سرویس سیاسی «سراج24»- علیرضا بخشی استوار: از محل کار که خارج شدم چشمم به خان دایی افتاد که با همان آب و تاب همیشگی گفت« نونت نیست ، آبت نیست چرا اینقدر شماها پی جنجال و تفرقه اید ، اصلا غلط کردی که می خواهی مملکت رو به آشوب بکشی کی به تو اجازه داده که صحبت کنی حرف نباشه!»
خوب من که می دانستم به خان دایی نباید زیاد گیر داد چون دیشی یا به زبان فارسی ظرفی به پهنای شکم رنج کشیده در ایوان خانه اش برقرار است و از اخبار فیلتر شده و نشده دنیا با خبره.
ما هم که اسم خودمان را گذاشتیم خبرنگار همیشه در پی جو دادن های صد من یه غازی هستیم که کارمان بگیرد و خدا بخواهد به نون و نوایی برسیم خدا و پیغمبر هم نمیشناسیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
حالا دو نفری در راس یک مملکت با هم دعواشون می شه و حرف بزرگان و ریش سفیدشان را گوش نمی دهند ربطی به من ندارد و لی تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که چی شد چی شد من نبودم کی بود کی بود نمی دونم ها را کشف کنی و در تاریخ به عنوان بنیانگذار یک حرکت اشتباهی نامی از تو به ثبت برسد .
با همه شلختگی هایی که در سیستم نظارتی و مدیریتی وجود دارد رویای آرامش و آسودگی با دست های مخملی پشت پرده یک عده که می خواهند زورکی ریش سفید باشند و با هر آدمی در خیابان یکی در میان قرارداد دارند و البته جو گرفتتشون و مثل شمع آب آبند و مجذوب نظام اند .
دشمن هایی قدیمی که دوستان امروز شده اند و دوستان قدیمی که دشمنان امروز شده اند و یکی رفت و یکی آمد و مرگ بر آمریکا ، مذاکره بی مذاکره و کسی غلط می کنه که بخواد بدون اجازه خان دایی پای ماهواره اش بشینید یک سوی ماجراست و این که من چه قدر راست می گم و اصلا برای چه فریاد می زنم یک سوی ماجرا.
اصلا من خوابم و هیچی ام نمی فهم که پشت پرده چه می گذره و یک عده ای چه طوری می خواهند نام جمهوری اسلامی ایران نباشه، هیس صحبت نکن مگر عقلت رو از دست دادی ، هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد و هر چه می خواهد دل تنگت بگو هم آدابی دارد و جرایدی.
1نظر
خیلی خوب بود فقط حیف که خیلی کم بود