قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۶/۰۱ - ۱۱:۰۰
عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما :

حجاب فقط مسئولیت پلیس و دادگاه نیست

حجاب؛ اول مسئله پلیس و دادگاه نیست. مسئولیت ملی است.

حجاب فقط مسئولیت پلیس و دادگاه نیست

به گزارش سراج24؛ اردشیر زابلی‌زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما : مردم ایران، مردمی که تاریخ شان فقط چند قرن و چند نسل نیست؛ ملتی با پیشینه‌ای هزاران‌ساله که در حافظه تاریخی خود، مفاهیمی چون خانواده، حرمت، آبرو، غیرت، شرافت و پاسداری از حریم خصوصی جایگاهی جدی داشته است.

امروز بار دیگر موضوع پوشش، حجاب و گسترش برخی مظاهر برهنگی و بی‌بندوباری در فضای عمومی و مجازی، به یکی از مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه تبدیل شده است. دستور اخیر دادستان مشهد برای برخورد قانونی با مروجان برهنگی، یک واقعیت مهم را به ما یادآوری می‌کند: مسئله حجاب را نباید فقط مسئله پلیس، دادستانی و دادگاه دانست. اتفاقاً پیش از آنکه پرونده‌ای تشکیل شود و مأموری وارد عمل شود، باید جامعه وارد میدان شود.

جامعه ایرانی در دوره‌های مختلف تاریخی، الگوهای متنوعی از پوشش داشته است، اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که پوشیدگی و رعایت حدود پوشش در میان ایرانیان سابقه‌ای دیرینه دارد. در دوره هخامنشی، زنان در بسیاری از تصاویر تاریخی با لباس‌های بلند و گاه پوشش سر دیده می‌شوند؛ در دوره اشکانی نیز پوشش بلند و پوشاندن پشت سر گزارش شده است. حتی در دوره ساسانی نیز پوشش‌هایی مانند لباس بلند و پوشش روی سر در تصاویر زنان دیده می‌شود. بنابراین، سخن گفتن از وقار، پوشیدگی و حرمت خانواده را نباید صرفاً به یک دستور اداری یا انتظامی تقلیل داد. اینها بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی نیز بوده‌اند؛ هرچند شکل و میزان آن در دوره‌های مختلف متفاوت بوده است.از این منظر، باید یک سؤال جدی از خودمان بپرسیم:

آیا برای حفظ فرهنگ پوشش و حرمت خانواده، همیشه باید منتظر پلیس و دادستان بمانیم؟پاسخ روشن است: خیر.

اگر پدر و مادر، معلم، استاد دانشگاه، روحانی، هنرمند، ورزشکار، فعال اجتماعی، مدیر فرهنگی و خود مردم درباره آثار فرهنگی و اجتماعی برهنگی و عادی‌شدن بی‌بندوباری سخن نگویند، نمی‌توان انتظار داشت که صرفاً با برخورد قضایی، یک مسئله فرهنگی حل شود. قانون در جای خود لازم است؛ اما قانون در این موضوع آخرین حلقه زنجیره است، نه اولین حلقه آن. مردم ایران باید دوباره احساس کنند که پاسداری از فرهنگ عمومی، مسئولیت خود آنان نیز هست.

منظور از این سخن، دخالت افراد در زندگی خصوصی دیگران، توهین، تحقیر، درگیری خیابانی یا برخوردهای خودسرانه نیست. صیانت فرهنگی با خشونت و بی‌احترامی سازگار نیست. جامعه متمدن، برای حفظ ارزش‌های خود ابتدا از ابزار فرهنگ، گفت‌وگو، اقناع، الگو و مسئولیت اجتماعی استفاده می‌کند و در صورت نقض قانون، اجرای قانون را به نهادهای قانونی می‌سپارد.

غیرت ایرانی یعنی اجازه ندهیم بی‌حرمتی به خانواده، زن، مرد و کودک به یک امر عادی و سرگرمی رسانه‌ای تبدیل شود؛ اما همین غیرت باید با اخلاق، قانون‌مداری و کرامت انسانی همراه باشد. اما اگر قرار باشد همه بار این مسئله را بر دوش مردم بگذاریم، باز هم اشتباه کرده‌ایم.

وزارت آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، نهادهای فرهنگی، شهرداری‌ها، خانواده‌ها و سایر دستگاه‌های مسئول باید از خود بپرسند:ما برای نسل جدید درباره فلسفه پوشش، کرامت انسان، هویت ایرانی ـ اسلامی، خانواده و پیامدهای اجتماعی عادی‌نشدن برهنگی چه کرده‌ایم؟ نسل جدید را نمی‌توان فقط با "باید" و "نباید" قانع کرد.

باید برای او توضیح داد که چرا پوشش مهم است؛ چرا بدن انسان نباید به کالای تبلیغاتی و ابزار جلب توجه تبدیل شود؛ چگونه صنعت سرگرمی، تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند معیارهای زیبایی و سبک زندگی را تغییر دهند؛ و چگونه تقلید از الگوهای وارداتی می‌تواند به تدریج بخشی از هویت فرهنگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. فرهنگ را نمی‌توان با بخشنامه ساخت؛ فرهنگ را باید آموزش داد، تجربه کرد و به نسل بعد منتقل کرد. اما در این میان، رسانه‌ها مسئولیتی بسیار سنگین‌تر دارند.

رسانه نباید صرفاً زمانی وارد موضوع حجاب شود که یک برخورد انتظامی یا قضایی رخ داده است.رسانه باید پیش از بحران، درباره آن گفت‌وگو کند.

باید خانواده اصیل، با فرهنگ ایرانی را معرفی و نشان دهد؛ وظیفه مادر و پدر را نسبت ب فرزندانش را گوشزد کند؛ دختر و پسر ایرانی را با اعتمادبه‌نفس و هویت فرهنگی نشان دهد؛ درباره تأثیر الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی بر سبک زندگی سخن بگوید و اجازه ندهد "برهنگی" به‌عنوان مترادف آزادی، پیشرفت، زیبایی و مدرن‌بودن در ذهن بخشی از جامعه تثبیت شود.رسانه حرفه‌ای البته نباید با ترساندن، تحقیر یا برچسب‌زنی به نتیجه برسد. رسانه باید روایت جذاب‌تری از وقار، زیبایی، خانواده و هویت ایرانی ارائه کند. اگر رسانه نتواند الگوی جذاب بسازد، دیگران الگو خواهند ساخت.

دستور دادستان مشهد را باید در جایگاه خود دید: قانون باید اجرا شود و با اقدامات مجرمانه، مطابق قانون برخورد شود. اما نباید انتظار داشت پلیس و دستگاه قضایی به تنهایی یک مسئله فرهنگی را حل کنند.

پلیس باید ضامن اجرای قانون باشد، نه جایگزین خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه و دستگاه فرهنگی.

قوه قضائیه باید در موارد نقض قانون، قاطع و عادلانه عمل کند؛ اما پیش از رسیدن جامعه به مرحله برخورد قضایی، ده‌ها فرصت برای آموزش، اقناع، فرهنگ‌سازی و پیشگیری وجود دارد. بنابراین، مسئله حجاب را باید از یک "مسئله انتظامی" به یک "مسئله ملی ـ فرهنگی" ارتقا داد.

مردم در خط مقدم فرهنگ، خانواده و مدرسه در خط مقدم تربیت، دستگاه‌های فرهنگی در خط مقدم آگاهی، رسانه‌ها در خط مقدم روایت‌سازی و پلیس و قوه قضائیه در جایگاه قانونی خود، یعنی حمایت از نظم عمومی و اجرای قانون. ایران برای حفظ فرهنگ خود بیش از آنکه به برخورد نیاز داشته باشد، به اعتمادبه‌نفس فرهنگی نیاز دارد.

فرهنگ ایرانی ـ اسلامی اگر برای نسل جدید جذاب، عقلانی و قابل فهم روایت شود، می‌تواند بدون تحمیل و اجبار، دوباره به انتخاب بخش بزرگی از جامعه تبدیل شود. حجاب پیش از آنکه پرونده‌ای در دادسرا باشد، یک انتخاب فرهنگی است؛ و بهترین راه دفاع از یک فرهنگ، آن است که خود مردم به ارزش آن باور داشته باشند.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴