به گزارش «سراج24»، ،با وجود نام های آشنا و فیلم های پرسروصدا در بین فیلم های نامزد شده در این بخش ،اعضای آکادمی به فیلم هایی ناآشنا توجه نشان داده اند.
گزارش زیر نگاهی دارد به نام ها و فیلم هایی که از اعتبار بیشتری در بین فیلم های نامزد شده دارند و به این بهانه ،تصویری تازه از مسائل اسکار و مشکلات مربوط به آن را ارائه میدهد.
در بین رقابتهای اسکاری،رشته بهترین فیلم خارجی سال همیشه جزو رشتههای پر سروصدا و مورد توجه بوده است. یکی از دلایل توجه زیادی که به این بخش میشود، این است که تعداد زیادی فیلم سینمایی مطرح و تحسین شده بینالمللی در کنار هم برای دریافت یک جایزه رقابت میکنند.
حتی در بخش اسکار بهترین فیلم سال هم یک محدودیت کلی وجود دارد و فقط 10 فیلم میتوانند در این رشته نامزد دریافت جایزه شوند. این تعداد فیلم هم تازه چند سال است که در این رشته مورد قضاوت و داروی قرار میگیرد و تا چند سال قبل ،این رقم فقط شامل پنج فیلم میشد.
منتقدان سینمایی هم همیشه اهمیت بسیار زیادی به رشته بهترین فیلم خارجی سال دادهاند و آن را در کنار دو رشته بهترین فیلم و کارگردان سال، از مهمترین رشتههای جوایز و مراسم اسکار ارزیابی میکنند.
این روزها که چشمها به مراسم پیش روی اسکار دوخته شده، رشته بهترین فیلم خارجی سال این مراسم هم زیر ذرهبین منتقدان در رسانه های گروهی قرار گرفته است.
به گفته منتقدان سینمایی، دو گروه فیلمسازان جوان و کهنهکار برای رسیدن به دور نهایی رقابتهای این بخش با موانع و مشکلات زیادی روبرو هستند و این اتفاق، هر سال با برپایی مراسم اسکار دوباره تکرار میشود.
امسال 71فیلم سینمایی از پنج قاره جهان نامزد حضور در رقابتهای اسکاری بهترین فیلم خارجی سال شدهاند. نامهای آشنا و غریب زیادی در بین سازندگان فیلمهای شرکت کننده به چشم میخورد.
اما در بین این نامها، کسانی مثل برادران تاویانی، لس هالستروم و کیم کیدوک، نامهایی متفاوت و خاص هستند. این فیلمسازان مطرح و غیر متعارف بینالمللی، در طول سالهای گذشته به آرامی به کار فیلمسازی پرداخته و با هر فیلم خود، سر و صدا و بحث فراوانی برانگیختهاند.
رسانههای گروهی از این چهار فیلمساز مولف سینما به عنوان کهنهکاران و قدیمیترین چهرههایی اسم میبرند که در رقابتهای امسال اسکار بهترین فیلم خارجی سال هم شرکت دارند.
آنها اهل ایتالیا، سوئد و کره جنوبی هستند و نماینده هنرمندان از مناطق مختلف و متفاوت جهان به حساب میآیند. برای اعضای آکادمی هم آنها نامهای شناخته شده، محبوب و معتبری هستند و این نکته شاید میتوانست شانس پیروزی و موفقیت آنها را افزایش دهد.اما این اتفاق در دنیای واقعی رخ نداد و فیلم های آنان به مرحله نهایی و اصلی رقابت ها نرسید.
پائولو تاویانی هشتاد و یک ساله و برادرش وینوریو هشتاد و سه ساله است. درام اجتماعی «شب سن لورنزو» در سال 1982 در حالی در رشته اسکار بهترین فیلم خارجی سال شرکت کرد، که قبل از آن یکی از جوایز اصلی جشنواره بینالمللی کن را گرفته بود.
هالستروم شصت و شش ساله هم، قبل از این برای فیلمهای «زندگیام به عنوان سگ» و «قوانین خانه صدر» نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی سال شد.
کیم پنجاه و دو ساله هم (که جوانترین فرد بین گروه چهار نفره ،اما موفقترین آنها است) در سال 2003 با فیلم «بهار، تابستان، زمستان، پائیز... و بهار» در مراسم اسکار شرکت داشت. این فیلم در شرایطی نامزد رسمی کشور کره جنوبی در مراسم اسکار شد ،که بیشترین و بهترین تقدیرها و نقدها را به همراه خواهد داشت.
منتقدان سینمایی میگویند بعضیها فکر میکنند وقتی فیلمسازی چند بار با فیلمهایش در رقابتهای اسکاری شرکت کرد، کار برای او راحتتر میشود و امتیاز بیشتری در مقایسه با بقیه فیلمسازان را کسب می کند.
اما در عالم واقعیت چنین نیست. هر سال هنرمندان سینما با تجربیات و موضوعات تازهای روبرو میشوند، این تجربیات که تعداد آنها کم هم نیست، شامل محدودیتهایی میشود که در هر دو زمینه کار خلاقه و مسائل مالی وجود دارد.
کیم که «پیتا» هجدهمین فیلم سینمایی او محسوب میشود، در این رابطه میگوید: «هر بار که کار بر روی فیلم تازهای را شروع میکنم، همیشه در همان نقطه صفر قرار دارم و همه چیز را باید از اول آغاز کنم. به همین دلیل است که هنگام ساخت هر فیلم خود ،با چالشهای فراوانی روبرو هستم. برای من، یک قصه اصیل و اریژنیال و یک فیلم تازه، چیزی است که به دنبالش هستم و کمک میکند تا تلاش و تقلای مضاعفی سر صحنه فیلمبرداری بکنم. »
قصه «پیتا» درامی تاثیرگذار درباره یک نزول خوار حرفه ای و زندگی خشونت بار او و زنی است که وی احساس میکند مادرش است. این فیلم، امسال شیر طلایی جایزه اصلی و بزرگ جشنواره ونیز را از آن خود کرد.
پائولو تاویانی هم وقتی صحبت میکند، حرفهایی مشابه حرفهای این فیلمساز آسیایی به زبان میآورد و میگوید: « هر فیلمی برای من و برادرم مثل یک ماجراجویی تازه و کشف نشده است. همه تلاشمان هم این است که این ماجراجویی تازه را به شکلی جذاب و درست انجام دهیم. برای همین، تولید و ساخت یک فیلم تازه، در مقایسه با فیلمهای دیگری که ساختهایم اصلا کار راحتتری به نظر نمیرسد.»
درام اجتماعی و پرتنش «سزار باید بمیرد» فیلم جدید تاویانیها، نامزد رسمی شرکت در رقابتهای اسکار پیشرو شد. قصه این فیلم ،گروهی از زندانیان واقعی یک زندان ایتالیا را در نقشهای اصلی دارد. آنها قصد اجرای نمایش «ژولیوس سزار» ویلیام شکسپیر را دارند و قصه فیلم در طول زمان، نقبی تاریخی به دوران سزار میزند و گذشته و حال تاریخ ایتالیا را در هم میآمیزد.
این دو فیلمساز ایتالیایی احساس میکنند با این فیلم، دوباره متولد شدهاند. به گفته ویتوریو تاویانی: «ما این فیلم را با همان روحیه و حس و حالی ساختیم که اولین فیلممان را در دهه هفتاد میلادی کارگردانی کردیم. همان عریانی ذهنی و همان بیتوجهی و شیطنتی که در آن دوران داشتیم، سر صحنه فیلمبرداری «سزار باید بمیرد» هم وجود داشت.»
برای هالستروم، اما اوضاع کمی فرق میکند. او عقیده دارد فیلمسازی برایش حکم یک روند خلاقه و رو به جلو را داشته است و میگوید: «فکر میکنم در حال حاضر با حقهها و حیلههای بیشتری از این حرفه آشنا هستم و راز درونیشان را میدانم. وقتی کارم را شروع کردم، جوان، خام و کم تجربه بودم. آن اوایل لازم بود که مرا کنترل کنند، ولی حالا نیازی به این مسئله نمیبینم. حالا دیگر خودم را به عنوان یک تدوینگر هم قبول دارم و نسبت به کارم اعتماد و اطمینان دارم .»
اما حتی برای هالستروم هم (که چنین دیدگاهی را ارائه میدهد) پیدا کردن سوژه و موضوع فیلم «حیثیت»(Prestigious )کار راحتی نبوده و او سختیهای زیادی را در این راه تجربه کرد. انتخاب مضمون این فیلم، بسیار سختتر از فیلمهای دیگر او هم چون «شکلات» و «قوانین خانه صدر» بوده است.
او میگوید: «این روزها ساختن فیلمهایی که دوست شان داری سختتر شده است. علتش هم این است که تولید فیلمهایی با هزینه تولید متوسط -که قرار است از صمیم قلب ساخته شوند -کار راحتی نیست و این روزها به سختی میتوانید یک تهیه کننده پیدا کنید. این در حالی است که هنوز هم بسیاری از فیلمسازان مایل هستند فیلمهایی از این دست را کارگردانی کنند.»
از قرار معلوم، برای کنار آمدن با این شرایط بوده که هالستروم دوباره به سرزمین مادری خود برگشت ،تا بتواند فیلم سوئدی نامزد اسکاری خود «هیپنوتیست» را بسازد. قصه این فیلم درباره یک افسر پلیس است که از یک سری افراد متخصص هیپنوتیزم کمک میگیرد ،تا یک پرونده هم جنایی را حل کند .
در این فیلم،هالستروم دوباره این امکان را پیدا کرد که با همسر بازیگر خود لنا اولین کار کند و آن را به زبان مادری بسازد. همچنین، این فیلم دلهرهآور به وی امکان آن را داد که تنوع تازهای به کارش به عنوان یک فیلمساز بدهد و یک سری نوآوری را در آن اعمال کند.
به گفته وی: «میخواستم ثابت کنم برخلاف آن چه که خیلیها فکر میکنند، آدمی احساساتی و دلنازک نیستم. ژانرهای پیچیده که در یک نقطه مشخص تغییر مسیر داده و شما را گیج میکنند را هم دوست دارم.»
در کشور ایتالیا، برادران تاویانی مجبور بودهاند خودشان را با تغییراتی هماهنگ کنند که در دل صنعت سینما رخ داده است و این تغییرات ،کار فیلمسازی را برای آنها سختتر کرده است. بحران بینالمللی اقتصادی و وضعیت خاص سیاسی کشور، از جمله عواملی هستند که تاویانیها را هم به چالش کشیدهاند.
پائولو تاویانی میگوید: «قطع سوبسیدهای دولتی، کار همه ما را سخت کرده است.» این در حالی است که کیم - که هیچ وقت علاقمند نبوده از حمایتهای صنعت سینمای خود بهره و کمک بگیرد - از تغییرات تکنولوژی هنر فیلمسازی صحبت به میان میآورد، تغییراتی که کمک زیادی به فیلمسازان کردهاند.
این فیلمساز میگوید دیجیتالی شدن هنر فیلمسازی به او کمک کرده تا هم راحتتر برای فیلمهایش سرمایهگذار پیدا کند و هم بتواند فیلمهای مورد علاقهاش را کارگردانی کند.
به گفته او: «قیمتهای مربوط به تولید فیلم، یکی از بزرگترین مسایل و مشکلاتی است که با آن روبرو هستم و باید با آن کنار بیایم. به همین دلیل، استفاده از دوربینهای دیجیتالی نتایج مثبتی به همراه داشته و سود زیادی از بابت آن بردهام.»
برای مثال، او «پیتا» را با دوربینهای جدید دیجیتالی SLR فیلمبرداری کرد، این دوربین کمک کرد تا او فیلم خود را طی دوازده روز فیلمبرداری کند. او از عوامل تولید کمتری هم استفاده کرد و فقط بیست نفر پشت صحنه فیلم او بودند.
هزینه تولید فیلم هم بسیار پائین بود، چیزی حدود صد هزار دلار
هالستروم هم از امکانات فنآوری دیجیتالی بهره گرفته است. او میگوید: «در تمام عمرم منتظر استفاده از چنین شیوهای بودم. برای اولین فیلمی که ساختم، بیش از صد ساعت فیلم گرفتم. حتی برخی از آنها را با دو دوربین فیلمبرداری میکردم. خب، این شیوه کار را دوست داشتم. علتش هم این است که همیشه طرفدار تمرین و در عین حال بداههسازی بودهام. این مسئله باعث میشود بازیگرانت بازی روان و صادقانهای ارایه دهند. فنآوری دیجیتالی این امکان را میدهد که بدون اضافه شدن هزینههای تولید فیلم، شما برای چهل دقیقه فیلمبرداری کنید.»
«سزار باید بمیرد» هم به کمک فنآوری دیجیتالی تهیه شد. این اولین بار است که تاویانیها یک فیلم سینمایی خود را به این شیوه فیلمبرداری کردهاند.
پائولو تاویانی با اشاره به این که تا قبل از این نمیدانست فیلمبرداری فیلمها به شکل دیجیتالی چه آزادی عمل و کاهش هزینهای را به همراه دارد، اضافه میکند: «ناگهان من و ویتوریو احساس آزادی کامل کردیم و تمام آن کارهایی را انجام دادیم که قصد انجامشان را داشتیم. ما هیچ وقت سر صحنه فیلمبرداری کات نمیدادیم و وقتی به اتاق تدوین رفتیم، توانستیم صحنهها را آنگونه که مد نظرمان بود تدوین کنیم. دلیلش هم این است که در این فیلم، فرصتهای خیلی زیادی پیش رویمان بود.»
ویتوریو تاویانی در رابطه با امکانات جدید فیلمسازی که کمک میکند فیلمسازان کارهایشان را راحتتر انجام دهند، میگوید: «ما در گذشته به حیاتمان ادامه دادیم، در حال حاضر به حیاتمان ادامه میدهیم و در آینده هم همین طور.»
اما اعضای آکادمی اسکار (با وجود این فیلم سازان صاحب نام )،فیلم های زیر را به عنوان نامزدهای اصلی اسکار بهترین فیلم خارجی سال نامزد کرده اند:عشق (اتریش ،میشائیل هانکه) ،کن-تیکی (نروژ،یواکیم رومینگ) ،نه (شیلی،پابلو لاران) ،رابطه ای سلطنتی (دانمارک،نیکلای آرسل)و جادوگر جنگ (کانادا،کیم نگوین)
هشتاد و پنجمین دوره مراسم اسکار 24 فوریه سال جاری میلادی در لس آنجلس برگزار می شود.
0نظر