به گزارش سراج24؛ تفاهم اسلامآباد؛ مانیفست رسمی شکست واشنگتن در جنگ رمضان است، نبرد ادامه دارد.
معنای تفاهمنامه ایران و آمریکا چه هست و چه نیست؟
درباره تفاهمنامهای که شب گذشته میان ایران و آمریکا اعلام شد، ذکر چند نکته اهمیت دارد:
مانیفست رسمی شکست آمریکا: بند اوَل شاید یکی از مهمترین و اساسیترین بندهای تفاهمنامه باشد. در این بند تفاهمنامه، خاتمه فوری و دائمی جنگ و عملیات نظامی در تمام جبههها، از جمله در لبنان قید شده است. آیا این قطعاْ بدین معناست که آمریکا و اسرائیل هیچگاه از این به بعد حمله نخواهند کرد؟ با توجه به ماهیت آمریکاییها و اسرائیلیها، هیچ تضمین عینی و حقوقی برای این موضوع وجود ندارد.
امّا یک مسئله بسیار مهم در این میان هست! و آن اینکه وقتی آمریکاییها اعلام پایان جنگ میکنند، در واقع بدان معناست که رسماً و علناً اعلام میکنند که جنگی که علیه ایران راه انداخته بودند، بدون تحقق اهداف آنان خاتمه یافته است. و این در واقع همان «بیانیه اعلام شکست رسمی جنگ» است؛ کدام جنگ؟ جنگی که از 9 اسفند آغاز شده بود. امّا آیا باید تصور کنیم که دیگر هیچگاه جنگی در کار نخواهد بود؟ خیر؛ پس چه چیزی مانع جنگ میشود؟ هیچ چیزی جز قدرت ایران و ناامیدی دشمن از تحقق اهداف در جنگ، نمیتواند مانع جنگ شود.
راه دشوار 60 روزه و یک نکته مهم درباره مسئله هستهای: آیا توافق نهایی میان ایران و آمریکا درباره موضوعات باقی مانده قطعی است؟ قطعاً نمیتوان در این زمینه پاسخ آری داد. چرا که مسئله هستهای موضوع دشواری میان آمریکا و ایران است و زیادهخواهیها و سلطهطلبیهای آمریکا همواره مانع دستیابی به یک تفاهم در این زمینه شده است.
امّا نکته مهم آن است که تیم مذاکرهکننده میگوید ایران در تفاهمنامه فعلی تعهد نقد در موضوع هستهای نداده است. آمریکاییها یکی از اصلیترین اهداف خود در راهاندازی جنگ را دستیابی به اهدافشان در زمینه هستهای عنوان میکردند. یعنی میگفتند که به هدفی که در اتاق مذاکرات نرسیدند، در جنگ خواهند رسید و کل تاسیسات هستهای ایران را نابود و مواد غنیشده را خارج خواهند کرد.
موکول شدن مذاکره درباره موضوع هستهای به توافق بعدی، یک نشان دیگر از شکست اهداف جنگ آمریکا علیه ایران در حوزه هستهای، «حداقل تا اینجا» است. آیا باید مراقب مذاکرات آتی بود؟ قطعاً آری.
تفاهمنامه پایان دشمنی و به معنای تحقق یا منتفی شدن انتقام است؟ پاسخ به این سوال نیز قطعاً خیر است. تفاهمنامه صرفاً اعلام شکست آمریکاست؛ این تفاهمنامه نه دشمنی آمریکا علیه ایران را خاتمه میدهد و نه بناست که ایران را از ادامه نبرد علیه دشمنانش منصرف کند. تفاهمنامه به معنای گرفتن انتقام شهدا و بویژه امام شهدا نیست و صد البته به معنای منتفی شدن این انتقام هم نیست. اینکه انتقام به چه نحوی گرفته خواهد شد، از الان قاعدتاً نمیتوان درباره جزئیات آن صحبت کرد. اما امت اسلام و ملت و مسئولان ایران، آمریکا را رها نخواهند کرد. آمریکا قطعاً باید از منطقه خارج شود؛ آمریکا و اسرائیل باید بابت ترورهایی که کردهاند، هزینههای لازم را بپردازند.
همهی تحریمهای آمریکا لغو و اقتصاد گلباران میشود؟ خیر؛ اوّلا به نحو اساسی باید گفت که امید به آمریکا برای شکوفا کردن اقتصاد ایران، یک امید واهی و سیاست رمانتیک است. بنابراین، راهبرد اصلی جمهوری اسلامی و تاکید او بر دولتها همواره این بوده است که باید تحریمها خنثی شوند.
در این مرحله، آمریکا تعهد داده است که در بازهی مذاکره برای توافق نهایی در موضوع هستهای، تحریمهای نفتی ایران را معلّق کند. و اگر توافق نهایی صورت گرفت، تحریمها را به طور کامل بردارد.
آمریکا با استدلال و صرفاً گفتگو تحریم را برنمیدارد چرا که قصد دارد از آن به صورت دائمی برای اعمال فشار بر کشورمان استفاده کند. آمریکا زمانی تحریمها را کامل برمیدارد که به طور کلی از فشار تحریمها ناامید شده باشد. و این بیش از هرچیز به میدان اقتصاد و اجرا در کشور بستگی دارد.
بنابراین به طور خلاصه، اگر بخواهیم متن تفاهمنامه را در نظر بگیریم، در این مرحله، اسقاط (Waiver) تحریمهای نفتی ایران در طول مذاکرات اعلام میشود. و موضوع رفع تحریمها به مذاکرات آتی و توافق آتی بستگی دارد.
تفاهمنامه به معنای شکست ایران یا استعمار است؟
تفاهمنامه اگرچه قطعاً با مطلوبات کامل ایران به صورت طبیعی فاصله دارد، اما این تفاهمنامه هر نامی هم داشته باشد، رنگی از شکست ایران در این مرحله ندارد، چه رسد به واژههایی مانند استعمار!
اینکه آمریکاییها به احتمال زیاد بخواهند در آینده بر سر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و درآمدزایی از آن خلل ایجاد کنند، پیش بینی واقعبینانهای است امّا این ادعا که ایران حاکمیت خود بر تنگه هرمز را واگذار کرده باشد واقعی نیست.
بنابراین یک نکته بسیار مهم در تفاهمنامه، اجرای آن و تفسیرهای مربوط به بندهاست. ایران باید تفسیر خود را در این زمینهها به صورت جد اعمال و با یک اجرای قاطعنامه و قدرتمند، منافع کشور را تضمین کند. اگر ایران بخواهد به تفسیرهای مزخرف آمریکاییها گوش دهد، قاعدتاً امتیازات بزرگی را از دست میدهد و این میتواند خطرناک باشد.
مهمترین فرمول برای مراقبت در مسیر مذاکرات چیست؟
همچنانکه پیشتر نیز گفته شده است، زمان، الان بازیگر نقش اول است. نقل قول مشهوری منتسب به ناپلئون وجود دارد که میگوید «میتوان فضا را به دست آورد، امّا زمان را هرگز!». در وضعیتی که اکنون شکل گرفته، مسدود بودن تنگه هرمز فشار اقتصادی مهمی را به آمریکا و متحدانش وارد میکند و به یک اهرم قدرت برای ایران تبدیل شده است. آمریکاییها به صورت طبیعی از این پس اگر تفاهمنامه عملیاتی شود، تلاش میکنند که زمان را به سود خود مدیریت کنند؛ به نحوی که اهرم زمان را به نوعی تنظیم کنند که فشار بر ایران بیش از فشار بر آمریکاییها باشد. بنابراین، اگر آمریکا بخواهد ماجرا را به نحوی ساماندهی کند که فشار انسداد تنگه هرمز را از روی خود برداشته و فشار را بر روی ایران نگاه دارد و سپس با فراغبال بیشتری به جنگ بازگردد، حتماً زمان میتواند به ضرر ما باشد.
و البته اگر بتوانیم با مدیریت مناسب نحوه بازگشایی تنگه هرمز، رفع فوری مسدودی اموال بلوکه شده، بهرهگیری بیشتر و بهتر از اسقاط تحریمهای نفتی و رفع محاصره دریایی، خود را از پیش قدرتمندتر کنیم، زمان میتواند مدیریت شود.
0نظر