به گزارش سراج24؛ «یکی بود یکی نبود، یه شهری بود خوش قد و بالا، آدمایی داشت محکم و قرص؛ ایام، ایام جشن بود؛ جشن غیرت، همه تو اوج شادی بودن که یهو یه غول به این شهر حمله کرد. اون غول، غول گشنه ای بود که می خواست کلی ازین شهرو ببلعه، همه نگران شدن، حرف افتاد با این غول چیکار کنیم؛ ما خمار جشنیم، بهتره سخت نگیریم... اما پیر مراد جمع گفت: باید تازه نفسا برن به جنگ، قرعه به نام جوونا افتاد، جوونایی که دوره کُرکُریشون بود رفتن به جنگ غول... غول، غول عجیبی بود؛ یه پاشو می زدی، دو تا پا اضافه می کرد؛ دستاشو قطع می کردی، چندتا سر اضافه می شد.. خلاصه چه دردسر، بالاخره دست و پای آقا غوله رو قطع کردن و خسته و زخمی برگشتن به شهرشون که دیدن پیرشون سفر کرده...» شاید این قصهگویی خودمانی حاج کاظم آژانس شیشهای چکیده همه اتفاقاتی بود که طی ۸ سال دفاع مقدس بر ایران گذشت. وقتی که صدام با این وعده به میدان آمد که تهران را سه روزه اشغال خواهد کرد و کار ایران تمام خواهد شد این رویای برقآسای رژیم بعث خیلی زود بوی زوال گرفت. چطور؟ با رزمندهای که راهی جبهه میشد، اما خانوادهای بود که چشمانتظارش میماند و شهرهایی که هر وقت زیر آتش میرفت، مردمی بودند که باید زندگی را ادامه میدادند تا در نهایت پیروزی را در مشت بگیرند. ایران در حالی وارد این جنگ شد که هنوز از روزهای پرالتهاب انقلاب فاصله زیادی نگرفته بود و از نظر نظامی هم شرایطش با امروز قابل مقایسه نبود. آن طرف، اما صدام این غول بیشاخ و دم فقط به ارتش خودش تکیه نکرده بود؛ کشورهای مختلف، از راههای متفاوت، به نیروهای بعثی پول، سلاح، تجهیزات، اطلاعات و فناوری میرساندند؛ تا جایی که بعدها در اسناد رسمی اعلام شد که چیزی حدود ۸۰ کشور در دنیا به رژیم بعث عراق کمک کردند. عدد عجیبی که خیلیها با شنیدنش به کنایه از این جنگ تحمیلی هشت ساله به عنوان جنگ جهانی سوم یاد میکنند. کمکهای نافرجامی که در نهایت ایران از آن هرچند زخمی و داغدیده اما مقاوم و سربلند بیرون آمد. جنگ سختی که حالا نماد مقاومت و جان سختی ایرانیان در روزهای دشوار است. اما پشت ماشین جنگی بعث عراق چه کشورهایی بودند؟

شوروی؛ ستون فقرات ارتش صدام
شوروی پیش از جنگ بزرگترین تأمینکننده تسلیحات عراق بود. بعد از حمله عراق به ایران در سال ۱۳۵۹، مسکو برای حدود ۱۸ ماه ارسال مستقیم سلاح به بغداد را متوقف کرد، اما از سال ۱۳۶۱ دوباره ارسال تسلیحات را از سر گرفت. با بالا گرفتن دست ایران در جنگ، شوروی به بزرگترین تأمینکننده تسلیحات رژیم بعث تبدیل شد؛ تا جایی که حدود ۸۵ درصد تجهیزات مورد استفاده عراق در جنگ با ایران، ساخت کشور اتحاد جماهیر شوروی بود. این کمک شامل تسلیحات نظامی مثل هواپیماهای نظامی و سوخت رسان، تانکهای پیشرفته، بالگرد، جنگنده و حتی استفاده از دانشمندان شوروی برای تولید سلاحهای شیمیایی بود.
فرانسه؛ میراژها و موشکهای به روزش علیه ایران
فرانسه دومین کشور فروشنده تسلیحات به صدام بود. این کشور یکی از مهمترین تأمینکنندگان غربی عراق بود. طبق گزارش SIPRI، فرانسه از آغاز جنگ تا سال ۱۳۶۳ حدود ۵ میلیارد دلار سلاح به عراق فروخته بود؛ بیشتر این معاملات بهصورت اعتباری یا در ازای نفت انجام میشد، تا جایی که فرانسه در سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ آنقدر به صدام سلاح فروخت که عراق حدود ۴۰ درصد کل صادرات تسلیحاتی فرانسه را در این دو سال به خودش اختصاص داده بود. این تسلیحات شامل جنگندههای میراژ f۱، بالگردهای مجهز به موشک و سامانههای پدافندی، جنگنده سوپر اتاندارد مجهز به موشک ضد کشتی و... بود که در حملات عراق به کشتیها و نفتکشها در خلیج فارس نقش داشتند.
وقتی آمریکا چشم بغداد شد
ایالات متحده امریکا هم یکی از حامیان سفت و سخت صدام محسوب میشد؛ دولتی که نقش آن در سالهای پایانی جنگ شکل دیگری پیدا کرد. واشنگتن از حدود سال ۱۳۶۵، اطلاعات ماهوارهای و اطلاعات شناسایی را در اختیار صدام قرار داد. اسناد منتشرشده نشان میدهد این اطلاعات در اختیار ارتش بعث قرار میگرفت تا از مواضع و تحرکات نیروهای ایرانی با خبر شوند. جالب است بدانید که این همکاری در شرایطی شکل گرفت که آمریکاییها از گسترش نفوذ ایران در منطقه نگران بودند. اما فارغ از این از دیگر کمکهای امریکاییها به عراق میشود به ساخت سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک تا دادن وامهای غیرقانونی و پنهانی بانکهای این کشور به صدام برای خرید تسلیحات اشاره کرد.

آلمان و تجهیز تاسیسات عراق برای سلاح شیمیایی
یکی از تاریکترین بخشهای داستان حمایت خارجی از صدام به برنامه تسلیحات شیمیایی بغداد برمیگردد. شرکتهای غربی، بهویژه برخی شرکتهای آلمانی، در تأمین تجهیزات و مواد شیمیایی مورد استفاده عراق نقش داشتند. آلمان طی دوران جنگ تحمیلی به ساخت تأسیسات و قطعات کارخانه شیمیایی عراق کمک کرد. در گزارشهای درباره نقش این کشور اروپایی برای کمک به صدام این طور آمده است: «آلمان غربی دوشادوش شیمیدانها، مهندسان موشکی و دانشمندان هستهای عراق کار کردند تا یکی از متنوعترین زرادخانههای سلاحهای غیر متعارف را که در هیچ جای دنیا یافت نمیشد، به وجود آورند. علاوه بر این بیش از ۱۰۰ شرکت آلمانی در بغداد فعال بودند. تعدادی از این شرکتها مقر دائمی خود را بغداد قرار داده بودند به عنوان مثال شرکت «کارل کولب جیام بی اچ» شرکت شیمیایی متوسطی از گروه «دراییچ» یکی از این شرکتها بود که نمایندگی آن در بغداد فعالیت میکرد. «کارل کولب» سرانجام شش خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه ایجاد کرد که از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی «سارین» و «تابون» را تولید میکرد.»
انگلیس کمکهایی فراتر از سلاح
حمایت انگلیس از صدام در جنگ ایران و عراق فقط فروش سلاح نبود و شرکتهای انگلیسی در انتقال تجهیزات و فناوری نظامی به بغداد نقش داشتند. طبق گزارش دفاعپرس، شرکت بریتانیایی «تی ماشین تولز» در دو قرارداد به ارزش مجموع ۳۱.۵ میلیون دلار، تجهیزات مورد نیاز کارخانههای تولید بمب خوشهای و گلوله توپ را تأمین کرد. شرکتهای مارکُنی و راکال هم در سال ۱۹۸۵ تجهیزات ارتباطی و رادیوهای نظامی در اختیار عراق گذاشتند. شرکتهای انگلیسی همچنین در ساخت پناهگاههای زیرزمینی نیروی هوایی عراق مشارکت داشتند. از دیگر موارد، تجهیز کارخانهای ۱۴ میلیون پوندی برای تولید کلر بود؛ مادهای که در برنامه شیمیایی عراق کاربرد داشت.
کشورهای عربی؛ پولی که بعثیها را سرپا نگه داشت
حمایت از صدام فقط در هواپیما و تانک خلاصه نمیشد. عراق برای خرید سلاح، پرداخت هزینههای جنگ و اداره اقتصاد خود به پول هم احتیاج داشت؛ اینجا بود که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس وارد ماجرا شدند. طبق گزارش واشنگتنپست، کشورهای عربی خلیج فارس بین آغاز جنگ در سال ۱۹۸۰ تا میانه سال ۱۹۸۲ حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار به صدام وام دادند؛ حدود ۴ تا ۶ میلیارد دلار از این مبلغ از کویت تأمین شده بود. پس از آن نیز کویت و عربستان حدود ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار دیگر به عراق وام یا کمک مالی دادند.

بلژیک، ایتالیا، اتریش و دیگران
نکته قابل توجه اینجاست که فهرست تأمینکنندگان عراق به این چند کشور ختم نمیشد. کشورهای دیگری مانند بلژیک، اتریش، ایتالیا، اسپانیا و برزیل هم در مقاطع مختلف تجهیزات و فناوریهای نظامی در اختیار بغداد قرار دادند. تاجایی که اسناد و اخبار رسمی از کشورهایی مثل ایتالیا و اسپانیا در میان تأمینکنندگان مهم دولت صدام نام میبرد.
شاید برای همین است هشت سال جنگ که تمام شد، برای خیلیها دیگر چیزی شبیه قبل وجود نداشت. بعضی خانهها جای خالی یک نفر را داشتند، بعضی شهرها هنوز رد بمباران را روی دیوارهایشان نگه داشته بودند و خیلیها هر روز به درد و خاطره روزهایی برگشتند که قرار نبود هیچوقت فراموششان کنند. صدام با حمایت کشورها و شرکتهای مختلف آمده بود تا جنگ را کوتاه و ایران را وادار به عقبنشینی کند؛ اما هشت سال بعد، جنگ تمام شد و مرزهای ایران همانجا ماند که باید میماند آن هم با حکایت مردمان سرزمینی که انگار روی پیشانیشان نوشته، «زخمی سربلند دورانها.»

رویا سادات هاشمی/ مهر



