به گزارش سراج24، به مناسبت سالروز امضای موافقتنامه ننگین کمپ دیوید
رژیم صهیونیستی باحمایت و ابتکار کشور های استعماری در فلسطین شکل گرفت و به دلیل استمرار حمایت غربی ها تا به امروز به جنایات خود ادامه داده است. در واکنش به شکلگیری رژیم صهیونیستی اقدامات متعددی صورت گرفته که در دو دسته کلی "مقاومت" و "انتفاضه" در مقابل "مذاکره" یا "سازش" قابل تقسیم است. اما شکل گیری گروه سازش با انور سادات و اقدامات او آغاز می شود. سادات با موافقتنامه سینا در سال 1975، سفر به تلآویو و توافق کمپ دیوید راهی را بنیان گذاشت که امروز به سازش در مقابل رژیم صهیونیستی تعبیر می شود.مجله تایمز او را به عنوان مرد سال انتخاب کرد و اسرائیلی ها ورود او به سرزمین های اشغالی را به ورود حضرت سلیمان با قالیچه پرنده تشبیه کردند.با شکل گیری این مسیر و شروع مذاکرات صلح که عمدتا با میانجی گری آمریکا در جریان بوده، در نهایت امر مردم فلسطین به اقلیتی کوچک و شایسته ترحم،و رژیم صهیونیستی از مجمع آوارگان به قلدر فعلی منطقه تبدیل شدند.
متن اصلی
کمپ دیوید نام پیمانی است که با حضور انور سادات رئیس جمهور وقت مصر و مناخیم بگین، نخست وزیر وقت رژیم اشغالگر قدس و و جیمى کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا در تاریخ 17 سپتامبر 1978 به امضا رسید. انور سادات اولین رئیس وقت یک کشور عربی از طرفین جنگ اعراب و اسرائیل بود که به صلح با اسرائیل و به رسمیت شناختن این کشور اقدام کرد. توافقنامه کمپ دیوید، سه موضوع عمده را در بر میگرفت؛ صلح مصر با اسرائیل، تخلیه صحرای سینا و استرداد آن از سوی اسرائیل به مصر که در طی جنگ شش روزه توسط اسرائیل به اشغال درآمده بود و آغاز مذاکره جهت خودمختاری کشور فلسطینی، در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه که به دنبال این قرارداد دو کشور اقدام به تبادل سفیر و آغاز عادی سازی روابط دیپلماتیک فیمابین کردند.
امضای این قرارداد بین مصر و اسرائیل که بدون توجه به خواسته های مشروع ملت فلسطین و مصالح امت اسلام انجام گرفت، به معنای صحّه گزاردن به تجاوزات صهیونیسم بین الملل و پایمال کردن حقوق مردم فلسطین که سرزمین آنها مورد تجاوز اسرائیل غاصب قرار گرفته است، بود. این قرارداد که تحت نظر آمریکا تنظیم شده بود، جز استقرار اسرائیل در سرزمین های اشغالی فلسطین و تثبیت آن به عنوان یک دژ استعماری در منطقه و ذلت و خفت و اسارت مردم مسلمان نتیجه ای در برنداشت.
قبل از شکل گیری تفکر سازش با رژیم صهیونیستی، گروههای مبارز یقین داشتند که نمیتواند مانع حمایت های آمریکا از اسرائیل شود، لذا سالها تلاش آمریکا برای متقاعد کرد ناصر، یاسر عرفات و سایر مبارزین برای شروع مذاکره و سازش با رژیم صهیونیستی راه به جای نبرد.
اما بر خلاف ناصر و سایر مبارزین و رهبران اسلامی انور سادات تصور میکرد، در صورتی که وارد فاز مذاکره با اسرائیل شود، می تواند مشکلات موجود را حل نماید. سادات معتقد بود که اعراب این شایستگی را دارند که در محاسبات سیاست خارجی آمریکا نقش محوری تری داشته باشند، چراکه آنها نه تنها به عنوان نقطه مقابل منافع صهیونیستها، یا به دلیل جایگاهی که در استراتژی بریتانیا دارند، بلکه بر عکس به دلیل برخورداری از منابع فراوان از جمله بهره مندی از منابع غنی نفتی و نقش ویژه ای در تحولات آینده خواهند داشت. لذا راه سازش با آمریکا و رژیم صهیونیستی اقدامی بود که در دستور کار او قرار گرفت.[1]
انور سادات تصور میکرد، در صورتی که وارد فاز مذاکره با اسرائیل شود، می تواند مشکلات موجود را حل نماید.
زمانی که سادات اعلام کرد، قصد دارد به اسرائیل و به کنیسه آنها برود، حادثه ای بود که کسی انتظارش را نداشت، این مسئله سبب موجی از اعتراض در جهان عرب گردید. به ناگهان رسانههای آمریکایی قاهره را پوشش دادند و سادات را به عنوان یک سیاستمداری موجه ستودند. مجله تایمز او را "مرد سال" نامید[2][1]ورود او به فرودگاه بنگوریون توسط یک هواپیمای 707 آمریکایی را این طور بیان کرد: "درست مثل این بود که پیامبری از جانب خداوند به سرزمین فلسطین با قالیچه پرنده فرستاده شده است." هواپیمای او تا مقصد توسط چهار جت اسرائیلی ساخت آمریکا اسکورت شد.در اورشلیم ده هزار مامور پلیس، دو هزار پلیس امنیتی ویژه و کماندوهای ویژه مبارزه با تروریسم در آماده باش بودند تا او دیدار خود از کنیسه را انجام دهد. رئیس امنیت و اطلاعات اسرائیل به طنز گفت،"ما نمیتوانیم زنده ماندن او را در مصر تضمین کنیم، اما اینجا و با ما از چنان امنیتی برخوردار است که گویی در یکی از بهترین کاخهای حفاظت شدهاش است."
سخنرانی سادات یکی از محکمترین تائیدهایی بود که او در خصوص حق حیات اسرائیل تا آن زمان انجام داده بود."شما میخواهید با ما در این بخش از جهان زندگی کنید. ما به شما با صمیمیت خوش آمد میگوئیم....اسرائیل از طرف همه جهان به عنوان یک عمل انجام شده به رسمیت شناخته خواهد شد."[3]
سادات در توهم رسیدن به اهداف خود، از طریق مذاکره با رژیم غاصب صهیونیستی بود. سادات از اسرائیل خواست تا سرزمینهای اشغال شده در جنگ 1967را رها سازد و خواست فلسطینیها از جمله حق تعیین سرنوشت را که از سال 1948 در پی آن هستند را بپذیرد. سادات تاکید کرد که "حتی ایالات متحده اولین و بهترین متحد شما واقعگرایی را برگزیده است." بگین در پاسخ در تلاش بود به میهمان خود، تاریخی از رنجها و تبعیدهای مردم یهود را یادآوری نماید و بگوید که اینجا سرزمین اصلی آنها بوده که مجبور به مهاجرت شده اند. او از دیگر کشورهای عربی، سوریه، اردن، و لبنان خواست، "بیائید و با ما صحبت بکنید." او گفت که در نظر دارد درهای اسرائیل را بر روی دیدارکنندگان مصری بازنماید و امید دارد که یک بازدید متقابلی به مصر داشته باشد و این سفر یک طرفه و بیجواب نماند."یک روز به امید خدا من از قاهره دیدن خواهم کرد و همچنین شاید اهرام را ببینم" و او با یک لبخند اضافه کرد "بعد از همه اینها، کمک خواهیم کرد تا آنها را بسازیم."[4]عواقب فوری سفر اورشلیم ایجاد مشکل هم برای سادات و هم برای کارتر بود.
تیم ویژه آمریکایی برای حفاظت از سادات
سادات از خشم مردم منطقه نسبت به اقدام خود آگاه بود، لذا از ایالات متحده در خواست کرد به محضی که او یک سری تصمیمات غیر محبوب منطقه را اتخاذ کند، آنها بایستی یک تیم برای حفاظت از او سازماندهی نماید. محافظان شخصی سادات برای آموزش به ایالات متحده فرستاده شدند. یک نیروی ویژه منسجم و آموزش دیده جهت مقابله با اعتراضات در قاهره استقرار یافت.[5]اما روش سادات، به طور کامل با منش عدم وابستگی ناصر و سایر مبارزین فلسطینی تفاوت داشت. پیامی که او فرستاد تقریباً پراهمیتتر از پیامی بود که شاهزاده هند به نائبالسلطنه بریتانیا فرستاده بود و درخواست وضعیت تحتالحمایگی نموده بود.
امضای معاهده کمپ دیوید
در زمان امضای توافق به نظر می رسید دو طرف اختلافات بسیاری با هم داشتند، برای مثال اسرائیل هر لحنی که حضورش در غزه را به عنوان "اشغال" نشان میداد رد میکرد اما با توجه به اصرار آمریکایی ها این توافق انجام گرفت.[6][2]مراسم امضای معاهده در 26 مارس 1979، در محوطه کاخ سفید واشنگتن برگزار گردید. این برنامه به صورت زنده از کانال بیبیسی به همراه تفسیر آن در حال پخش بود: دو رهبر در حالی که نظاره گر خنده های کارتر بودند، این پیمان را با دستدادن خود تائید و دلایل خود را مطرح ساختند. سادات سپس به تمجید از کراتر به عنوان "مردی که معجزه کرد" پرداخت، او گفت "بدون اغراق" کاری که او بنیان نهاد یکی از بزرگترین دست آوردها زمان حاضر محسوب میشود. در سخنرانی مراسم، بگین و سادات در خصوص آینده راهی که در پیش بود صحبت کردند. بگین به طور احساسی گفت که نبایستی شهر اورشلیم تقسیم شود در حالی که سادات به صورت ناگهانی و صریح در خصوص سئوالاتی راجع به حاکمیت فلسطینیان صحبت کرد.
سادات به زعم خود در تلاش بود مصر را از اتحاد جماهیر شوروی دور کند و مشکلات مصر و فلسطین را با نزدیکی به آمریکا و شروع مذاکره با اسرائیل حل نماید. شهرت او عمدتاً بر پایه سفر او به اورشلیم و بعد به کمپ دیوید بود. خبر برگزاری مراسم و امضای موافقتنامه همزمان باعث اعتراضات گسترده ای در سراسر جهان عرب، گردید. جمعیت به سفارت مصر در نقاط مختلف از جمله کویت حمله کردند. رهبر جنبش آزادیبخش فلسطین یاسرعرفات در اجتماعی در لبنان گفت که سادات به مردم مصر خیانت کرده و آنها باید او را برکنار نمایند. او گفت: "اجازه دهیم آنچه را مردم دوست دارند امضاء کنند." یک صلح اشتباه دیری نخواهد پایید.[7]
در اعتراض به این معاهده مجمع کشورهای عربی از قاهره خارج شد و مقر خود را در تونس برپا کرد.«جبهه پایداری» تشکیل شد که مرکب از الجزایر، سازمان آزادی بخش فلسطین، سوریه، لیبى و یمن جنوبى بود.به نظر میرسید این موافقتنامه مصر را در جهان عرب و در میان مجمع کشور های عربی منزوی کرده است. یکی از معدود دوستان نزدیک سادات در خاورمیانه شاه ایران بود که بعد از انقلاب اسلامی آن را نیز از دست داد.[8]این در حالی بود که میزبانی شاه در آخرین روزهای عمرش، یکی از دلایل ترور سادات در 6 اکتبر 1981بود.
اما ترور او در مراسم رژه ارتش مصر، استمرار خیانت را از او گرفت. به محض اینکه جتهای جنگی با خروش به آسمان بلند شدند مهاجمان به طرف جمعیت شلیک کردند که نتیجه آن کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مقامات، دیپلماتها و روزنامه نگاران حاضر در مراسم بود."[9] همه اینها در حالی بود که اضطراب سادات در رابطه با دشمنانش در مصر و در کشورهای عربی او را وادار به بازداشت های گسترده در ماه قبل از مرگش بین 1500 تا 2000 نفر نموده بود.
زمانی که ترورکنندگان، ماشین نظامی خود را به طرف جایگاه چرخاندند، حسنی مبارک نیز در کنار سادات در جایگاه نشسته بود. ستوان خالداستانبولی و سه تن از یارانش، دست به عمل زدند و نارنجک را در میان جمعیت انداختند. سپس استانبولی به طرف جایگاه هجوم برد، و با سلاح ماشین خود به سوی سادات آتش گشود. او فریاد زد "من فرعون را کشتم." خون همه جا را گرفته بود، یازده نفر دیگر در جایگاه کشته و بسیار زیادی زخمی شدند. حسنی مبارک با وجود اینکه زخمی شده بود اما از مرگ گریخت.
سادات به زعم خود در تلاش بود مصر را از اتحاد جماهیر شوروی دور کند و مشکلات مصر و فلسطین را با نزدیکی به آمریکا و شروع مذاکره با اسرائیل حل نماید.
هفت ساعت بعد از ترور، حسنی مبارک یکی از افسران نیروهای هوایی کسی که بعد از جنگ اکتبر شناخته شد، برای مصری ها صحبت کرد و به تعهد مصر در رابطه با معاهده کمپ دیوید و ادامه این خیانت تاکید نمود. اما ترور سادات نشانگر عمق اعتراضات جهان اسلام بود. خیانتی که سادات انجام داد و خدمتی که در حق آمریکایی ها و اسرائیلی ها صورت گرفت بی اندازه بود. لذا حتی قبل از ترور انورسادات در 6 اکتبر 1981 مسئله مهم برای آمریکایی هانحوهپاداشدهی به رهبران مصری برای صلح با اسرائیل بود.
در این راستا دولت کارتر تخصیص اعتبار برای ایجاد زمینه جهت رابطه ای پایدار با مصر را با ابتکار فروش تسلیحات مدرن با شرایط پرداخت اعتباری را در دستور کار داشت. از انقلاب 1952، روابط مصر و آمریکا به سوی یافتن راههای خطرناکی در رابطه با برآوردکردن خواستهای قاهره بدون ضربه به تعهد در رابطه با امنیت اسرائیل کشیده شده بود. چراکه سادات راهی را برگزید که لاجرم متضمن صلح با اسرائیل بود. [10]با یک معاهده رسمی، چیزی که در نوامبر 1973 آغاز شد، به صورت نمادین و در واقع به عنوان یک پیمان نظامی که توسط سادات تشویق میشد، ایالاتمتحده، مصر و ایران(شاه) بیش از پیش به هم پیوند داده شدند.همه اینها در حالی بود که از سال 1950 ناصر به مبارزه با پیمان بغداد به عنوان ابزاری اساسی و مکانیسم کنترلی دالس وزیر خارجه آمریکا که در تلاش برای محدود و هدایت کردن ناسیونالیسم اعراب بود، می پرداخت. اما سادات با موافقتنامه سینا در سال 1975، سفر به تلآویو و کنفرانس صلح کمپ دیوید راهی را بنیان گذاشت که امروز به سازش در مقابل رژیم صهیونیستی تعبیر می شود.
اما هدف نهایی سادات با توجه به نظریه عبور در نهایت پایه های مذاکره با اسرائیل را فراهم ساخت. این مسئله یک عبور نمادین در رابطه با همه تلاشهای ایالات متحده در منطقه بود که از بیطرفی ناصر در جنگ سرد و نگاه او به خودش به عنوان یکی از رهبران سه قدرت بزرگ در بلوک عدم تعهد، تا اتکا به ایالات متحده تحت اصطلاحی که رئیسجمهور ریچارد نیکسون و جیمیکاتر برای توصیف نقش طراحی شده ایران به عنوان موازنه گر منطقه ای و جزیره ثبات قائل بودند را تحت پوشش قرار می داد.
مراسم تدفین انور سادات
ترور سادات در شش اکتبر 1981، همزمان با هشتمین سالگرد رژه نیروی های مسلح، به مناسبت آنچه او آن را بزرگترین دست آورد خود یعنی"عبور" می دانست، رخ داد. "عبور" اصطلاح مورد علاقه سادات برای توصیف این دوران بود در حالی که دیگران آن را جنگ اکتبر یا جنگ «یومکیپر» [11]مینامیدند.
ترور با وجود تدابیر شدید امنیتی در حالی رخ داد، که این ترور و طراحی و اجرای آن، برای سیا نیز که از رابطه به مراتب پیچیدهتری با مصر دوره سادات در قیاس با دوره ناصر داشت، هزینه ایی به همراه داشت. سیا کنترل خود بر آنچه در مصر اتفاق میافتاد را افزایش داده بود و سادات از سیا برای رابطه با آمریکا استفاده میکرد، در حالی که هیچگونه رابطه رسمی دیپلماتیکی هم بین دو کشور در فاصله سالهای 1967-1974 وجود نداشت. یکی از ماموران رسمی واشنگتن، «باب وودوارد» در این باره نوشت،" رابطه سادات با سیا علت اصلی باقی ماندن او در قدرت بود." علاوهبراین "یکی از وظایف تاریخی دولت ایالاتمتحده و سرویس اطلاعاتی سیا، فراهم آوردن کمکهای امنیتی و اطلاعاتی به حکومت سادات در مصر بود." [12]
سه رئیس جمهور آمریکا در مراسم تدفین انورسادات در 10 اکتبر 1981 شرکت کردند. ریچاردنیکسون، جرالد فورد و جیمیکارتر برای رهبری شخصیتهای غربی،کسانی که برای ادای احترام به رئیس جمهور ترور شده مصر به قاهره آمده بودند حضورداشتند. رئیس جمهور وقت کاخ سفید در آن زمان رونالدریگان به دلایل امنیتی به قاهره نیامد. اما او پیام فرستاد که:"آمریکا یک دوست خوب، جهان یک سیاستمدار خوب و بشریت یک قهرمان صلح را از دست داد." علاوه بر این در صف حاضرین مراسم تدفین، هنری کیسینجر و مناخیم بگین اسرائیلی [13]، کسی که به نوشته گزارشگر مجله تایمز، "از گذشته رابطه بینهایت پیچیدهای با متوفی داشت،" نیز حضور داشتند. [14]
در حقیقت، همه کسانی که در مراسم تدفین حضور داشتند و همه دشمنان سادات که شرکت نکرده بودند، نشانگر نوع چیدمان سیاسی منطقه بعد از توافق کمپ دیوید بود. بعد از ترور کارتر رئیس جمهور آمریکا امید داشت، به مانند سلف خود که با برقراری یک رابطه در کمپ دیوید شرایط را برای رسیدن به یک توافق بین مصر و اسرائیل آماده کرده بودند، بتواند با ایجاد اعتماد، صلح بین اسرائیل و جهان عرب را نیز عملی سازد. لذا او به مانند پیشینیان خود، با تخصیص اعتبار در تلاش برای بهبود روابط بود. بر مبنای نظر اسکات کوفمن، " براساس مصالحه کمپ دیوید، واشنگتن قول کمک 1.5 میلیاردی نظامی به مصر را داده بود که قاهره آن را برای خرید 3جین جنگنده اف چهار، هزار موشک، تعداد زیادی از تسلیحات دیگر صرف کرد."اسرائیل برای امضای خود پیشنهاد کمک 3 میلیارد دلاری برای تسلیحات و کمک برای ساخت یک پایگاه هوایی در شبه جزیره سینا را نمود. بگین امید داشت این کمک ها بتواند توانایی این کشور را در میان سایرین افزایش دهد.
منبع:فارس



