حجتالاسلام علی کشوری، دبیر شورای راهبردی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت یادداشتی درباره ضرورت توجه دولت آینده به این الگو نوشته :
در آستانه رقابتهای انتخاباتی سال 1392، نخبگان و نامزدهای احتمالی منصبِ ریاست جمهوری تحلیلهای متفاوتی را برای حل مشکلات در دولت آینده مطرح میکنند. با کدامین ملاک به ازیابی این دیدگاه ها بپردازیم؟ در این شرایط باید از خود بپرسیم که آیا این تحلیلها به حل مسائلِ جامعه اسلامی کمک میکند؟
بدون تردید دولت آینده باید برنامههایی روشن در بهبود وضعیت کشور و زندگی مردم در عرصههای مختلف داشته باشد ولی سخن در این است که؛ به بهانه حل مشکلات اقتصادی، در مسیر توسعهیافتگی غربی قرار نگیریم. حل مشکلات اقتصادی نباید بهانهای برای بازگشت به برنامهریزی مبتنی بر توسعه و فراموشی گفتمان حیاتبخش انقلاب باشد. تجربه کشورهای توسعهیافته پایدار(!) امروز پیش روی ما قرار دارد. در این کشورها برنامهریزی -مبتنی بر ادبیات توسعه- نه تنها به حل مشکلات اقتصادی مردم منجر نشده؛ بلکه مشکلات و بحرانهایی همچون فروپاشی نهاد خانواده، فاصله طبقاتی، بحران امنیت و اخلاق را به ارمغان آورده است.
به عبارت دیگر اگر در دولت آینده و دولتمردان آن عزمی برای ایفای نقش در فرآیند ملی تولید الگوی پیشرفت اسلامی و چگونگی انتقال از مرحله دولت اسلامی به مرحله جامعه اسلامی وجود نداشته باشد، ممکن است میزان تأثیرگذاری نسخههای موجود در دنیا، بر برنامهریزی کشور افزایش یابد.
البته در ابتدا ممکن است کسانی -از روی جهل- تصور کنند که این موضوعات ربطی به سعادت و رفاه مردم و حل مشکلات آنها ندارد و صرفاً مباحثی گفتمانی و مربوط به آینده میباشند؛ ولی با یک بررسی دقیق در مورد وضعیت بحرانی و سیاه کشورهای توسعه یافته، متوجه خواهیم شد که این دسته از موضوعات، مهمترین تأثیر را بر سعادت و رفاه مردم ایران داشته و لازم است که در دولت آینده -برای جلوگیری از ایجاد تجربههای جدید مبتنی بر ادبیات توسعه - برنامههایی مشخص برای اسلامی کردن دولت از طریق تولید الگوی پیشرفت اسلامی وجود داشته باشد.
آیا نخبگان فکری انقلاب اسلامی در این شرایط حساس به این موضوع حیاتی توجه بیشتری خواهند نمود؟
بعون الله تعالی
0نظر