به گزارش سراج24؛ آمریکاییها طی سالیان گذشته با بهانه تامین امنیت کشورهای منطقه به توسعه پایگاههای خود در این کشورها پرداختهاند اما جنگ تحمیلی سوم علیه ایران نشان داد که این پایگاهها نه تنها باعث امنیت این کشورها نشده که موجب هدف قرار گرفتن پایگاههای کشورهای میزان شده است. همسایگان ایران لازم است از طریق خروج نیروهای آمریکایی از کشور خود و ایجاد ابتکارهای منطقهای با ایران مبادرت به تامین امنیت خود و منطقه نمایند.
حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس یک شبه اتفاق نیفتاد. این داستان از سال ۱۹۷۱ آغاز شد، زمانی که با خروج بریتانیا از شرق سوئز، نیروی دریایی آمریکا پا به بحرین گذاشت. اما نقطه عطف اصلی، حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ بود. پس از آن، آمریکا با امضای یک پیمان دفاعی ۱۰ ساله با کویت، پایگاههای بزرگی چون کمپ عریفجان را بنا نهاد و به تدریج شبکه پایگاههای خود را در قطر (پایگاه هوایی العدید به عنوان بزرگترین پایگاه منطقه)، امارات (پایگاه هوایی الظفره)، بحرین (ناوگان پنجم) و عربستان سعودی (پایگاه هوایی پرنس سلطان) گسترش داد. این شبکه که در مجموع حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نیروی نظامی را در خود جای داده، با وعده "تأمین امنیت" برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ایجاد شد.
بیمه امنیتی که جواب نداد
ادعای خرید امنیت، هزینه سنگینی برای کشورهای میزبان داشته است. بر اساس تحلیلها، آمریکا به بهانه تأمین امنیت این کشورها، هزینههای هنگفتی را به آنها تحمیل کرده است. این در حالی است که بر اساس گزارشهای مستند، آمریکا حتی در طول دههها حضور خود نتوانسته از حملات به زیرساختهای حیاتی این کشورها جلوگیری کند. برای مثال، در سال ۲۰۱۹، تأسیسات نفتی آرامکو عربستان هدف یکی از پیچیدهترین حملات پهپادی تاریخ قرار گرفت و نیمی از تولید نفت این کشور را برای مدتی فلج کرد. اوج این ناکارآمدی در جریان جنگ ۲۰۲۶ آشکار شد؛ گزارشی از واشنگتن پست با استناد به تصاویر ماهوارهای فاش کرد که حملات ایران بسیار بیشتر از آنچه گزارش شده بود به پایگاههای آمریکا در منطقه خسارت زده است. این ناتوانی، اعتبار راهبردی واشنگتن را به شدت زیر سوال برده است.
از سپر دفاعی تا آهنربای حمله
شاید مهمترین و تلخترین واقعیت برای کشورهای میزبان این باشد که پایگاههای آمریکایی نه تنها نقش بازدارنده نداشتهاند، بلکه به "آهنربایی برای جذب حملات" تبدیل شدهاند. موسسه خاورمیانه در تحلیلی از این پدیده، این پرسش کلیدی را مطرح کرد که "آیا این پایگاهها برای میزبانان خود امنیت میآورند یا آنها را تبدیل به اهداف حمله میکنند؟". پاسخ روشن است؛ در جریان جنگ ۲۰۲۶، ایران به طور مستقیم پایگاههای آمریکا در کشورهای میزبان را هدف قرار داد. این حوادث نشان داد که این کشورها در ازای میزبانی از نیروهای آمریکایی، بهای سنگینی پرداختهاند.
پیام قاطع تهران: امنیت وارداتی نیست
در مقابل این تحولات، پیام ایران به کشورهای منطقه واضح و قاطع بود. رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، در نخستین پیام رسمی خود به صراحت به همسایگان توصیه کردند: «به آنها توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاهها را تعطیل کنند؛ چون لابد تا به حال فهمیدهاند که ادعای برقراری امنیت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است». این بیانیه، هم یک تحلیل دقیق از شکست راهبردی سیاست "امنیت وارداتی" و هم دعوتی به سوی یک معماری امنیتی جدید در منطقه بود.
چرخش نگاهها: فرصتهای جدید همکاری
این شکست راهبردی، حتی در میان تحلیلگران غربی نیز بحث خروج از منطقه را جدی کرده است. مارک کیمیت، معاون سابق دستیار وزیر دفاع آمریکا، اخیراً در برنامهای تلویزیونی با اشاره به هزینهها و تبعات این حضور، بحث خروج نیروهای آمریکایی از خلیج فارس را مطرح کرد. تحلیلگران برجسته دیگری مانند سلطان برکات، استاد دانشگاه حمد بن خلیفه قطر، نیز تأکید کردهاند که "هدف اصلی حضور نظامی آمریکا در منطقه، نه امنیت کشورهای عربی، بلکه حفظ امنیت اسرائیل و تداوم سلطه واشنگتن بوده است". همزمان، کشورهای منطقه نیز به این نتیجه رسیدهاند که باید مسیر جدیدی در پیش گیرند. به گزارش منابع آگاه، عربستان سعودی و ایران در حال بررسی طرحهایی برای یک "پیمان عدم تعرض منطقهای" هستند.
طرح جدید: میزبانی از صلح، نه از جنگ
با توجه به این تجربه گرانبها، زمان آن فرارسیده که کشورهای منطقه فصل جدیدی را رقم بزنند. گام اول و ضروری، پیشنهاد یک برنامه برای خروج نظامیان آمریکایی از منطقه است که میتواند توسط رهبران خلیج فارس به عنوان "سنگ بنای یک معاهده جامع با ایران" پیشنهاد شود. تعطیلی این پایگاهها باید به یکی از شروط اصلی ایران برای بهرهمندی همسایگان از مرحله جدید مدیریت تنگه هرمز تبدیل گردد. گام دوم، حرکت به سمت شکلدهی به یک معماری امنیتی بومی و درونزا با مشارکت همه کشورهای منطقه است، معماریای که به جای دلارهای نفتی به پنتاگون، بر اعتماد متقابل و منافع مشترک استوار باشد. جهان و منطقه به وضوح دیدهاند که جمهوری اسلامی ایران، با وجود تحمل جنگی هشتساله با عراق، دههها تحریم فلجکننده و حتی ترور رهبران ارشد خود، نه تنها از پای نیفتاده، بلکه مقاومتر از همیشه به حیات خود ادامه میدهد. در مقابل، این کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بودند که در جریان جنگهای نیابتی و حملات تلافیجویانه، بیشترین خسارت را متحمل شدند. "درسی که باید طی دههها آموخت این است که راه امنیت از خرید آن از فرسنگها دورتر نمیگذرد، بلکه در پذیرش همسایه و ساختن خانهای مشترک با آن نهفته است. پیشنهاد "خروج نظامیان آمریکایی" از منطقه در ازای یک معاهده جامع امنیتی با ایران، میتواند سنگ بنای این فصل جدید باشد. رهبران خلیج فارس باید از انتظار برای اقدام واشنگتن دست بکشند و با ابتکار عمل، امنیت پایدار را برای ملتهای خود به ارمغان آورند.
0نظر