به گزارش سراج24؛ بسته ماندن تنگه هرمز، فاز نخست یک دکترین تهاجمی برای تغییر قواعد بازی در این شاهراه حیاتی انرژی جهان محسوب میشود. در برابر این نظم نوظهور، محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا با هدف ممانعت از تثبیت این قاعدهسازی جدید و حفظ نظم کهنهای طراحی شده که در آن واشنگتن ژاندارم آبهای منطقه بود. نبرد واقعی امروز، نبرد بر سر تعیین حق حاکمیت و حقوق امنیتی ایران در این گذرگاه است و تقابل نظم کهنه آمریکایی با نظم در حال ظهور ایرانی، جوهره اصلی این رویارویی تمامعیار به شمار میرود.
در این بستر، ادعاهای مکرر دونالد ترامپ مبنی بر آمادگی ایران برای مذاکره، نه نشانه قدرت، که نمایانگر گرفتاری کاخ سفید در یک تضاد راهبردی عمیق است. از یک سو، واشنگتن باید بازارهای جهانی انرژی را در برابر تبعات بسته شدن تنگه هرمز آرام نگه دارد و از سوی دیگر نمیخواهد در برابر افکار عمومی به شکست در تحمیل محاصره دریایی و عقبنشینی در برابر نظم جدید ایران اذعان کند. سخنان ترامپ چیزی جز عملیات فریب و خرید زمان برای بازآرایی نظامی نیست؛ فریبی که هدف نهایی آن، زمینهسازی برای یک اقدام غافلگیرانه از سوی رژیم اسرائیل علیه ایران است.
با نگاه به میدان نبرد، سه سناریوی اصلی قابل ترسیم است. سناریوی محتملتر، تداوم جنگ فرسایشی در سایه و در دریاست که در آن ایران با عملیاتهای پیشدستانه و نامتقارن، هزینه حفظ محاصره را برای آمریکا و اسرائیل تا آستانه فروپاشی سیاسی و اقتصادی افزایش میدهد و همزمان اقتصاد جنگی خود را با فروش نفت حفظ میکند. سناریوی خطرناکتر، واگذاری مستقیم میدان به اسرائیل از سوی ترامپ است که در صورت وقوع، واکنشی کوبنده را در پی خواهد داشت و دامنه درگیریها را گسترش میدهد. سناریوی مطلوب و در دسترس، تثبیت قواعد جدید و تحمیل هنجار امنیتی نوین در تنگه هرمز بر اثر تابآوری راهبردی و فشار اقتصادی جهانی به غرب است که به فروپاشی سیاسی ترامپ و نتانیاهو میانجامد.
راهبرد نهایی برای عبور از این مقطع حساس بر چند اصل استوار است: نخست آنکه نباید با بازنشر تحلیلهای دشمن یا ایجاد تردید، به بلندگوی پروژه فریب و تفرقه تبدیل شویم. وحدت ملی و انسجام درونی، پیشنیازهای قطعی موفقیت در این نبرد فرسایشی است. دوم آنکه محاصره دریایی ایران باید با قدرت شکسته شود و این مهم بهزودی با تحولات میدانی در دریا رقم خواهد خورد. جمهوری اسلامی ایران امروز در آستانه یک پیروزی تاریخی ایستاده است که معادلات قدرت در غرب آسیا را برای دههها دگرگون خواهد کرد. آنچه باقی میماند، حفظ اتحاد، استواری در صحنه و تداوم حرکت هوشمندانه در مرز باریک جنگ و دیپلماسی، ذیل طرح کلان جنگی ایران برای خلق این پیروزی نهایی و غیرقابل انکار است.
دکتر حسین نجفی پژوهشگر حوزه روابط بینالملل
0نظر