گلوبالریسرچ تحلیل کرد:
آمریکا بزرگترین حامی تروریسم
به گزارش «سراج24» به نقل از مرکز مطالعاتی گلوبالریسرچ، آمریکا با طراحی عملیاتهای مخفیانه تروریستی، حمایت از گروههای تروریستی، استفاده از شکنجه و در نهایت استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین و کشتن افراد بیگناه، میکوشد به تروریسم دولتی دامن زده و حضور نظامی خود را در نقاط مختلف جهان توجیه کند.
بسیاری از کشورها از تروریسم حمایت میکنند، اما آمریکا بدترین و بزرگترین حامی تروریسم است. ژنرال ویلیام اودوم (William Odom)، مدیر آژانس امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان میگوید:
«از هر منظری بنگرید و به هر ترتیبی محاسبه کنید، آمریکا مدتهاست که از تروریسم بهره میبرد. در سالهای 1978 تا 1979، سنا تلاش میکرد قانونی را علیه تروریسم بینالمللی تصویب کند ـ در هر نسخهای که از این قانون تهیه شد، وکلای سنا اعلام کردند که آمریکا باید استثنا شود.»
واشنگتن پس در سال 2010 در گزارشی نوشت:
«بر اساس یافتههای تحلیل محرمانه سیا که در وبسایت ویکیلیکس منتشر شد، آمریکا سالیان سال است که تروریسم را صادر میکند.»
سرپرست و عامل ویژه دفتر افبیآی در لسآنجلس گفت که بیشتر حملات تروریستی توسط خود عوامل سیا و افبیآی انجام میشود.
در یادداشتی در ویکیپدیا چنین میخوانیم:
«چامسکی و هرمان مدعی هستند که تروریسم در بخشی از جهان سوم متمرکز شده است که آمریکا در آن حضور دارد و اقدامات تروریستی ثبت شده بسیاری توسط دولتهای دستنشانده آمریکا در آمریکای لاتین صورت میپذیرد. ایشان معتقدند ده دولت در کشورهای آمریکای لاتین جوخههای مرگ دارند که همگی این دولتها در زمره دولتهای دستنشانده آمریکا قرار میگیرند. افزایش و قدرت گرفتن تروریسم دولتی در سراسر جهان نتیجه سیاستهای خارجی آمریکا است.»
در سال 1991 کتابی توسط الکساندر جرج (Alexander L. George) (استاد علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد) منتشر شد که در آن نیز ادعا شده است کشورهای غربی بسیاری از تروریسم در کشورهای جهان سوم حمایت میکنند. وی در پایان نتیجه میگیرد که آمریکا و متحدین آن اصلیترین حامیان تروریسم در سراسر دنیا هستند.
در واقع این آمریکا است که جوخههای مرگ را در آمریکای لاتین، عراق و سوریه ایجاد کرده است. برخی از مقامات نظامی ارتش آمریکا به عمد «تروریستها را مرعوب و تحریک به انجام اقدامات تروریستی میکنند.»
همانطور که در نشریه آنلاین تروثات (Truthout) میخوانیم:
«ایتان مککورد و جاش استیبر (Ethan McCord and Josh Stieber) هر دو تصریح کردند که مأموریت آنها این بود که «تروریستها را ارعاب و تشویق به انجام اقدامات تروریستی کنند» تا از این طریق عموم مردم را وادار کنند بیشتر از آنکه از گروههای شورشی بترسند، از آمریکاییها واهمه داشته باشند.
در مصاحبه هورتون، روزنامهنگار، با استیبر، هورتون چنین پرسید:
یکی از همرزمان شما در همین گروهان گفت که شما دو نفر از یک فرایند عملیاتی خاصی تبعیت میکردید؛ به این نحو که چنانچه یک خودروی بمبگذاری شده در نزدیکی کاروان شما منفجر میشد، یا به هر صورتی حملهای به شما میشد، شما از خودروی خود خارج شده و به هر فردی که در نزدیکی شما بود تیراندازی میکردید. و این فرمانی از طرف مقامات ارشد بود. آیا شما این ادعا را تأیید میکنید؟
استیبر پاسخ داد:
بله این فرمانی بود که خود کوزالریچ (Kauzlarich) صادر کرده بود و او معتقد بود که ما همواره در معرض تهدید هستیم و این کار در واقع پاسخی است به تهدید؛ از این رو هر زمانی که بمبی در کنار جاده منفجر شد و ما نمیدانستیم چه کسی آن را منفجر کرده است واکنش به آن گشودن آتش به سمت افراد حاضر در محل بود و این کار از نظر او باعث ترس مردم و تلاش آنها برای ممانعت از ساخت چنین بمبهایی میشد.»
در تعریفی از تروریسم چنین آمده است:
«استفاده از خشونت و تهدید به منظور ایجاد رعب یا تحمیل چیزی به ویژه برای دست یافتن به اهداف سیاسی.»
بنابراین میتوان گفت که مککورد و استیبر سخن درستی گفتهاند: این اقدامات تروریسم را توسط نیروهای آمریکایی در عراق گسترش داد. آمریکا از القاعده و دیگر گروههای تروریستی در افغانستان، بوسنی، لیبی، سوریه و ایران حمایت کرده است. در واقع دولت آمریکا به صورت مستقیم از القاعده و دیگر گروههای تروریستی در طول چند دهه اخیر حمایت کرده است حتی پس از 11 سپتامر. آمریکا همچنین به طور مستقیم متصدی برافروختن جنگهای فرقهای میان مسلمانان است و با حمایت از سنیها آتش جنگ علیه شیعه را شعلهور میسازد. از آنجا که عربستان محل استقرار یکی از تندروترین فرقههای اسلامی ـ وهابیت ـ است، حمایت همه جانبه آمریکا از سعودیها در واقع به صورت غیر مستقیم حمایت از تروریسم است.
شکنجه، که از 10 سال پیش تا کنون آمریکا به صراحت و آشکارا از آن استفاده میکند، به عنوان یکی از اشکال دیگر تروریسم شناخته میشود. در سراسر جهان، 74 درصد از کشورها که از شکنجه به عنوان یکی از اهرمهای اجرایی بهره میبرند، از دولتهای دستنشانده آمریکا هستند و از این کشور کمکهای نظامی و دیگر کمکهای لجستیک دریافت میکنند.
استفاده آمریکا از هواپیماهای بدون سرنشین برای ترور افرادی که هویت آنها مشخص نیست در جای جای دنیا، نیز شکل دیگری از تروریسم است.
سیا صراحتاً اعلام کرده است که در دهه 1950 شماری از آشوبطلبان را در ایران اجیر کرد تا در لباس کمونیستها سر به شورش برداشته و اقدام به بمبگذاری کنند تا از این طریق کشور را علیه نخست وزیر قانونی وقت بسیج کنند.
نخست وزیر پیشین ایتالیا، که زمانی کرسی قضاوت داشت و مدتی را هم به ریاست سازمان ضد جاسوسی ایتالیا مشغول بود اعتراف کرد که ناتو، با کمک پنتاگون و سیا اقدام به بمبگذاریهای تروریستی در ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی در دهه 1950 کرد و انگشت تقصیر با به سمت کمونیستها گرفت تا مردم را علیه کمونیسم در اروپا بسیج کنند.
وی به عنوان یکی از عاملان این اقدامات اظهار داشت: «شما مجبور بودید به شهروندان، مردم عادی، زنان، کودکان، بیگناهان، افرادی که هیچ دخالتی در بازیهای سیاسی نداشتند، حمله کنید. دلیل این کار خیلی ساده بود. آنها میخواستند این مردم، مردم ایتالیا، را به سمت مطالبه امنیت بیشتر سوق دهند.» (ایتالیا و شماری از کشورهای اروپایی پیش از آنکه به ناتو ملحق شوند کراراً هدف حملات تروریستی قرار گرفتند.)
همانطور که پیش از این نیز دولت آمریکا خود اعتراف کرده است، اسنادی که به تازگی آشکار شدهاند نشان میدهند که در دهه 1960 فرمانده ستاد مشترک ارتش آمریکا طرحی را به امضا رساند که بر اساس آن قرار شد چند هواپیمای آمریکایی منفجر شوند و همچنین اقدامات تروریستی چند در خاک آمریکا انجام گیرد و از این طریق افکار را علیه کوباییها تحریک کرده و حمله به کوبا را توجیه کنند. نه ماه پیش از این ماجرا در مورد انجام یک حمله دروغین صحبت شده بود تا از این طریق حمله به جمهوری دومنیکن توجیه شود.
جان یوو (John Yoo) وکیل وزارت دادگستری در سال 2005 پیشنهاد داد که آمریکا باید علیه القاعده موضعی تهاجمی بگیرد. وی درخواست کرد که «آژانسهای اطلاعاتی خود را باید ملزم سازیم سازمان تروریستی دروغینی ایجاد کنند. این سازمان دروغین میتواند وبسایت، مراکز جذب نیرو، پایگاههای آموزشی و عملیاتهای تأمین مالی خاص خود را داشته باشد. این سازمان تروریستی میتواند عملیاتهای تروریستی دروغینی را به انجام برساند و اعتبار کافی برای حمله به تروریستهای واقعی را ایجاد کند، اسباب سردرگمی در داخل سطوح مختلف القاعده را فراهم آورد و دلیل کافی برای زیر سؤال بردن هویت دیگران و اعتبار ارتباطات افراد با یکدیگر را برای ما فراهم کند.»
خبرگزاری یونایتد پرس اینترنشنال در ژوئن سال 2005 گزارش کرد که:
«مقامات اطلاعاتی آمریکا گزارش میکنند که برخی از شورشیان عراقی از آخرین مدلهای کلت برتا 92 استفاده میکنند در حالی که شماره شناسایی این کلتها پاک شده است. این شمارهها به صورت فیزیکی محو نشدهاند، بلکه در هنگام تولید هیچ شماره شناسایی روی آنها ثبت نشده است. تحلیلگران بر این باورند که فقدان شماره شناسایی به معنای آن است که این اسلحهها برای عملیاتهای جاسوسی یا گروههای تروریستی که از سوی دولتها تأمین میشوند، تهیه شدهاند. ایشان مدعی هستند که این اسلحهها توسط سیا یا موساد تهیه میشوند.»
بدون شک میتوان گفت این چند مورد تنها مشتی نمونه از خروارها عملیات و اقدامات تروریستی مخفی است که آمریکا و متحدین آن ترتیب میدهند تا از یک سو اقدامات خود را در جنگ افروزی توجیه کرده و از سوی دیگر از تروریستها در نقاط مختلف دنیا حمایت کنند.
0نظر