به گزارش سراج24، پیشنویس قانون (مقابله با فعالیتهای بیثبات کننده ایران[1]) در سنای آمریکا ارائه و پس از تصویب در کمیته روابط خارجی با رای 18 به 3، اکنون در مسیر تصویب در صحن سنا قرارگرفته است. هدف گزارش حاضر بررسی اهداف، ماهیت، محتوا، ابعاد، آثار و نتایج این قانون است. هرچند در مقطعی، روند قانونی این طرح تحریمی به دلیل احتمال تأثیرگذاری منفی بر شانس کاندیدای غربگرای انتخابات ریاست جمهوری ایران به تعویق افتاد اما اکنون با رفع دغدغه غرب نسبت به این مساله، مسیر تصویب نهایی آن هموار گشته است. با توجه به اهمیت متن این طرح پیشنهادی، در این گزارش به ابعاد مختلف آن پرداخته می شود.
در حال حاضر کنگره ایالاتمتحده بخشی از استراتژی و سیاست حکومت این کشور در قبال جمهوری اسلامی را تعقیب مینماید این در حالی است که مسئله ایران در اولویت سیاستگذاری ترامپ نیست. تهیه این قانون ضد ایرانی با حمایت و همکاری 52 سناتور جمهوریخواه و 13 سناتور دمکرات انجامشده است و این قانون بهخودیخود با 65 رأی بهآسانی قابلیت تصویب در سنای آمریکا را دارد. حتی اگر احتمال ضعیف وتوی ترامپ در مورد این قانون را لحاظ کنیم؛ با کسب رأی دو سناتور دیگر (عملاً با 67 رأی) این قانون قابلیت وتوی احتمالی رئیسجمهور را نیز از دست خواهد داد؛ لذا تصویب این قانون امری تقریباً قطعی تلقی میگردد هرچند امکان تغییرات احتمالی در متن در فرایند تصویب دور از انتظار نیست.
اهداف قانون
اهداف قانون (مقابله با فعالیتهای بیثبات کننده ایران) در سه بعد اقتصادی، نظامی و سیاسی قابلبررسی است:
الف- بعد اقتصادی
یکی از اهداف مهم طرح این قانون جلوگیری از منافع برجام و به حداقل رساندن آثار آن برای جمهوری اسلامی است. مکانیسم این امر بدین ترتیب است که هدف اولیه این قانون تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کلیه نهادها، سازمانها، اشخاص داخلی و خارجی کمککننده به آن هستند، در این راستا با توجه به آنکه بهزعم آمریکا سپاه در تمامی شئون کشور واردشده، عملاً کل کشور را در مکانیسم تحریم وارد میکنند. تفسیرپذیری قانون مذکور بسیار موسع بوده و شمول گسترده آن تهدید جدی محسوب میشود. تصویب این قانون مسلماً نقض ماده 26 برجام محسوب میشود که طبق آنطرف مقابل تعهد نموده مانع از کسب مزایای برجام توسط ایران نخواهد شد. با تصویب این قانون نهادهایی که باید طبق برجام از شمول تحریم خارج میشدند، عملاً مجدداً در فهرست تحریم قرار میگیرند.
ب- بعد نظامی
آمریکا عملاً از 2014 به بعد اتهامی به ایران در جهت تقابل مستقیم نظامی به ایران وارد نکرده و تهدید مستقیم ایران برای نیروهای آمریکایی به حداقل رسیده است. بهزعم طراحان این قانون ایران باید مجدداً تبدیل به موضوعی جدی برای تقابل نظامی آمریکا گردد. قانون پیشنهادی بستر لازم جهت تقابل نظامی با ایران را در نقاطی که مواجهه مستقیم نیروهای طرفین وجود دارد ایجاد خواهد کرد. بهعبارتدیگر این قانون استعداد جنگ ناخواسته را افزایش داده و عقبه قانونی لازم را مهیا میسازد.
ج- بعد سیاسی
طراحان این قانون تلاش میکنند ایران را تبدیل به اولویت سیاستگذاری ترامپ نموده و با قرار دادن ایران در موضع واکنش، باعث تحریک ترامپ به اقدام متقابل شوند. اولویتدار سازی ایران برای ترامپ از اهداف سیاسی این قانون است.
ابعاد مهم متن قانون
یکی از نکات مهم این قانون، تعریف اشخاص ایرانی به نحوی است که صرفاً اتباع ایران را شامل نشده بلکه کلیه افرادی را که به نحوی تحت شمول قوانین یا صلاحیت قوانین ایران قرار میگیرند را در برمیگیرد. این نحوه تعریف بار حقوقی گستردهای ایجاد خواهد کرد.
در بخش سوم این قانون آمده است ظرف حداکثر 180 روز از زمان تصویب این قانون و نیز هر دو سال یکبار، وزارت خارجه، وزارت دفاع، وزارت خزانهداری و رئیس دستگاههای اطلاعاتی ملزم به تهیه استراتژی مقابله و بازدارندگی ایران در حوزه فعالیتهای متعارف و نامتقارن ایران میباشند.
در بخشی از این قانون بهضرورت ارزیابی آمریکا از توان استفاده ایران از تبلیغات و عملیاتهای اطلاعاتی (information operations) اشاره شده است.
دلیل وضع تحریمهای جدید فعالیتهای موشک بالستیک ایران است.
بر اساس این قانون افراد زیر تحت شمول تحریم قرار میگیرند:
الف- هر فردی که به برنامه موشکی یا سلاحهای کشتارجمعی ایران کمک نماید یا احتمال و خطر کمک وی به این برنامه وجود داشته باشد.
ب- جانشین هر فردی که بر اساس بند قبلی در فهرست تحریم قرارگرفته است.
ج- تمامی نهادها و سازمانهای تحت نظارت افراد تحریم شده.
د- نمایندگان و کارگزاران افراد و نهادهای تحریم شده
ه- کلیه نهادها و سازمانهایی که به نهادها و افراد تحریم شده کمک نمایند.
اقدامات تحریمی بر اساس قانون شامل موارد زیر است:
الف- بلوکه کردن داراییها
ب- اخراج از ایالاتمتحده و عدم اجازه ورود
ج- هر فردی که ناقض قانون باشد و یا برای نقض آن تلاش کند، یا برای نقض برنامهریزی و توطئه نماید نیز مشمول مجازات میگردد.
علاوه بر نیروی قدس سپاه ازاینپس بر اساس این قانون، کل سپاه نیز تحت شمول دستور اجرایی 13224 قرار میگیرد.
تحریمها علاوه بر سلاحها شامل قطعات یدکی آنها نیز میشود.
کلیه کمکهای مالی، آموزشی،خدماتی، مشاوره نیز شامل تحریم میگردد.
کلیه تحریمهای گذشته مرتبط نیز همچنان به قوت خود باقی میماند.
علت تعلیق روند تصویب قانون
اتحادیه اروپا به دلیل امکان تأثیرگذاری تصویب این قانون بر انتخابات ریاست جمهوری ایران از کنگره آمریکا درخواست تعلیق بررسی روند قانونی را نموده است. نکته مهم انست که آمریکا در ازای تعلیق مقطعی، احتمالاً از اروپا امتیازاتی درخواست خواهد نمود و عملاً بدین ترتیب مدیریت شکاف احتمالی میان اروپا و آمریکا صورت گرفته و نوعی هماهنگی میان دو طرف در مورد مسئله ایران رخ خواهد داد.
با توجه به این تحلیل که بخشی از حاکمیت ایران، قابلیت همراهی با آمریکا را دارد این تعلیق میتواند به این جریانها کمک نموده و لذا شکاف در حاکمیت حفظ خواهد شد. استراتژی آمریکا در قبال ایران منوط به تداوم جریان سیاسی حاکم است اگر این جریان تضعیف گردد سیاستهای آنها به مخاطره خواهد افتاد لذا جهت کمک به این روند به شکل مقطعی تصویب قانون پیش از انتخابات تعلیق گردیده ولی درنهایت پس از انتخابات به جریان افتاد.
برجام و قانون تحریم جدید
با توجه به آنکه ایران پایبند به اجرای برجام است اتفاق جدیدی در این حوزه نخواهد افتاد و آمریکا و متحدان از ظرفیتهای برجام برای فشار و نظارت بیشتر بر ایران استفاده خواهند کرد و تلاش میکنند منافع احتمالی برجام برای ایران را به حداقل برسانند.
نتایج تصویب قانون
تصویب این قانون بیانگر ان ست که تعامل با ایران بههیچوجه در دستور کار واشینگتن نیست و بسیاری از نمایندگان حزب دموکرات که به برجام رأی دادند نیز به دنبال تصویب این قانون هستند. این تصور که با دادن امتیاز بیشتر به آمریکا میتوان به سمت تعامل و همکاری با آمریکا گام برداشت عملاً برداشتی نادرست بوده و اجماعی دوحزبی علیه ایران در آمریکا وجود دارد. چراکه اساساً بر اساس این قانون هیچ مبنای همکاری و تعامل با ایران باقی نمیماند. بر اساس این قانون روابط ایران و آمریکا به سطحی جدیدی میرسد که نتیجه آن تعامل نیست.
از سوی دیگر شبکهسازی علیه ایران در منطقه در دستور کار جدی آمریکا در دوره جدید قرار دارد.
فشار بر متحدان ایران جهت کاهش و ممانعت از همکاری آنها با ایران و افزایش هزینه همکاری در دستور کار جدی آمریکا قرار دارد.
هدف این قانون کل مجموعه نظام است و تلاش میکند مسئله سپاه همانند مسئله انرژی هستهای تبدیل به موضوع مناظره و مباحثه گروههای داخلی سیاسی کشور و مردم شده و درنهایت کشور را بین حفظ سیاستهای منطقهای خود و تحریمهای بیشتر مجبور به انتخاب نمایند.
هدف اولیه حذف سپاه از اقتصاد داخلی است.
هدف توقف اقدامات منطقهای جمهوری اسلامی و مهار اقدامات سپاه است. آمریکا به این سیاست بهعنوان مکمل استراتژی منطقهای خود مینگرد.
ورود و همکاری با اروپا در این روند اهمیت فوقالعاده دارد.
تحریمهای صورت گرفته محتاطانه، هوشمندانه و فلجکننده بوده و بخشی از حاکمیت را نشانه گرفته است.
درنهایت آمریکا به دنبال اقدام ایران و سنجش رفتار ایران در قبال این قانون است
چه باید کرد؟
اجماع سازی در داخل علیه اقدامات آمریکا در تمامی سطوح
تأکید بر اینکه این اقدام آمریکا نقض برجام است
اعتراض رسمی به امریکا و اروپا در مورد مداخله در امور داخلی کشور
اقدام متقابل و اعلام موضع در مورد تروریستی خواندن نهادهای رسمی آمریکا
منبع: گزارشگر
0نظر