تأخیر در اجرای راهبردها؛ از فرسایش بازدارندگی تا کاهش اعتبار بین‌المللی

یک تحلیلگر مسائل راهبردی با هشدار نسبت به پیامدهای بی‌توجهی یا تأخیر در اجرای راهبردهای کلان کشور تأکید کرد: هرگونه تعلل در واکنش به تحولات و عدم پایبندی عملی به راهبردهای اعلامی، زمینه را برای تضعیف قدرت بازدارندگی، کاهش اعتماد عمومی، فرسایش دستاوردهای میدانی و از دست رفتن متحدان راهبردی فراهم می‌کند.

به گزارش سراج24؛ این کارشناس مسائل راهبردی با اشاره به اهمیت «واکنش به‌هنگام» در معادلات سیاسی و امنیتی اظهار داشت: یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که می‌تواند منافع ملی را در بلندمدت تهدید کند، فاصله گرفتن از راهبردهای کلان و تأخیر در اجرای آن‌هاست. دشمن زمانی که مشاهده می‌کند واکنش‌های یک کشور نسبت به اقدامات خصمانه یا نقض تعهدات طرف مقابل با تأخیر همراه است، به‌تدریج راهبرد خود را بر مبنای همین الگوی رفتاری تنظیم می‌کند و تلاش می‌کند نقاط ضعف را به فرصتی برای پیشبرد اهداف خود تبدیل کند.

وی افزود: در چنین شرایطی، طرف مقابل به جای مواجهه مستقیم با توانمندی‌های کشور، راهبردهای کلان آن را هدف قرار می‌دهد و به مرور زمان زمینه تضعیف آن‌ها را فراهم می‌سازد. این روند در نهایت به جایی می‌رسد که هزینه جبران خسارت‌ها و بازگرداندن شرایط به وضعیت مطلوب، به‌مراتب بیشتر از زمانی خواهد بود که امکان اقدام مؤثر و به‌موقع وجود داشت.

این تحلیلگر با اشاره به تحولات منطقه‌ای تصریح کرد: هرگونه تعلل در دفاع از راهبردهای اساسی، به‌ویژه در حوزه‌های مرتبط با امنیت منطقه‌ای و محور مقاومت، می‌تواند موجب تغییر موازنه‌ها به نفع دشمن شود. در چنین وضعیتی، دشمن با استفاده از فرصت‌های ایجادشده، گام‌به‌گام اهداف خود را پیش می‌برد و تلاش می‌کند راهبردهای طرف مقابل را از درون دچار فرسایش کند.

وی اعتماد عمومی را یکی دیگر از سرمایه‌های در معرض تهدید دانست و گفت: مردم زمانی که احساس کنند مسئولان در اجرای راهبردهای اعلامی جدیت و ثبات لازم را ندارند، به تدریج دچار بی‌اعتمادی می‌شوند. این در حالی است که هیچ تحول بزرگی بدون پشتوانه مردمی امکان تحقق ندارد و کاهش اعتماد عمومی می‌تواند ظرفیت‌های کشور را در حوزه‌های مختلف با چالش مواجه کند.

به گفته وی، از دست رفتن متحدان راهبردی نیز از دیگر پیامدهای چنین رویکردی است. کشورها و جریان‌هایی که در چارچوب یک همکاری بلندمدت و راهبردی وارد میدان شده‌اند، انتظار دارند طرف مقابل نیز نسبت به اصول و تعهدات خود پایبند باشد. در غیر این صورت، اعتماد متقابل کاهش یافته و همکاری‌های راهبردی جای خود را به روابط مقطعی و تاکتیکی خواهد داد.

این کارشناس همچنین به مسئله اعتبار بین‌المللی اشاره کرد و افزود: اعتبار سیاسی و راهبردی کشورها حاصل سال‌ها ایستادگی بر اصول و پایبندی به تعهدات و راهبردهای اعلامی است. هر میزان که فاصله میان مواضع اعلامی و عملکرد عملی افزایش یابد، اعتبار بین‌المللی نیز آسیب خواهد دید و این مسئله در آینده بر نوع تعامل بازیگران منطقه‌ای و جهانی با آن کشور اثرگذار خواهد بود.

وی تأکید کرد: یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای تعلل راهبردی آن است که دستاوردهای حاصل‌شده در میدان، در عرصه سیاسی و دیپلماتیک دچار فرسایش شود. دشمن تلاش می‌کند با بهره‌گیری از جنگ ترکیبی و فرسایشی، پیروزی‌های میدانی را به شکست‌های سیاسی تبدیل کند و کشور را در وضعیتی قرار دهد که بخشی از ظرفیت‌ها و فرصت‌های خود را از دست بدهد.

این تحلیلگر در پایان خاطرنشان کرد: کشوری که به دنبال ایفای نقش مؤثر در نظم آینده منطقه و جهان است، ناگزیر باید بر راهبردهای کلان خود استوار بماند و در زمان مناسب از آن‌ها دفاع کند. واکنش به‌هنگام، ثبات در تصمیم‌گیری و پایبندی عملی به اصول راهبردی، از مهم‌ترین مؤلفه‌های حفظ قدرت ملی و افزایش جایگاه بین‌المللی کشور محسوب می‌شوند و هرگونه تعلل در این زمینه می‌تواند هزینه‌های سنگینی را در سطوح داخلی، منطقه‌ای و جهانی به همراه داشته باشد.

اخبار مرتبط

حمله موشکی ایران به اسرائیل و بازتعریف معادله بازدارندگی در منطقه