حقارت‌بار آن ساختار را در سال ۱۳۲۰ دیدیم.

وقتی نیروهای متفقین (انگلیس و شوروی) در ۴۸ ساعت پادشاه را تا بندرعباس بردند، نه تنها هیچ مقاومت مردمی برای حفظ وی شکل نگرفت بلکه روایت‌های تاریخی نشان می‌دهد که دغدغه‌ اصلی رضاشاه در آن لحظات سرنوشت‌ساز، نه سرنوشت کشور بلکه حفظ املاکی بود که طی ۱۷ سال با ثبت گسترده اراضی به نام خود کرده بود! این تجربه تاریخی تلخ، درس بزرگی برای نسل‌های بعدی بود تا بدانند کشوری که متکی به اراده ملی نباشد، چگونه به راحتی تسلیم اراده بیگانگان می‌شود.

دو سده طمع قدرت‌های بزرگ به این سرزمین حقیقتی انکارناپذیر است. در مورد تنش‌های اخیر نیز دو نگاه وجود دارد؛ برخی با ساده‌انگاری، موضوع را به کنش‌های جمهوری اسلامی تقلیل می‌دهند اما واقعیت این است که قدرت‌های سلطه‌گر در پی تثبیت هژمونی خود بر منابع انرژی منطقه بودند. آن‌ها با محاسبات غلط، خیال تصرف ایران را در سر داشتند و فریب تصویر کاذبی را خوردند که رسانه‌های بیگانه از جامعه ایران ساخته بودند. آن‌ها غافل از آن بودند که ایران امروز، با تکیه بر سازمان دفاعی قدرتمند و پیوند عمیق با توده‌های مردم، با ایران سال ۱۳۲۰ تفاوت ماهوی دارد.

رهبر انقلاب با درک دقیق این عقبه استعماری، توانستند با رویکردی نهادی، قدرت دفاعی کشور را به گونه‌ای بازسازی کنند که امنیت ملی را برابر تهدیدات تضمین کند. ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که ایران هرگز آغازگر جنگ نبوده و نخواهد بود اما در برابر تحمیل جنگ با تمام قوا ایستادگی کرد. این میراث «عزت و استقلال»، پایه و اساس توسعه پایدار و پیشرفت همه‌جانبه ایران در آینده است.

 

نوسازی دوران پهلوی، نوسازی وابسته و نمایشی بود که فروپاشید

نوسازی دوران پهلوی، نوعی «نوسازی وابسته» و نمایشی بود که در بزنگاه‌های تاریخی فروپاشید. در مقابل، شاهد هستیم که چگونه با وجود حملات سنگین به زیرساخت‌ها، مراکز درمانی و تأسیسات حیاتی ایران و با وجود شرایط سخت، پیوند میان مردم و نظام در مراسم‌های تشییع پیکر شهدای مقاومت به زیباترین شکل تجلی یافت. حضور خودجوش و سوگواری حقیقی مردم، فراتر از تبلیغات رسانه‌ای، نشان‌دهنده یک «نوسازی برون‌نگر و پایدار» است که ریشه در هویت ملی و دینی دارد.

ایرنا: یکی از اتهام‌هایی که طی چند دهه اخیر به جمهوری اسلامی وارد شد این بود که این حکومت صرفا یک حکومت دینی است که مردم در آن نقشی ندارند، در حالی‌که تشییع اخیر و برخی حوادث دیگر که با حضور باشکوه مردم ماندگار شد، این اتهام را باطل کرد، ارزیابی شما از این مسئله چیست؟

جلایی‌پور: هنگامی که ما از تشییع بی‌نظیر اخیر سخن می‌گوییم، عده‌ای آن را صرفاً گردهمایی هواداران نظام تلقی می‌کنند. در پاسخ به منتقدان می‌توان گفت اولاً، خود این اتفاقات نشان‌دهنده موفقیت نظام در ایجاد کششی است که حتی در فقدان مهم‌ترین مقام خود، مردم را به صحنه می‌آورد؛ امری که فی‌نفسه نکته مثبتی تلقی می‌شود. ثانیاً، کیفیت حضور مردم در این مراسم، خود جای تأمل دارد؛ حضور خودجوش، با لباس سیاه عزا، با اشک و بغض حقیقی، و حضور چشمگیر جوانان و زنان (حدود ۶۰ درصد). این حضور، آنچنان بود که عده‌ای که در خارج از کشور تبلیغ می‌کردند که جمهوری اسلامی زنان را در آشپزخانه محبوس کرده است، با واقعیت میدانی زنان شجاعی که در بزنگاه خطر از کشور دفاع می‌کنند، فاصله‌ی بسیار دارد.

اصلا بیایید به صورت مستقل از مساله تشییع بحث کنیم. این نکته که در ۱۳۰ روز گذشته، بخش قابل توجهی از این اجتماعات دفاع از کشور را زنان تشکیل داده‌اند، نباید نادیده گرفته شود. این زنان، که حضوری پررنگ و تأثیرگذار دارند، فراتر از کلیشه‌های تحمیلی رسانه‌ای، تصویری نوین از مشارکت اجتماعی و دفاع از وطن را به نمایش گذاشته‌اند. از این منظر، می‌توان گفت که جمهوری اسلامی در ایجاد این پیوند عمیق مردمی، موفق عمل کرده است.

بخش قابل توجهی از جمعیت به طور داوطلبانه ابراز همدردی کردند و آن را با دوره رضا شاه مقایسه کنید که تا به وی گفتند «برو» رفت! رضا شاه هم ارتش ساخته بود اما ارتش وی یک شلیک هم نکرد، وقتی دو هواپیمای شوروی روی شمال ایران مانور داد سربازان به خانه‌های مردم گریختند و لباس‌هایشان را عوض کردند. بنابراین شخصاً معتقدم که رهبر شهید، شایسته‌ نام «سردار استقلال ایران» هستند.

اگرچه وقت کافی برای شمردن تمام میراث‌های ایشان نبود اما یکی از مهم‌ترین آن‌ها که کمتر به آن توجه می‌شود، دفاع قاطع از «مشارکت سیاسی مردم» است. ایشان همواره بر نهاد انتخابات، با وجود محدودیت‌ها تأکید داشت و برای اجرای آن و حضور میلیون‌ها نفر در پای صندوق‌های رأی، ارزش قائل بود. همکاری هشت ساله با روسای جمهور منتخب، نشان از بلوغ سیاسی و احترام به اراده‌ مردم در چارچوب نظام اسلامی دارد؛ امری که پایه‌های «مردم‌سالاری» را در ایران بنا نهاده است.

اخبار مرتبط

ملت ایران به خاطر مشکلات اقتصادی به دشمن باج نمی‌دهد

مطالبه انتقام با مذاکره منافاتی ندارد

تداوم راه رهبر شهید در گرو حفظ اتحاد و انسجام ملی است