پارادوکس بقا| تقلای نافرجام صهیون برای حفظ امنیت

هرچه رژیم صهیونیستی برای حفظ امنیت فیزیکی خود بیشتر می‌جنگد، امنیت کلی و جایگاه جهانی اش را بیشتر به خطر می‌اندازد.

به گزارش سراج24؛ علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛ نوشت: جنگ رمضان میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران که به زعم واشنگتن با هدف حذف تهدیدات راهبردی تهران آغاز شد، اکنون به نقطه‌ای رسیده است که بسیاری از تحلیلگران صهیونیست ازجمله نویسندگان روزنامه هاآرتص، آن را نه پیروزی، بلکه آغاز «بحران وجودی» بی‌سابقه این رژیم توصیف می‌کنند. 

در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دهه‌هاست از واژه «تهدید وجودی» برای توصیف برنامه هسته‌ای ایران استفاده می‌کند، گزارش‌های اخیر نشان می‌دهند تهدید واقعی برای بقای رژیم صهیونیستی، نه لزوماً از سوی موشک‌های بالستیک، بلکه از قلب جامعه متفرق و ساختار سیاسی فرسوده این کشور سرچشمه می‌گیرد. 

این یادداشت به تحلیل چالش‌ها در دو بُعد داخلی و منطقه‌ای می‌پردازد.

۱. فرسایش همبستگی اجتماعی و بحران هویت
گزارش دالیا شیندلین در هاآرتص (۲۳ آوریل) به وضوح نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی در حال تبدیل شدن به تنها رژیم جهان است که «تهدید وجودی» را بخشی از هویت خود بازتولید می‌کند. در جامعه صهیونی شاهد شکافی نمادین اما عمیق هستیم؛ در حالی که کابینه نتانیاهو مراسم سنتی را در قدس برگزار می‌کرد، هزاران نفر در مراسم‌های جایگزین شرکت کردند تا علیه آنچه «زوال دموکراسی لیبرال» می‌نامند، اعتراض کنند. 

ناتوانی در برگزاری مراسم واحد نشان‌دهنده فروپاشی «قرارداد اجتماعی» ای است که زمانی صهیونیسم را به هم پیوند می‌داد.

۲. پارادوکس امنیت؛ جنگی که صلح نیاورد
جنگ تحمیلی علیه ایران که با مشارکت مستقیم آمریکا انجام شد، قرار بود «نظم نوین جهانی» را در غرب آسیا برهم بزند. اما تحلیل‌های الجزیره و اندیشکده‌های غربی نشان می‌دهند این منازعه به «بن‌بست چندبعدی» تبدیل شده است. ایران با وجود تحمل ضربات سنگین به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی‌اش، همچنان به عنوان بازیگری مؤثر باقی مانده و توانسته است شبکه نفوذ منطقه‌ای خود را بازسازی کند. 

برای رژیم صهیونی این به معنای تداوم وضعیت «جنگ ابدی» است. پارادوکس امنیت در این نهفته است؛ هرچه رژیم صهیونی برای حفظ امنیت فیزیکی خود بیشتر می‌جنگد، به دلیل هزینه‌های انسانی و دیپلماتیک، امنیت کلی و جایگاه جهانی خود را بیشتر به خطر می‌اندازد.

۳. زوال دموکراسی و ظهور «کابینه پادگانی»
یکی از جدی‌ترین هشدارهای هاآرتص، تبدیل شدن رژیم صهیونیستی به «کابینه پادگانی» است که در آن ضرورت‌های نظامی بر تمامی جنبه‌های زندگی مدنی سایه می افکند. 

دالیا شیندلین استدلال می‌کند، استفاده مداوم از زبان «تهدید وجودی» به وسیله نتانیاهو، ابزاری برای ساکت کردن منتقدان و توجیه سیاست‌های تهاجمی است. این وضعیت به نوعی «کنفورمیسم» (هم‌رنگی با جماعت) خطرناک منجر شده است که در آن هرگونه صدای مخالف با جنگ، خیانت به بقا تلقی می‌شود. این فرآیند، ریشه‌های دموکراتیک رژیم صهیونی را خشک کرده و آن را در نگاه افکار عمومی جهانی، به ویژه در غرب، از «دموکراسی تنها در غرب آسیا» به «رژیم آپارتاید جنگ‌طلب» تغییر داده است.

۴. تهدید واقعی؛ از درون یا بیرون؟
شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش تحلیل‌های اخیر، اظهارات مقام‌های سابق امنیتی رژیم صهیونی باشد. رئیس سابق موساد اواخر آوریل به صراحت اعلام کرد، خشونت‌های سازمان‌یافته شهرک‌نشینان و افراط‌گرایان صهیونیست در مناطق اشغالی، تهدیدی به مراتب بزرگتر از ایران برای آینده این رژیم است.

وی این اقدامات را «پولیتیساید» (سیاست‌کشی) نامید که در آن رژیم صهیونیستی با دست خود، امکان هرگونه راه حل سیاسی را برای منازعه فلسطینی-صهیونیستی نابود می‌کند. این خودویرانگری داخلی، رژیم صهیونی را در وضعیتی قرار داد که حتی در صورت پیروزی نظامی بر دشمنان خارجی، شاید از درون فرو بپاشد.

۵. چشم‌انداز آینده، سناریوهای پیش رو
با توجه به داده‌های موجود، سه سناریو برای آینده رژیم صهیونیستی در پساجنگ متصور است:

سناریوی نخست، فروپاشی از درون (Internal Collapse): تداوم شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی به مهاجرت گسترده طبقه متوسط و نخبگان (Brain Drain) منجر می‌شود و رژیم صهیونیستی را به رژیمی ضعیف و در کنترل تندروها تبدیل می‌کند که دیگر توان رقابت فناورانه و نظامی در منطقه ندارد.

سناریوی دوم، انزوای بین‌المللی و تحریم (Pariah State): با ادامه سیاست‌های فعلی و از دست رفتن حمایت نسل‌های جوان در آمریکا و اروپا، رژیم صهیونیستی به «کابینه مطرود» تبدیل می‌شود که مشابه آفریقای جنوبی دوران آپارتاید، زیر فشارهای سنگین بین‌المللی ناچار به تغییرات بنیادین در ساختار خود خواهد بود.

سناریوی سوم، بازتعریف هویت: این سناریوی خوش‌بینانه مستلزم آن است که جامعه صهیونی با عبور از «ترس وجودی» القا شده به‌وسیله سیاستمداران، به سمت دموکراسی فراگیر حرکت کند؛ موضوعی که با توجه به نتیجه جنگ تحمیلی سوم، دور از انتظار به نظر می‌آید.

نتیجه‌گیری
چالش وجودی رژیم صهیونیستی بیش از آنکه محصول رقابت های منطقه ای باشد، نتیجه تضادهای درونی این رژیم است. جنگ با ایران نه تنها این تضادها را حل نکرد، بلکه مانند کاتالیزوری آن‌ها را به سطح آورد. گزارش هاآرتص هشداری است به جامعه‌ای که در میان شعارهای «بقا»، در حال از دست دادن «معنای بقا»ست. 

اگر رژیم صهیونیستی نتواند بین امنیت نظامی و دموکراسی داخلی توازن برقرار کند، این موضوع مقدمه ای برای شکست‌های بزرگتر در عرصه تمدنی و تاریخی خواهد بود.

اخبار مرتبط

رسانه صهیون: نمی‌توان حزب‌الله را نابود کرد

تروریست های صهیون در فهرست سیاه عاملان خشونت جنسی

یمن چگونه پشت رژیم صهیونیستی و آمریکا را خواهد شکست؟