به گزارش سراج24؛ ورزش در جهان امروز صرفاً یک رقابت برای کسب مدال یا افتخار نیست. در دهههای اخیر، این حوزه به یکی از مهمترین نمادهای صلح، همبستگی و تعامل میان ملتها تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران روابط بینالملل حتی از ورزش به عنوان «دیپلماسی نرم ملتها» یاد میکنند؛ عرصهای که در آن کشورها میتوانند فارغ از تنشهای سیاسی در فضایی سالم با یکدیگر رقابت کنند.
بر همین اساس، در چارچوب هنجارهای پذیرفتهشده جهانی، اماکن ورزشی همواره در زمره فضاهای غیرنظامی و عمومی قرار گرفتهاند. ورزشگاهها، سالنهای تمرین و مجموعههای ورزشی مکانهایی هستند که هدف از ایجاد آنها ارتقای سلامت جسمی و روحی جامعه، تقویت نشاط اجتماعی و پرورش نسل جوان است. طبیعی است که چنین فضاهایی باید حتی در سختترین شرایط نیز از آتش جنگ دور بمانند.
با این حال، در جریان جنگ اخیر شاهد حادثهای بودیم که بسیاری از این اصول را زیر سؤال برد. هواپیماهای نظامی با طرح ادعایی مبنی بر وجود یک «هاب نظامی» در برخی مجموعههای ورزشی، اقدام به حملات موشکی علیه چند ورزشگاه کردند. ادعایی که بنا بر گزارشها و اظهارات برخی ناظران مستقل، هنوز با شواهد روشن و قابل اتکا همراه نشده است.
پیامد این حملات، فاجعهای انسانی بود. مردان و زنانی که تنها برای تمرین، ورزش و آمادهسازی خود در این اماکن حضور داشتند، ناگهان در میان آتش و انفجار گرفتار شدند. تعدادی از ورزشکاران جان خود را از دست دادند و شمار قابل توجهی نیز مجروح شدند؛ افرادی که سالها از زندگی خود را صرف تلاش برای پیشرفت در میدان ورزش کرده بودند.
ورزشگاههایی که باید با صدای تشویق تماشاگران و هیجان رقابتها زنده باشند، در لحظاتی کوتاه به صحنهای از ویرانی تبدیل شدند. این تصاویر تلخ تنها نشانهای از خسارتهای فیزیکی نیست؛ بلکه نشانهای از شکسته شدن مرزهای اخلاقی در میدان جنگ است.
در حقوق بینالملل بشردوستانه، یکی از مهمترین اصول حاکم بر درگیریهای نظامی «اصل تفکیک» میان اهداف نظامی و غیرنظامی است. بر اساس این اصل، طرفهای درگیر موظفاند عملیات نظامی خود را صرفاً متوجه اهداف نظامی کنند و از حمله به زیرساختها و مراکز غیرنظامی پرهیز نمایند. مدارس، بیمارستانها، مراکز عمومی و اماکن ورزشی، در صورت نداشتن کاربری نظامی، جزو اهدافی محسوب میشوند که باید از حملات نظامی مصون بمانند.
از همین رو، بسیاری از کارشناسان حقوق بینالملل معتقدند که حمله به ورزشگاهها در صورتی که این اماکن واقعاً کاربری نظامی نداشته باشند، میتواند در چارچوب «جنایت جنگی» مورد بررسی قرار گیرد. زیرا چنین اقدامی به طور مستقیم جان غیرنظامیان را به خطر میاندازد و با اصول بنیادین حقوق بشردوستانه در تضاد است.
اما موضوع تنها به ابعاد حقوقی محدود نمیشود. ورزش در طول تاریخ بارها نشان داده که میتواند حتی در شرایط تنشهای شدید سیاسی نیز به عنوان پلی برای ارتباط میان ملتها عمل کند. رقابتهای ورزشی در بسیاری از مواقع زمینهای برای کاهش تنشها و ایجاد گفتوگو میان کشورها فراهم کردهاند.
در چنین شرایطی، هدف قرار دادن یک ورزشگاه در واقع هدف قرار دادن یکی از مهمترین نمادهای صلح در جهان معاصر است. این اقدام پیام خطرناکی به جامعه جهانی ورزش ارسال میکند؛ پیامی که نشان میدهد حتی مکانهایی که برای ترویج سلامت و همبستگی ساخته شدهاند نیز ممکن است از خشونت جنگ در امان نباشند.
جامعه جهانی ورزش در قبال چنین حوادثی مسئولیت بزرگی بر عهده دارد. فدراسیونهای بینالمللی، کمیتههای المپیک و سازمانهای ورزشی باید نسبت به امنیت ورزشکاران و اماکن ورزشی حساسیت بیشتری نشان دهند. واکنش قاطع و شفاف در برابر چنین اقداماتی میتواند از تکرار آنها در آینده جلوگیری کند.
در نهایت باید یادآور شد که ورزشکاران تنها قهرمانان میدان مسابقه نیستند؛ آنان سفیران امید، سلامت و صلح در میان ملتها هستند. حمله به آنان یا به مکانهایی که برای رشد و فعالیت آنان ساخته شده، در حقیقت حمله به ارزشهای انسانی مشترک است.
اگر قرار است ورزش همچنان زبان مشترک ملتها باقی بماند، حفظ امنیت ورزشگاهها و حرمت ورزشکاران باید به عنوان یک اصل غیرقابل خدشه مورد توجه جامعه جهانی قرار گیرد. زیرا شکسته شدن این خط قرمز، نهتنها به ورزش، بلکه به مفهوم صلح در جهان امروز آسیب میزند.
ش - سراح 24
0نظر