قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۹/۰۴ - ۱۸:۰۰
جان بولتون:

توافقنامه موقت تسلیم مفتضحانه آمریکا در برابر ایران است

سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل در یادداشتی ضمن انتقاد شدید از دولت اوباما برای امضای توافقنامه هسته‌ای با ایران، آن را شکستی مفتضحانه خواند و بار دیگر دعاوی جنگ‌طلبانه خود را مطرح کرد.

توافقنامه موقت تسلیم مفتضحانه آمریکا در برابر ایران است

به گزارش سراج24 به نقل از اندیشکده امریکن اینترپرایز، جان بولتون، کارشناس این اندیشکده و سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، توافقنامه هسته‌ای ایران و گروه 1+5 را شکستی مفتضحانه برای آمریکا قلمداد کرده و تأکید کرد که اسرائیل باید بر گزینه نظامی خود پافشاری کند.

با دیدار وزرای خارجه اعضای دائم شورای امنیت به علاوه آلمان با همتای ایرانی خود در ژنو، مذاکرات برای توافقنامه «موقت» بر سر برنامه تسلیحاتی هسته‌ای ایران در نهایت به سرانجام رسید. پس از آنکه در جریان اولین دیدار در روزهای 8 تا 10 نوامبر انتظارات برای رسیدن به توافق بالا گرفت، بسیار تحقیر آمیز می‌بود اگر باز هم هیچ نتیجه‌ای حاصل نمی‌شد. لذا توافقنامه منعقد شد به رغم آنکه تبلیغات گسترده‌ای با شعار «عدم توافق بهتر از یک توافق بد است» پیش از این همه جا شنیده می‌شد.

این توافقنامه به شدت از رویکرد و چشم انداز آمریکا واگرایی دارد. ایران همچنان توان کامل غنی سازی را در اختیار دارد، لذا این توافق به مثابه دهن کجی کردن به یک دهه اصرار و پافشاری غرب و قطعنامه‌های شورای امنیت است که می‌کوشید همه فعالیت‌های مربوط به غنی سازی اورانیوم در ایران را متوقف کند. اجازه دادن به ایران برای ادامه فعالیت‌های غنی سازی، هر چند که ظاهرا اقداماتی چند برای جلوگیری از افزایش ذخیره اورانیوم غنی شده و کل زیرساخت هسته‌ای در پیش گرفته شده (که باید بگویم بسیار ناکافی است)، این پیش‌بینی را به وجود می‌آورد که ایران در توافقنامه «نهایی» از «حق» غنی سازی خود بهرمند خواهد شد. در واقع توافقنامه موقت به خودی خود اعتراف می‌کند که «راه‌حل جامع» دربردارنده «برنامه غنی سازی مورد توافق دوطرف» است. چنانکه دولت اوباما پیش از اعلان عمومی توافقنامه خبر داد، این چیزی نیست که بتوان آن را اعطای «حق» غنی سازی به ایران خواند؛ بله درست است، این آن نیست بلکه این امتیاز تسلیم مفتضحانه آمریکا است.

در برابر امتیازاتی مصنوعی، ایران سه امتیاز بسیار حیاتی گرفت. اول اینکه زمان لازم را برای خود خرید تا وجوه تسلیحاتی برنامه هسته‌ای خود را که توافقنامه پوشش نداده است، به پیش ببرد (تولید و آزمون سانتریفیوژ؛ پژوهش‌ها و آزمایش‌های تسلیحاتی سازی؛ و کل برنامه موشک بالستیک). در واقع با در نظر گرفتن اینکه توافقنامه موقت قرار است در پایان هر دوره تجدید شود، ایران زمان لازم برای رسیدن به توان تسلیحاتی هسته‌ای را پیدا می‌کند و نه تنها یک یا دو بمب هسته‌ای تولید می‌کند، بلکه چند ده یا شمار بیشتری از این بمب‌ها را انبار خواهد کرد.

دوم اینکه ایران مشروعیت کسب کرد. ایران به مثابه یکی از حامیان گروه‌های تروریستی همچون حزب‌الله و تکثیر کننده تسلیحات هسته‌ای، بار دیگر به بخشی از جامعه جهانی تبدیل شد. این بار هم ایران توانست از انزوای سیاسی بیشتر بگریزد.

سوم اینکه، ایران توانست فضای روانی علیه خود را در هم شکند و تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی را تحت تأثیر بگذارد. در حالی که ارزیابی‌ها در مورد دستاورد با ارزش ایران متفاوت است، اما می‌توان آن را قابل توجه دانست (در کمترین ارزیابی‌ها 7 میلیارد دلار) که می‌توان انتظار بیشتر از اینها را هم کشید. تهران در حال حاضر تخمین زده است که کم شدن فشار تحریم‌ها تنها برای یک بازه شش ماهه، بازگشت غرب به مسیر پیشین را بسیار دشوار خواهد کرد، حتی در صورتی که ایران به طور نظام‌مندی از تعهدات هسته‌ای خود تخطی کند. کشورهای عمده وارد کننده نفت (چین، هند،‌ کره جنوبی و دیگران) پیشتر از اینها تحت تأثیر تحریم‌های آمریکایی به تنگ آمده‌اند و به خوبی درک می‌کنند که رئیس جمهور اوباما بیشتر از این شهامت اعمال تحریم‌های بیشتر بر ایران را ندارد و نیز نمی‌تواند بهای سیاسی چشم پوشی بیشتر از تحریم‌ها را نیز پرداخت کند.

هشدارهای پیشتر بنیامین ناتنیاهو مبنی بر این که این توافقنامه «توافقنامه قرن» برای ایران است نیز متأسفانه نادیده گرفته شد. با در نظر گرفتن یک چنین توافقنامه نابسنده‌ای، چه چیز باعث شد که اوباما با آن توافق کند؟ پاسخ اجتناب ناپذیر این است که بدون هیچ شکی کاخ سفید در واقع امر یک توافقنامه بد را به توقف فرایند دیپلماتیک،‌ ترجیح می‌داد. این توافقنامه به مثابه «درود فرستان بر مریم مقدس» بود که زمان خرید. چرا؟

خرید زمان برای ادامه مذاکرات در برخی مواضع مذاکراتی معنا دارد است، اما هدف مخفی این مذاکرات آن بود که توافقنامه دیگری شکل بگیرد که مانع تصمیم اسرائیل برای حمله به ایران شود. اوباما، که از این حمله بیشتر از تجهیز ایران به سلاح هسته‌ای هراس دارد، بدون شک نیازمند فشار بین‌المللی بیشتری بر اسرائیل است. همچنین مقامات اسرائیلی نیز به خوبی درک می‌کنند که اسرائیل هدف اصلی و واقعی مذاکرات ژنو بوده است. بنابراین، اسرائیل چگونه واکنش نشان می‌دهد؟

از هر چیز مهمتر اینکه، این توافقنامه واقعیت‌های استراتژیک بنیادین را بدون تغییر رها کرد. برنامه هسته‌ای ایران، از همان آغاز، برنامه‌ای تسلیحاتی بود و همچنان هم تسلیحاتی باقی مانده است. حتی محدودیت‌های متوسط، که به راحتی و به سرعت قابل بازگشت است، این واقعیت بنیادین سیاسی و عملیاتی را تغییر نمی‌دهد. همچنین در حالی که برخی از وجوه شناخته شده برنامه هسته‌ای ایران، تحت نظارت دقیق قابل بازگشت قرار می‌گیرند، فعالیت‌های اعلان نشده و ناشناخته نظامی ایران همچنان گسترش خواهند یافت، لذا یادآور ماجرای فرد مستی هستند که به دنبال کلید‌های گمشده خودروی خود زیر نور چراغ خیابان می‌گردد، چرا که آنجا را روشن‌تر یافته است.

علاوه بر این، فضای افکار بین‌المللی علیه انجام یک حمله نظامی، در شش ماه آتی تشدید خواهد شد. با سرمایه گذاری کردن روی این توافقنامه، بهترین استراتژی ایران این است که سرعت نزدیک شدن به غرب بسیار مشتاق را افزایش دهد. هر چه ایران بتواند با سرعت و عمق بیشتر حرکت کند و تنها امتیازاتی مصنوعی و به راحتی قابل بازگشت بدهد آن هم در برابر خنثی شدن رژیم تحریم‌ها، فشار بین‌المللی علیه استفاده اسرائیل از نیروی نظامی، افزایش خواهد یافت. ایران به ناگهان و با شیوه احمدی‌نژاد و به طور آشکار واشنگتن یا اسرائیل را به مبارزه نمی‌طلبد و رو به نقض و تمرد پیش نمی‌رود. بلکه تهران در یک بازه زمانی طولانی مدت فعالیت‌های خود را مخفی می‌کند و برای مثال با همکاری کره شمالی روی تأسیساتی جدید یا ناشناخته کار می‌کند. هر چه زمان بیشتری بگذرد، برای اسرائیل دشوارتر خواهد بود تا برنامه ایران را متوقف کند.

بدون هیچ شکی، حمله اسرائیل در طول این بازه شش ماهه باعث خشم همه خواهد شد. اما این خشم در ادامه این راه نیز ممکن است بروز کند. به طور خلاصه، حتی در برابر واکنش کشورهای دوست، هرگز زمان «خوبی» برای حمله اسرائیل وجود ندارد، بلکه حق انتخاب در اینجا بین بد و بدتر است. بر این اساس، توافق ژنو ارزیابی استراتژیک اسرائیل را حتی ذره‌ای تغییر نداد؛ فقط اینکه ناتنیاهو در برابر فشارهای تبلیغاتی قرار گرفته است که تا کنون با موفقیت از طرف دولتمردان ایرانی اجرا شده است. چیزی که تا چندی دیگر مشخص خواهد شد.

اسرائیل همچنان در برابر این تصمیم دشوار قرار دارد که منتظر بنشیند و ببیند که ایران به راحتی در برابر کاخ سفید ضعیف و ناکارآمد مانور می‌دهد، اوضاع اقتصادی خود را بهبود می‌بخشد و همزمان در جبهه هسته‌ای پیشرفت حاصل می‌کند، هر چند که در برخی وجوه کار خود را کم، اما در بخش‌های دیگر پیشروی می‌کند.

منتقدین توافق ژنو در واشنگتن و دیگر پایتخت‌های غربی چه می‌توانند کنند؟ ایشان می‌توانند به جای دست روی دست گذاشتن در حرکتی نمادین سیاسی، لایحه افزایش تحریم‌ها را که همچنان به دلیل مخالفت‌های دولت در مجلس سنا معلق است پیگیری کنند. متأسفانه ایشان بعید است در برابر مخالفت نسبتاً یکپارچه دولت، پیروز شوند. تهران اکنون بر این باور است که اوباما را وادار ساخته تا بر مسیر ایشان حرکت کند و اتحادیه اروپا نیز در جهت کاهش هر چه بیشتر رژیم تحریم‌ها، قدم برمی‌دارد.

این در حالی است که آن دسته از کسانی که مخالف حرکت اوباما در ژنو هستند، باید روی یک مشکل استراتژیک بزرگ‌تر و پایدارتر متمرکز شوند: یک ایران هسته‌ای همچنان منافع آمریکا و متحدین آن را تهدید می‌کند و تقریباً بدون هیچ شکی ادوات لازم برای تکثیر تسلیحات هسته‌ای را در سراسر خاورمیانه پخش می‌کند. یک ایران هسته‌ای همچنین ضرورتاً آسیب ناپذیر خواهد بود و می‌تواند پناهگاهی را برای خود فراهم آورد که حتی رهبران القاعده که در غارهای افغانستان و پاکستان مخفی شده‌اند، فقط رؤیای آن را در خواب می‌بینند.

بنابراین حمله نظامی اسرائیل تنها راهی است که می‌تواند مانع حرکت اجتناب ناپذیر تهران به سمت تسلیحات هسته‌ای و تکثیری که در ادامه آن می‌آید، شود. بنابراین استفاده از موضوع حق مشروع اسرائیل برای دفاع از خود هرگز به این میزان اهمیت سیاسی نیافته بود. اینکه یک سال پس از این تاریخ در تهران جشن و پایکوبی باشد یا در اسرائیل، بستگی به این خواهد داشت که چگونه مخالفان این توافقنامه در واشنگتن واکنش نشان دهند.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۲
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••