به گزارش سراج24؛ به نقل از ایرنا، از روز ۲۶ اسفند که زمزمه های شهادت دبیر شورای عالی امنیت ملی به خبر درگوشی رسانه ها تبدیل شد تا بامداد ۲۷ اسفند که دبیرخانه شعام به طور رسمی شهادت این شهید را اعلام کرد؛ ساعت و دقیقه و ثانیه معنا و مفهوم خود را از دست داد؛ « ایکاش همین الان در تلویزیون سخنرانی کند... ایکاش یک توئیت بزند... ایکاش بیانیه بدهند که دروغ است...» اما مرغ آمین هیچ کدام از این آرزوها و دلشوره ها را با خود به آسمان نبرد. حتی دستخط آخرش در رثای شهدای ناوشکن دنا هم به دلشورههای اهالی رسانه دامن زد... شهادت یک مسئول در جمهوری اسلامی که مردم آن را پاسداری می کنند شاید هدیه ای در راه حق باشد و مردان را در میدان سیاست و نبرد به پرواز درآورد اما با دلهای شکسته و بغض های فروخفته در گلو چه باید کرد.
برای من که چهارسال خبرنگار پارلمانی بودم، علی لاریجانی پر از خاطره بود؛ حتی قبل تر از آن وقتی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و در بحبوحه مذاکرات هسته ای در کانون توجهات رسانه ها بود؛ هر کلامش برای رسانه ها مهم بود؛ آن سالها آنقدر مذاکرات هسته ای کش و قوس داشت که «لاریجانی و سولانا» فارغ از مذاکرات هستهای، به رفاقت های کلامی هم رسیده بودند؛ جایی که یک بار لاریجانی به او گفته بود نام شما مرا یاد «مولانا» شاعر ایرانی می اندازید و اینطور سر صحبت را با مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا باز کرده بود.
بعدها وقتی گردش روزگار لاریجانی را به سمت مجلس شورای اسلامی هدایت کرد و برای نخستین بار نمایندهای غیر از حوزه انتخابیه تهران بر مسند ریاست پارلمان تکیه زد، فرصت بیشتری برای رسانهها پیش آمد تا هر هفته لاریجانی را در سرتیتر رسانههای خود داشته باشند؛ نطقهای اول دستور جلسات علنی مجلس که معلوم بود با موشکافی دقیق نوشته میشود و صد البته که با عبارتهای فلسفی و دینی همراه بود و شاید همین ثلق کلام در ابتدای مجلس هشتم خبرنگاران پارلمانی را متعجب کرده بود.
جمله معروف «ثلمه به عالم اسلام» را که برای اولین بار در مجلس گفت، ما خبرنگاران پارلمانی که آن زمان تلفن همراه و رایانه در مجلس نداشتیم و باید خبرها را به طور مکتوب به خبرگزاری فکس می کردیم، دچار تشکیک کرد که «ثلمه» با کدام س نوشته می شود! نه اینترنتی بود برای جست و جو و نه تلفن همراهی برای پرسش از سایرین.
خاطرم هست که در همان اوایل مجلس هشتم که از قضای روزگار با ماه رمضان عجین شده بود، در افطاری اهالی رسانه با رئیس مجلس، موضوع را با او مطرح کردیم و به او گفتیم آقای دکتر سخنرانی شما بسیار متین و فنی است ولی ما خبرنگاریم و باید طوری خبر بنویسیم که مردم عادی متوجه شوند؛ اگر ممکن است طوری بنویسید که ما هم بتوانیم به مخاطب منتقل کنیم. لبخندی زد و قول داد که عامیانه تر متن سخنرانی بنویسد و همانطور هم شد.
سالها گذشت؛ سه دوره ریاست مجلس شورای اسلامی برای او کافی بود تا تجارب خود را در سنگرها و مسئولیتهای دیگری بیازماید؛ برای همین دو بار برای انتخابات ریاست جمهوری داوطلب شد و هر بار به بهانه ای صلاحیت او احراز نشد. بامداد دیشب که خبر شهادتش آمد، برخی رسانهها درباره اش نوشتند: بزرگترین احراز صلاحیت تاریخ انقلاب، شب گذشته به دست دشمن غدار ایران رقم خورد....
از ۱۴ مرداد تا ۲۶ اسفند که بار دیگر دبیری شورای عالی امنیت ملی را بر عهده گرفت؛ خاطرم هست وقتی رئیس جمهور پزشکیان برای تبریک روز خبرنگار سرزده در همان ایام به ایرنا آمد، به او گفتم آقای دکتر، انتخاب آقای دکتر لاریجانی برای دبیر شعام بهترین انتخاب بود و رئیس جمهور با لبخند پاسخ داد خدا را شکر که راضی هستید.
در همین چند ماه نام او با ایران گره خورد، همه تلاش هاش را وقف دور کردن سایه جنگ از ایران کرد اما زمانی که جنگ تحمیلی ائتلاف آمریکایی - صهیونی آغاز شد، مردانه به نام ایران و برای ایران ایستاد، نقش محوری او در روزهای جنگ، چهره واقعی و وطن پرستانه او را به دوست و دشمن عیان کرد و به همین دلیل در لیست ترور موساد قرار گرفت. او تا آخرین نفس برای پای کار ایران ماند و رفتنش به مثابه «ثلمه به عالم اسلام»، ثلمه ای دردناک برای ملت ایران شد.
0نظر