گروه فرهنگی «سراج24»، فیلم سینمایی رسوایی به کارگردانی مسعود ده نمکی که برای اولین بار در سیویکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده بود، از امروز در سینماهای کشور اکران میشود.
«رسوایی» چهارمین فیلم بلند مسعود دهنمکی است و دهنمکی هرچند در این فیلم برای اولین بار موضوعی غیر از طنز را تجربه کرده است، اما هنوز رگههایی از آن در این فیلم دیده میشود و به نوعی به کاربردن هجو ؛ یعنی بزرگنمایی برخی مشکلات، بداخلاقیها و ناراستیهای جامعه در این فیلم موجود است ، اما مهمترین شاخصهی «رسوایی» دینی بودن آن است که این فیلم را به طور کلی از دیگر آثار تولید شده در جشنواره امسال متمایز میسازد .
دهنمکی در این فیلم با مفاهیم دینی و شرعی سروکار دارد و اگر بخواهیم موضوع اصلی فیلم را مشخص کنیم، امر به معروف و نهی از منکر مهمترین قصد کارگردان از ساخت این اثر به حساب می آید و از سویی خود وی در رابطه با فیلمش می گوید : "رسوایی" را صرفاً برای دیدن روحانیون و یا حتی مذهبیهای مرسوم نساختهام ، من رسوایی را برای مخاطبانی ساختهام که ممکن است پای منبر شما در مسجد یا نماز جمعه نیایند.
به هر حال این فیلم هم نظیر بسیاری از آثار تولید شده در سینما منتقدانی داشت که پاسخ این منتقدان که عمده ترین سوالات آنان در رابطه با حجاب و امکان هنجار شکنی در این فیلم بود به طور منطقی توسط خود ده نمکی و برخی کارشناسان فرهنگی کشور پاسخ داده شد که در زیر به قسمت هایی از آن اشاره کوتاهی می کنیم:
دمیرچی درباره این فیلم می گوید : من به این فیلم نمره صد میدهم چون این فیلم دارای نکات مهم در فضای جامعه ایران است و توانست واقعیت والعاقبه للمتقین را نشان دهد ، ناصر هاشمزاده کارشناس و فیلمنامه نویس با اشاره به نکات ضعف فیلم "رسوایی" گفت: فیلم "رسوایی" علاوه بر داشتن المانهای عوام پسندانه و همچنین مولفههای فیلمفارسی مخاطب را جذب میکند، اما پیام اصلی فیلم در سطح پایین باقی میماند و هیچ مولفه هنری در آن دیده نمیشود.
صادق کوشکی استاد دانشگاه تهران نیز با بیان اینکه "رسوایی" او را به یاد فیلمهای اول مخملباف انداخته است، افزود: در دین ما خوب کار کردن مقدمه خوب هم میخواهد. در این فیلم ما مقدمه خوبی نمیبینیم و بعضی صحنه های این فیلم اصلا مناسب نیست. طبق فرمایش مقام معظم رهبری با دستمال کثیف نمیتوان شیشه را پاک کرد. با مقدمهای مثل این فیلم اصلا نمیتوان حرف خوب را بیان کرد.
سعید مستغاثی منتقد سینما نیز در این رابطه متذکر شد: فکر می کنم هر فیلمی در شرایط و فضای خودش باید سنجیده شود. ما در سینمای ایران آرزوی یک فیلم خوب را داریم ولی ما در سینمایی کار می کنیم که دارای یک عقبه غبارآلود است. این فیلم از نظر ساختاری مناسب نیست البته از لحاظ ساختاری از اخراجیهای 3 جلوتر است. به نظر من روحانی خیلی خوب پرداخته شده و موضوع اخلاقی فیلم بر روی طبقات مختلف تاثیر می گذارد.
اما مسعود دهنمکی هم در پاسخ به منتقدان گفت: مطالب سایت روشنفکران درباره این فیلم هم شبیه حرفهای بچههای ماست. درد بچههای امروز این است که وقتی از روی میدان مین رد میشویم کنار گذاشته میشویم. یک زمانی من هم جای شما بودم و رحم هم نمی کردم اما مشکل ما این است که فقط در حرف زدن خوب هستیم ،تا زمانی که ما فقط منتقدیم اتفاقی در این حوزه نمیافتد باید روی به عمل بیاوریم. چطور در فیلمهای دیگرآرایش افراد بد است نمی گوییم اینها بد است.
این کارگردان درباره درام در رسوایی نیز معتقد است : راه شکل گیری چیزهای منحصر به فرد در سینما این است که استثنائات را به درام تبدیل کنیم. روشنفکران فیلم می سازند و به زور می خواهند یک معنی به آن وصل کنند. اگر مضمون دینی می سازیم برای کسی است که اهل سینما نیست. قاطعانه می گویم که روی فیلم بیشتر از نمازهایم قسم میخورم.
به نوعی «رسوایی» مانیفست دهنمکی دربارهی امر به معروف و نهی از منکر است و اگر بخواهیم این مانیفست را در آثار دهنمکی پیگیری کنیم، در سهگانهی «اخراجیها» و به خصوص «اخراجیهای یک» نیز این نگاه دهنمکی به امر به معروف جریان دارد؛ روحانی فیلم اخراجیها به جای مچگیری از اخراجیها و افراد لمپن، سعی میکند آنها را در مقاطع مختلف کمک کند؛ دقیقاً جملهای که در رسوایی بارها شنیده میشود: «ما قصدمان دستگیری است، نه مچگیری.» البته این مانیفست شخصی دهنمکی نیست، بلکه رویکرد عدهای از جامعهی مذهبی به امر به معروف است که در این سالها روشهای سلبی را به کناری نهادهاند و به روشهای ایجابی روی آوردهاند.
از طرف دیگر، نگاه فیلم به روحانیت و نقش روحانیت که میتواند نماد دین در جامعه باشد، نگاه درست و منطقی و البته در سینمای ایران نگاه جدیدی است ، روحانی فیلم رسوایی، به واسطهی لباسی که بر تن دارد، خود را وقف هدایت افراد جامعه کرده است و از خرج کردن آبروی خود نیز ابایی ندارد. از طرف دیگر، افراد سختگیر فیلم، که ریاکارانه دین را سختتر از آنچه هست جلوه میدهند، افرادی غیرروحانی و در واقع غیر از دین هستند و هر جای فیلم که محبت، انساندوستی، راستی و شجاعت دیده میشود، از جانب روحانی یعنی دین است ، نگاه فیلم به روحانیت و نقش روحانیت که میتواند نماد دین در جامعه باشد، نگاه درست و منطقی و البته در سینمای ایران نگاه جدیدی است ، روحانی فیلم رسوایی، به واسطهی لباسی که بر تن دارد، خود را وقف هدایت افراد جامعه کرده است.
بیشک این نگاه مثبت و درست به دین را جامعهی روشنفکری بر نخواهد تابید؛ چرا که در سینمای ایران نشانهگذاریها و تعاریفی که توسط این طبقهی روشنفکر شکل گرفته خلاف حقیقت دین است ، در سینمای ایران، روحانی فقط برای موعظه و زدن حرفهای شعاری در پردهی سینما ظاهر میشود و هیچ گاه قرار نیست به این شعارها عمل کند و به هر رو باید این فرصت را به مردم داد تا از طریق اکران عمومی در نوروز امسال رای و نظر خود را در رابطه با این اثر اعلام کنند.
جامعهی روشنفکری، دوستی نسل جوانِ تحت تأثیرِ آسیبهای اجتماعی و روحانیت اصیل را شعاری خواهد دانست و برچسب شعاری بودن به این فیلم خواهد زد؛ در حالی که امام خمینی (رحمت الله علیه)، که پیرمرد متعلق به قرن پیش بود، در دههی پنجاه با همین جوانان غربزده انقلاب کرد، چرا که زبان دین به روح نسل جوان از هر چیزی، حتی از زبان موسیقیهای نوین، نزدیکتر است و این ادعایی است که انقلاب اسلامی آن را اثبات کرده است.
1نظر