سیاست های نظامی آلمان در منطقه و احیاء اهداف امپریالیستی آن

پایگاه خبری "بنیاد فرهنگ استراتژیک" در مقاله ای به قلم فینیان کانینگهام،به بررسی سیاست های نظامی آلمان در منطقه خاورمیانه و اهداف امپریالیستی برلین در دوره جدید تحولات منطقه ای،می پردازد.
به گزارش «سراج24»، در این مقاله آمده است: چنین به نظر می رسد که آلمان مجددا در صدد این است که سیاست جنگی خود را متناسب با اقدامات نظامی جهان پیاده کند. به نظر می رسد که آلمان با استقرار قریب الوقوع 400 سرباز آلمانی در ترکیه آنهم به بهانه کمک برای نصب و راه اندازی سیستم های موشکی پاتریوت ناتو، مجددا سیاست های پیشین جنگی خود را دنبال می کند. موضوع استقرار سربازان آلمانی در یک کشور خارجی و در حالت جنگی کامل، با رای پارلمان فدرال در برلین در اوایل ماه جاری کلید خورد. آنگلا مرکل،صدراعظم محافظه کار آلمان پیش از این، انتقال تجهیزات پاتریوت آلمان برای اجرای برنامه سایت موشکی آمریکا و هلند در ترکیه را ممنوع کرده بود. ماه گذشته برآوردهای اولیه در خصوص استقرار نیروهای ناتو در ترکیه از 400 نفر پرسنل نظامی تا 2000 نفر پیش بینی شده بود که عمدتا در راه اندازی سایت موشکی زمین به هوای PAC-3 آمریکا در 900 کیلومتری مرزهای سوریه و ترکیه مستقر خواهند شد. دولت رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه، استقرار سیستم های رهگیر ناتو را به عنوان یک "سیستم دفاعی" برای محافظت از شهروندان خود از آتش توپخانه ای و سلاح های شیمیایی سوریه توجیه می کند. احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه، تلاش داشت استقرار گروهی از سربازان خارجی در خاک ترکیه را به عنوان یک واکنش طبیعی از سوی ناتو برای کمک به یکی از اعضای خود، به تصویر بکشد. داود اوغلو بر این موضوع تاکید داشت که ترکیه حق دارد برای حفاظت از تمامیت ارضی خود، از ظرفیت های ملی و اتحادیه ناتو که در آن عضویت دارد،استفاده کند. در این مورد رئیس ناتو آندرس فوگ راسموسن اظهار می دارد که نصب پاتریوت در ترکیه صرفا برای کاهش تنش های منطقه ای آنهم در راستای ایجاد شرایط بازدارندگی و امنیت بیشتر اجرا می شود. چنین اظهاراتی، با مخالفت سوریه و متحدان آن یعنی ایران و روسیه مواجه شده است. هم ایران و هم روسیه استقرار موشک های پاتریوت ناتو را بیشتر بر خلاف امنیت منطقه می دانند نه کاهش تنش ها. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه،در جلسه 4 دسامبر در بروکسل،نگرانی عمیق روسیه از اجرای این طرح را به اطلاع همتایان خود در ناتو رساند. البته در این جلسه نظرات و ناراحتی های روسیه کاملا نادیده گرفته شد. رئیس نیروهای مسلح ایران سرلشکر حسن فیروز آبادی موضع گیری سختی در خصوص برنامه ناتو در ترکیه داشته است. به اعتقاد وی استقرار موشک های پاتریوت به مثابه نقاط سیاه بر روی نقشه جهان است که بی شک به گسترش ناآرامی ها در سطح جهانی منجر خواهند شد. آنها در حال برنامه ریزی برای ایجاد یک جنگ جهانی هستند، و تحقق این امر برای آینده انسان ها و برای آینده خود اروپا نیز خطرناک می باشد. لغو ناگهانی سفر هفته گذشته محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران به ترکیه، نشانه دیگری از نارضایتی جمهوری اسلامی از تصمیم آنکارا در استقرار موشک های پاتریوت می باشد. در میان کشورهای ناتو، سیاستمداران آلمان بیش از دیگر اعضای ناتو بر ماهیت "صرفا دفاعی بودن" برنامه های نظامی آینده ناتو در ترکیه تاکید داشته اند. زمانی که مجلس فدرال آلمان در این خصوص تصمیم می گرفت، تقریبا همه نمایندگان مجلس از ماموریت سربازان آلمانی در ترکیه حمایت می کردند. دویچه وله نیز متعاقب اجماع مجلس آلمان خبری با این تیتر زد که: "موشک های پاتریوت آلمان آماده دفاع از ترکیه می باشند". این اقدام ناتو چند مفهوم دارد: اولین موضوع اینکه، قدرت های ناتو در تلاش برای استفاده از شرایط موجود و تبدیل آن به فرصتی مغتنم برای تحقق اهداف خود هستند. نصب موشک های "دفاعی"پاتریوت تنها یک سرپوش رسانه ای بر واقعیت های پنهان تلقی می گردد، صرفا راهی برای تسکین افکار عمومی جهان یا تمثیل آن به یک تعهد انسانی که البته بیشتر یک تغییر منش نرم برای "مسئولیت حفاظت" از دکترین خود ناتو می باشد. به نظر می رسد که نارضایتی عمومی از بمباران هوایی ناتو در لیبی در سال گذشته باعث شده تا ناتو این بار در سوریه یک رویکرد محتاطانه تری را در درگیری های سوریه اتخاذ نماید. اما چندتن از مفسران به برخی از ناهمسانی های ملموس در این خصوص اشاره دارند. آنها به استدلال نامتناسب ناتو در رابطه با تهدید بالقوه (به ادعای ناتو) از سوی سوریه اشاره دارند. مسئله مهم اینکه، تعداد حملات توپخانه ای نیروهای سوریه به ترکیه چه عمدی چه اتفاقی، در طول بیش از 20 ماه درگیری و ناآرامی ها بسیار ناچیز بوده است، و حتی به یقین نمی توان گفت که توپخانه سوریه مرتکب این چند مورد هم شده باشد. در واقع، دلایل خوبی برای مقصر دانستن غرب و شورشیان مورد حمایت ترکیه برای قلب واقعیت های موجود انهم با هدف جلب حمایت بیشتر و سلاح های خارجی می توان اشاره کرد. همچنین، نگرانی های غرب در ماه گذشته،در خصوص تلاش ارتش سوریه برای استفاده از سلاح های شیمیایی با اظهارات وزیر دفاع ایالت متحده آمریکاا و اطلاعات اسرائیل همراه بوده است. جالب اینکه همه انها در تلاش برای القای این موضوع بودند که سوریه در تلاش است از سلاح های شیمیایی علیه مردم خود استفاده کند،ادعای از ریشه کذب. این تضاد موجود نشان می دهد که استقرار موشک های پاتریوت عملا نشانه اجرای یک دستور کار مخفی و تهاجمی می باشد که ناتو با درخواست برقراری منطقه پرواز ممنوع در مرز سوریه عملا تلاش دارد یک پناهگاه امن برای شبه نظامیان مورد حمایت غرب یا حتی ایجاد یک جبهه نظامی گسترده در برابر ایران قدم بردارد! تفسیر دوم از تبلیغات رسانه ای "اهداف دفاعی موشک های پاتریوت" ناتو می توان به اهداف سیاسی آلمان در استقرار این سامانه موشکی در ترکیه علیرغم علم به تحریک آمیز بودن انها اشاره داشت. بی شک در پس این ادعاهای دفاعی اهدافی امپرالیسمی نهفته است. یکی از موضوعات مهم، چرایی اهمیت ناآرامی های سوریه و امتیازات جانبی ان برای سیاستمداران آلمانی، کشوری که چندین دهه میراث دار جنگ جهانی دوم و ناآرامی های آن، می باشد. در بدترین جنگ قرن بیستم بین سالهای 1939 تا 1945، که در آن بیش از 50 میلیون نفر کشته شدند - آلمان به عنوان مقصر اصلی این جنگ خانمان سوز نام برده می شود. البته مقصر دانستن صرف آلمان برای جنگ جهانی اول و دوم دور از انصاف است؛ چرا که رقابت بین چند قدرت امپریالیستی اروپا و رقیب تازه وارد، آمریکا، برای هژمونی جهانی صورت گرفت. البته نباید از تجاوز وحشتناک آلمان نازی، به خصوص به اتحادیه شوروی، که تقریبا نیمی از مرگ و میر جنگ جهانی در آنجا روی داد، چشم پوشی کرد. اما نسبت متهم اصلی و تنها متهم به آلمان،دیگر امپرالیست های اروپایی را از دایره توجه خارج خواهد کرد. البته ریشه آن جنگ (جنگ جهانی دوم) عمدتا به دلیل زیاده خواهی متحدان غربی در طلب غرامت بدهی ها از آلمان پس از جنگ جهانی اول می باشد. واشنگتن و لندن با فاشیسم اروپایی و رایش هیتلر مخصوصا در دهه سی در مبارزه علیه جنبش کمونیستی در شمال امریکا و اروپا همکاری داشته اند. با این حال، نسل های بعدی آلمان بیش از شش دهه، با احساس گناه و شرم آن هم به دلیل عملکرد نظامیان سابق آلمان زندگی می کنند. از این رو، فعالیت نظامی آلمان به مرزهای ملی خود و درون ناتو محدود شده بود. هنگامی که سربازان آلمانی در دهه گذشته و تحت لوای ناتو به افغانستان فرستاده شدند، دوباره توجه جهانی را-بنا به سابقه آنها-به خود جلب کرد. در این جنگ، نقش نظامی آلمان را با سرپوش اهداف بشر دوستانه، توجیه می کردند. با این حال، به نظر می رسد این تحریم طولانی آلمان ها از فعالیت های نظامی و عملیات نظامی خارجی در حال افول بوده است؛ حداقل در میان سیاستمداران و رهبران نظامی آلمان که چنین بوده است. هر چند چنین به نظر می رسد که المان ها با خط مشی خصمانه واشنگتن، لندن و پاریس در مورد سوریه همسویی ندارد، اما دخالت نیروهای آلمانی و اجرای برنامه استقرار موشک های پاتریوت در ترکیه، برای مقابله با سوریه، ایران و روسیه، نشان می دهد که برلین مجددا انگیزه های امپریالیستی خود را احیا کرده است. ظهور مجدد نظامی گری آلمان ها یک پدیده یک شبه نمی باشد. برای چندین سال متوالی آلمان سومین کشور صادر کننده سلاح نظامی در جهان، پس از آمریکا و روسیه بوده است و در این مورد از انگلیس، فرانسه و چین نیز پیشی گرفته است. دویچه وله به تازگی از یک کمیته دولتی مخفی آلمان، به ریاست آنگلا مرکل، که تصویب برنامه های صادرات سلاح آلمان را برعهده دارد،گزارشی تهیه کرد. آلمان فروش اسلحه به حوزه خاورمیانه و مهمتر اینکه به رژیم هایی با پرونده های حقوق بشر و گرایش های متخاصم را تسریع بخشیده است: در این بین به الجزایر، مصر، اسرائیل، قطر و عربستان سعودی می توان اشاره داشت. این کشور در ماه های گذشته نیز قرارداد تحویل چند صد تانک جنگی لئوپارد-2 را با عربستان به امضاء رسانده است. "آلمان، همراه با بسیاری از کشورهای اروپایی، در بحبوحه بحران شدید [اقتصادی] ، کاهش بدهی های ملی از طریق برنامه های ریاضت اقتصادی به سر می برد. بنابراین استراتژی فروش سلاح بیشتر، به راهکاری مناسب برای آلمان تبدیل شده است. در نتیجه مسلح ساختن رژیم های دیکتاتوری در منطقه ناآرام خاور میانه ساده ترین راهکار در این خصوص تلقی می گردد. سیاست انعطاف پذیر خارجی آلمان در خصوص ناآرامی های سوریه ملموس تر است. زیردریایی های آلمان، با همکاری دستگاه اطلاعاتی انگلیس با اهداف لجستیکی و استفاده ابزاری از نفوذ شبه نظامیان خارجی برای سرنگونی دولت بشار اسد، نمونه ای از تحرکات آلمان در منطقه می باشد. آلمان در کنار ایالت متحده، انگلیس و فرانسه برای خنثی کردن ابتکارات سیاسی مطرح شده توسط روسیه و ایران، از طریق مذاکره و اجرای توافق ژنو( انتقال مسالمت آمیز و برگزاری انتخابات) تلاش بسیاری کرده است. برلین بلافاصله پس از به رسمیت شناختن ائتلاف به اصطلاح ملی سوریه از سوی لندن و پاریس به عنوان "تنها نماینده مردم سوریه"(!) ، این گروه را نیز به رسمیت شناخت. جالب اینجاست که این گروه تبعید شده با محبوبیت بسیار کمی در سوریه مواجه است، بر خلاف احزاب مخالف سیاسی که به گفتگو با دولت آماده هستند، سلفی های شورشی توسط قدرت های غربی، همچون آلمان، به حاشیه رانده شده اند. گوئیدو وستروله، وزیر خارجه آلمان، در اعلام حمایت از ائتلاف مخالفان سوریه در اوایل این ماه گفت: ما فکر می کنیم که این اقدام سیاسی دولت آلمان، یک ابتکار عمل مناسب برای تسریع فرایند حذف بشار از قدرت تلقی گردد. وستروله پیش از نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل بیان داشت: ناتو نیز از استقرار موشک های پاتریوت در ترکیه حمایت می کند. در همان هفته آلمان، به طور یک جانبه چهار تن از دیپلمات های سوریه را اخراج کرد. چنین بنظر می رسد که وزیر آلمانی متکبرانه سیاست خارجی اتحادیه اروپا را با اهداف ژئوپلتیک و نظامی ناتو را در مسیر حذف دولت یک کشور مستقل به اجرا گذاشته است. این رویه سیاسی آلمان نشانگر آغاز دور جدیدی از امپریالیسم آلمانی و جنگ بین المللی در منطقه پر تنش خاورمیانه تلقی می گردد.
اخبار مرتبط