۱۴۰۵/۰۷/۲۹ - ۱۶:۰۰
خیالبافی های آمریکا، از ویتنام تا ایران؛

توهم قدرت

ویلیام مک‌ریون، فرمانده پیشین نیروهای عملیات ویژه ارتش آمریکا، در تحلیلی در نشریه فارن افرز هشدار داد که باور واشنگتن به برتری مطلق قدرت نظامی، این کشور را بار دیگر به تکرار خطاهای راهبردی گذشته کشانده است؛ از جنگ در ویتنام و افغانستان تا عراق و ایران، نادیده گرفتن محدودیت‌های قدرت نظامی، تغییر مداوم اهداف جنگ و دست‌کم گرفتن اراده طرف مقابل، هزینه‌های سنگینی برای آمریکا به همراه داشته است.

توهم قدرت

به گزارش سراج24؛ ویلیام ایچ. مک‌ریون که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ فرمانده نیروهای عملیات ویژه ارتش آمریکا بود در تحلیلی در نشریه فارن افرز نوشت: جنگ علیه ایران نخستین باری نیست که سیاست‌گذاران آمریکایی در ارزیابی محدودیت‌های قدرت ایالات متحده ناکام می‌مانند.

به باور وی، با این حال، تمرکز صرف بر اشتباهات آمریکا در ایران، ما را از توجه به مشکلی عمیق‌تر در سیاست خارجی این کشور بازمی‌دارد و بزرگ‌نمایی توان بالقوه نیروی نظامی دست‌کم از پایان جنگ جهانی دوم به یکی از ویژگی‌های رو به گسترش راهبرد آمریکا تبدیل شده است.

او نوشت: تمایل به نادیده گرفتن محدودیت‌های قدرت، زمینه‌ساز برخی از بزرگ‌ترین اشتباهات آمریکا در عرصه کشورداری طی جنگ سرد شد که جنگ ویتنام روشن‌ترین و پیامدبارترین نمونه آن است.

مک‌ریون خاطرنشان کرد: با این حال، با وجود تعهد ظاهری به درونی کردن درس‌های ناشی از آن زیاده‌روی‌ها، این توهم آمریکایی، یعنی باور بیش از اندازه به توان قدرت نظامی برای دستیابی به پیروزی و در نتیجه تحقق اهداف اساسا سیاسی، نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه به‌ویژه در یک ربع قرن گذشته تشدید شده است.

توهم آمریکایی یعنی باور بیش از اندازه به توان قدرت نظامی برای دستیابی به پیروزی

توهم پیروزی در همه نبردها

توهم ابرقدرتی آمریکا؛ چرا زور نظامی واشنگتن دیگر جواب نمی‌دهد؟

مک‌ریون با اشاره به جنگ ویتنام نوشت: در جریان مطالعه شکست آمریکا، به این نتیجه رسیدم که یک نقطه قوت اساسی ما به عاملی مرگبار تبدیل شده بود: اعتقاد راسخ ما به اینکه ایالات متحده آمریکا باید پیروز شود و در نتیجه، پیروز خواهد شد.

او به استقرای ضعیف مقام‌های آمریکایی اشاره کرد و توضیح داد: ما در جنگ جهانی اول پیروز شده بودیم، در جنگ جهانی دوم نیز پیروز شده بودیم و دست‌کم در کره به بن‌بست رسیده و مانع از پیشروی بیشتر کره شمالی و چین شده بودیم. بنابراین، به هر قیمتی که شده، قرار بود در ویتنام نیز پیروز شویم.

تغییر اهداف از براندازی به ایجاد دموکراسی غربی

مک‌ریون بر این باور است که پس از حملات ۱۱ سپتامبر بود که ناکامی در آموختن درس‌های درست از جنگ‌های پیشین بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. این ناکامی با درک نادرست و مستمر از محدودیت‌های قدرت آمریکا و آنچه نیروهای نظامی می‌توانند یا نمی‌توانند محقق کنند، همراه بود.

او مدعی است که جنگ افغانستان با نیت‌های درستی آغاز شد، اما به نبردی طولانی تبدیل شد که اهدافش پیوسته تغییر می‌کرد، اهداف نظامی و سیاسی آن با یکدیگر همخوانی نداشتند و نیروهای طالبان نیز با اراده‌ای راسخ در زمین خود می‌جنگیدند. حتی پس از عملیات نیروهای ویژه که به کشته شدن اسامه بن‌لادن رهبر القاعده، انجامید، اهداف آمریکا در افغانستان همچنان تغییر می‌کردند.

وی ادامه داد: همانند گذشته، نقطه قوت اصلی ارتش ما نیروهایش بودند. با این حال، زمانی دچار خطا شدیم که تصور کردیم پیروزی سریع اولیه می‌تواند به موفقیت در ماموریت پیچیده مقابله با شورش، عملیات ضدتروریستی و ملت‌سازی منجر شود.

توهم ابرقدرتی آمریکا؛ چرا زور نظامی واشنگتن دیگر جواب نمی‌دهد؟

این فرمانده آمریکایی ضمن اذعان به شکست کشورش در افغانستان گفت: برای اینکه به نظر نرسد در نقد راهبرد آمریکا خود را مبرا از خطا می‌دانم، باید تاکید کنم که من نیز به‌عنوان فرمانده رزمی در افغانستان در دام همین تصور افتادم که نیروهای بیشتر، سلاح‌های بیشتر و پول بیشتر می‌تواند برخی از دشوارترین مشکلات را حل کند. چنین چیزی ممکن نبود.

او در ادامه به خطاهای آمریکا در جنگ عراق پرداخت و نوشت: جنگ عراق نیز که از ابتدا بر پایه استدلالی بسیار سست‌تر آغاز شده بود، به ماموریتی برای مقابله با شورش و تروریسم تبدیل شد.

وی افزود: در این جنگ، شمار نیروها ناکافی بود، ائتلاف کوچک بود و جدول زمانی عملیات پیوسته تغییر می‌کرد. بار دیگر، نیروهای ما همان عملکردی را داشتند که مردم آمریکا می‌توانستند از آنها انتظار داشته باشند، اما رهبران کشور بارها اصول بنیادین جنگ را نادیده گرفتند.

مک‌ریون ادامه داد: ادعای ما درباره برخورداری از موضع اخلاقی برتر بر اطلاعات نادرست استوار بود، حمایت بین‌المللی محدود بود و اهداف از برکناری صدام به تلاش برای ایجاد دموکراسی به سبک غربی تغییر کرد.

در جنگ عراق اهداف از برکناری صدام به تلاش برای ایجاد دموکراسی به سبک غربی تغییر کرد

این نظامی آمریکایی به هزینه سنگین جنگ‌های آمریکا اعتراف کرد و نوشت: تاکنون دستاوردهای اندک این جنگ‌ها با هزینه‌های هنگفت برای نیروهای مسلح و نظامیان، جبهه داخلی و اعتبار بین‌المللی آمریکا همراه بوده است.

تقریبا شکست‌ناپذیر

فرمانده پیشین ارتش آمریکا نوشت: با این حال، حتی این تجربه‌های اخیر، که چند عضو مهم دولت ترامپ در دوران خدمت نظامی خود از نزدیک شاهد آنها بودند، نیز نتوانستند در آغاز جنگ علیه ایران احتیاط لازم را در آنها ایجاد کنند.

وی با زیر سوال بردن منطق ادعاهای رئیس جمهوری کنونی آمریکا مبنی بر تغییر حکومت در ایران نوشت: دلیلی وجود دارد که هیچ رئیس‌جمهور آمریکا از سال ۱۹۷۹(۱۳۷۵ خورشیدی) تاکنون برای تغییر حکومت ایران اقدام نکرده است و این دلیل ارتباط چندانی با اراده یا عزم سیاسی ندارد.

او استدلال کرد: چالش‌های مربوط به مشروعیت، تشکیل ائتلاف و جغرافیا، اراده کشور مورد هجوم و این واقعیت که تحقق چنین هدف بلندپروازانه‌ای مستلزم اعزام نیروهای زمینی آمریکا بود، همگی علیه این اقدام استدلال می‌کردند.

مک‌ریون نوشت: از ابتدا نیز درک روشنی از اهداف جنگ وجود نداشت. دولت آمریکا در آغاز اعلام کرد که خواهان تغییر حکومت است، اما ترامپ بعدها به خبرنگاران گفت که اساسا هرگز به تغییر حکومت اهمیت نداده است. دولت مدعی بود که باید پیش از دستیابی قریب‌الوقوع ایران به سلاح هسته‌ای اقدام کرد. اما ترامپ بعدها، در پاسخ به پرسش‌ها، این نگرانی‌ها را بی‌اهمیت جلوه داد و گفت در ایران جز «غبار هسته‌ای» چیز زیادی باقی نمانده است.

توهم ابرقدرتی آمریکا؛ چرا زور نظامی واشنگتن دیگر جواب نمی‌دهد؟

او با اشاره به تکرار الگوی تغییر اهداف جنگ نوشت: پس از آنکه ایران تنگه هرمز را بست و بازگشایی این آبراه برای کشتیرانی به محور اصلی راهبرد نظامی و دیپلماسی تبدیل شد، ترامپ به جهانیان گفت که این موضوع اهمیت چندانی ندارد، زیرا آمریکا به نفت نیاز ندارد. به نظر می‌رسید اهداف جنگ هر روز تغییر می‌کنند.

پس از آنکه ایران تنگه هرمز را بست به نظر می‌رسید اهداف جنگ هر روز تغییر می‌کنند

این نظامی سابق آمریکایی خاطر نشان کرد: تردیدی ندارم که برنامه‌ریزان نظامی آمریکا محدودیت‌های قدرت هوایی را در دستیابی به اهداف این کشور در ایران درک می‌کردند.

او به موقعیت ژئوپولیتیک ایران نیز اشاره کرد و توضیح داد: جغرافیا از همان ابتدا عاملی محدودکننده بود. در نزدیک به ۴۰ سال خدمت نظامی‌ام، که بخش عمده آن در خاورمیانه سپری شد، هیچ ژنرال یا دریاسالاری را ندیدم که درباره ایران صحبت کند، اما نامی از تنگه هرمز نبرد. این تنگه، سد دفاعی آن در برابر تهاجم و برگ برنده‌اش در هر شرایطی بود.

قدرتمندترین در جهان؟

مک‌ریون مدعی است که ارتش آمریکا امروز حرفه‌ای‌ترین و بهترین نیروی نظامی تاریخ جهان است، اما بر این باور است که این «به معنای آن نیست که می‌توانیم محدودیت‌های قدرت خود را نادیده بگیریم.»

او در ادامه به محدودیت‌های نیروی نظامی آمریکا اشاره کرد و نوشت: قدرت ما با تردیدهای اخلاقی محدود خواهد شد. اگر دلایل آغاز یک درگیری مشکوک یا بدتر از آن باشد، ایجاد ائتلاف، ایجاد انگیزه در نیروهای نظامی، حفظ حمایت غیرنظامیان و تضعیف اراده دشمن دشوار خواهد شد.

وی تاکید کرد: اگرچه برخورداری از موضع اخلاقی برتر، پیروزی نظامی را تضمین نمی‌کند، اما یکی از پایه‌های تحقق موفقیت است.

مک‌ریون نوشت: قدرت ما با جغرافیا محدود خواهد شد. صرف‌نظر از پیشرفت‌های فناوری، جغرافیا همواره عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت هر درگیری خواهد بود. هر فرمانده نظامی می‌داند که زمین تعیین می‌کند دشمن چگونه خواهد جنگید، نیروهایش را کجا مستقر خواهد کرد و چگونه به آنها تدارکات خواهد رساند.

او توضیح داد: اقیانوس‌ها و رودخانه‌ها موانع طبیعی در برابر نیروهای پیشروی‌کننده ایجاد می‌کنند و عوارض زمین و آبراه‌ها توانایی نیروی مهاجم برای مانور، حفظ مواضع، تامین تدارکات و اعمال قدرت را محدود می‌سازند. تنگه هرمز و باب‌المندب نیز همان چالش‌هایی را ایجاد می‌کنند که کانال مانش، رود راین یا رود ولگا ایجاد می‌کنند.

توهم ابرقدرتی آمریکا؛ چرا زور نظامی واشنگتن دیگر جواب نمی‌دهد؟

این نظامی سابق آمریکایی به اراده کشور مورد هجوم و نقش تعیین کننده آن در سرنوشت جنگ اشاره کرد و نوشت: در هر جامعه‌ای «غولی خفته» وجود دارد که ممکن است از خواب برخیزد و با قدرت بجنگد، چه به دلیل احساس حقانیت، چه برای بقا یا به هر دو دلیل. نیروهای مهاجم، متجاوزان و آغازکنندگان حمله، واکنشی عمیق و غریزی در میان مردمی برمی‌انگیزند که قصد تسلط بر آنها را دارند.

در هر جامعه‌ای «غولی خفته» وجود دارد که ممکن است از خواب برخیزد و با قدرت بجنگد

وی هشدار داد و تاکید کرد: هرگز اراده دشمن برای جنگیدن را دست‌کم نگیرید، اشتباهی که بارها مرتکب شده‌ایم.

مک‌ریون نوشت: قدرت ما با تردید در اعزام نیروهای زمینی محدود خواهد شد. هیچ آمریکایی نمی‌خواهد جوانان این کشور را در میدان نبردی در سرزمینی خارجی از دست بدهد، اما گاهی برای دستیابی به خیر بزرگ‌تر، چنین اقدامی ضروری است. البته اگر درباره برخورداری از موضع اخلاقی برتر تردیدی وجود داشته باشد، رهبران برای تعهد کامل به جنگ مردد خواهند شد. و همین تردید می‌تواند به شکست منجر شود.

او در پایان متذکر شد: قدرت ما با زمان نیز محدود خواهد شد. این محدودیت مختص آمریکا نیست، اما به نظر می‌رسد بیش از بسیاری از کشورها از آن رنج می‌بریم. گفته می‌شود روس‌ها پیش از تسلیم شدن حاضرند علف بخورند. اما شهرت آمریکا این است که دیر یا زود از ادامه جنگ خسته می‌شود و میدان را ترک می‌کند.

منبع: ایرنا
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۷