امام خمینی (رحمه الله علیه ) از اقتصاد میگویند:
ما باید زحمت بکشیم تا در همه جناحها خودکفا باشیم. امکان ندارد که استقلال به دست بیاید، قبل از اینکه استقلال اقتصادی داشته باشیم. اگر ما بنا باشد که در اقتصاد احتیاج داشته باشیم، در چیزهای دیگر هم وابسته خواهیم شد. و همین طور اگر در فرهنگ، ما وابستگی داشته باشیم، در اساس مسائل وابستگی پیدا میکنیم.
خودکفایی و صادرات در کشاورزی
ما باید خودکفا بشویم، ما باید کشاورزیمان را همچو درست بکنیم، همه دست به هم بدهند، کشاورزها، دولت، اشخاص دیگر، که این کشاورزی به حدی برسد که ما بتوانیم صادر بکنیم. مملکت ما صادر کننده بوده است؛ و حالا ما گرفتار این معنا شدیم. مملکت ما یک آذربایجانش چنانچه درست کشاورزی بشود، یک خراسانش اگر درست کشاورزی بشود، برایمان کافی است؛ مابَقیش را باید صادر بکنیم. معالأسف با اسم «اصلاحات ارضی» ما را به این روز نشاندند که میبینید، و چیزهای دیگرِ ما هم همین طور. همه چیزمان باید مستقل بشود، استقلال با وابستگی جمع نمیشود. و ما فرهنگمان وابسته بشود استقلال نداریم. اقتصادمان وابسته بشود استقلال نداریم. اول باید آن مطلب را درستش کرد. استقلال اقتصادی. اول باید او را درستش کرد، تا ما بتوانیم اسم خودمان را یک مملکت بگذاریم؛ یک مملکت مستقل بگذاریم.
تاریخ: 11/08/1358 محل: قم
امروز وظیفه است برای همۀ ما که برای این کشور خدمت کنیم، و اقتصاد این کشور را به پیش ببریم تا محتاج به دیگران نباشیم. این اختصاص به کارگرها یا کارخانههای خاصی ندارد. در سراسر کشور، آنهایی که مشغول یک کار تولیدی هستند، اینها امروز هر کاری بکنند برای کشور خودشان و برای ملت خودشان است؛ و باید با کمال فداکاری کارها را انجام بدهند، و حفظ نظم در همه جا بکنند. و اگر خدای نخواسته اشغالگران و کسانی که میخواهند در این کارخانهها یک جنجالی بپاکنند، آنها را نپذیرند و از تبلیغات سوء آنها بر حذر باشند. امروز دعوت به بیکاری و کم کاری و دعوت به اعتصاب؛ خیانت به این کشور است و خیانت به جمهوری اسلامی.
تاریخ: 15/11/1359 محل: تهران، جماران
وابستگی اقتصادی منشأ وابستگی سیاسی و نظامی
ایران امروز محتاج به کار است. حتی من این اجتماعاتی که در اینجا و در بیرون منزل میشود خیلی صحیح نمیدانم. برای اینکه نباید اینها از کار دست بردارند و همهاش باب تظاهر باشد. تظاهر البته در پیشرفت امور مملکت یک تقویت روحی میکند، لکن دائمی نباید باشد. باید کار بکنند مردم. کشاورز مشغول کشاورزی باشد. آنهایی که کارخانه دارند مشغول تولید باشند. صنایع کوچک و بزرگ مشغول کار باشند. افراد خودشان را موظف بدانند که امروز مملکت احتیاج دارد. یک مملکتی که الآن اقتصادش شکست خورده است محتاج است. نگذارند که این احتیاج باقی باشد که ما در هر چیزمان که آن رژیم ما را مبتلا کرد به وابستگی این ادامه پیدا کند. البته یک وابستگی است که رژیم سابق ایجاد کرد در ایران، به اسم اصلاحات ارضی، زراعت را اوضاعش را به هم زد، و ما وابستگی در زراعت و در این چیزها که ارزاق عمومی است داریم. دامداری را در اینجا ضایع کردند، از بین بردند، ما محتاج به این هستیم که گوشت از خارج بیاوریم و هکذا.
اگر ما یک وابستگی اقتصادی داشته باشیم این موجب این میشود که وابستگی سیاسی هم پیدا بکنیم، و وابستگی نظامی هم حتی پیدا بکنیم. مملکتمان باز برگردد به آن حالیکه سابق بود. ما حالا میخواهیم مملکت مال خودمان باشد، و حالا مملکت مال خود مردم است. در حالی که مملکت مال خود مردم است، یک عدهای افتادهاند توی مردم تحریک میکنند. تحریکات زیاد میکنند. کشاورزی را به حال اینکه نگذارند تحقق پیدا بکند، درآوردند. به حال تعطیل دارند درمیآورند. کارخانهها را همین طور. نمیگذارند که آرام باشد این مملکت، تا اینکه صنایعش راه بیفتد، کارخانههایش راه بیفتد، زراعتش راه بیفتد و صنعتش ترقی بکند.
اریخ: 15/10/1358 محل: قم
قضاوت غیرمنصفانه در موفق ندانستن دولت
و اما چون «هفته دولت» است یک کلمه هم با آقایان راجع به این معنا صحبت کنم. ما باید در سنجشهامان روی هم مطلب را بریزیم و حساب کنیم، یک نقطه را اگر بخواهیم نظر بکنیم ممکن است این نقطه ما را به خطا بکشاند، یک نقطۀ دیگر را نگاه کنیم باز همین طور. ما باید عملکرد دولت را روی هم رفته حساب کنیم، ببینیم که آیا این دولت در این مدتی که در جنگ بوده است و در محاصرۀ اقتصادی بوده است و مخالفت همۀ قوتهای بزرگ دنیا بوده است، این دولت موفق بوده است روی هم رفته یا نه؟ بیانصافی است که ما بگوییم موفق نبوده، بیانصافی است که ما بگوییم که دولت کار ازش نیامده. خوب، کارهای بزرگی کردهاند؛ کارهایی که در ظرف چهل ـ پنجاه سال نشده بود، اینها کردهاند در هر قشرشان، همه جا، همۀ افرادشان و روی هم رفته یک دولت موفق بوده است. و من به شما آقایان سفارش میکنم که با اینکه موفق بودید باید دنبال موفقتری بروید، قناعت نکنید به اینکه ما حالا فلان کار را کردیم. ما هر چه خدمت بکنیم به این ملت، کم خدمت کردهایم؛ برای اینکه این ملت بود که همۀ این گرفتاریها به دست او رفع شد، دولت شاهنشاهی به دست آنها ساقط شد و هرچه ما داریم از آنهاست. ما باید خدمتگزار باشیم، واقعاً خدمتگزار باشیم و هر چه خدمت بکنیم باز کم است. ما که شکر خدا را نمیتوانیم بجا بیاوریم، برای اینکه کوچکتریم از اینکه شکر خدا را به جا بیاوریم، لکن شکر این ملت قهرمان و مظلوم همان شکر خداست. کسی که شکر اینها را به جا نیاورد، شکر خدا را به جا نیاورده است، برای اینکه اینها بندگان خدا هستند، اینها کسانی هستند که برای خدا دارند خدمت میکنند به این کشور و شکر این است که ما به آنها خدمت بکنیم، هر کس در هر مقامی که هست خدمت بکند
امروز شما باید وضعتان وضع اسلام باشد. اگر بخواهید در مقابل قدرتهای بزرگی که هم چشم طمع به کشور شما دوختهاند و با صراحت این مسائل را میگویند، اگر بخواهید که استقامت کنید و پایداری کنید، باید مجریان امور در هر جا که هستند، در دادگستری، در وزارت مالیه، در بانکها، اینها اشخاصی باشند که اسلامیباشند و متعهد به اسلام باشند و بدانند که اگر چنانچه ما در یک جایی از این جاها رو به شکست برویم، کم کم این سرایت میکند شکست در جاهای دیگر و خدای نخواسته یک وقت میبینید که کشور ما به هم ریخته شده است، وضع مالی اش و وضع بانکی اش و وضع کشاورزیاش و وضعهای دیگرش، آن روز است که آنها به مقاصد خودشان میتوانند برسند.
جماران
ربا در اسلام حرام است و به هیچ شکل در اقتصاد اسلامی وارد نباید بشود. و مالکیت در اسلام پذیرفته شده است ولکن اسلام در چیزهایی که حق مالکیت به آنها تعلق میگیرد و نیز در شیوه و شرایط پیدا شدن این حق دستوراتی داده است که نظام اقتصادی اسلام را و نیز روابط اقتصادی در جامعۀ اسلامی را از روابط و نظام اقتصادی سرمایهداری امروز دنیا جدا میکند. و اگر این حدود و شرایط مراعات شود جامعه نه مشکلات و نابرابریهای دنیای سرمایهداری امروز را پیدا میکند و نه دولت اسلامی به بهانههای مختلف هر گونه آزادی را از انسانها سلب میکند. در اینجا باید نظام اقتصادی اسلام را در مجموعۀ قوانین و مقررات اسلامی در کلیۀ زمینهها و شئون فردی و اجتماعی ملاحظه کرد. این مسلّم است که از نظر اسلامی حل تمامی مشکلات و پیچیدگیها در زندگی انسانها تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شکل خاص حل نمیشود و نخواهد شد بلکه مشکلات را در کل یک نظام اسلامی باید حل کرد، و از معنویت نباید غافل بود که کلید دردهاست. ما معتقدیم تنها مکتبی که میتواند جامعه را هدایت کند و پیش ببرد اسلام است. و دنیا اگر بخواهد از زیر بار هزاران مشکلی که امروز با آن دست به گریبان است نجات پیدا کند و انسانی زندگی کند و انسان گونه، باید به اسلام روی بیاورد.
تاریخ: 23/10/1357 محل: پاریس، نوفللوشاتو
آنطوری که اسلام هست و اسلام میخواهد این سیستمهای بانکی هم آنطور باشد.امید است که بزودی ریشۀ رباخواری از این مملکت کنده بشود و یک اقتصاد صحیحْ به جای آن تحقق پیدا بکند؛ و آنطور نباشد که اشخاص سرمایهدار خون ضعفا را بمکند. اسلام برای همۀ اقشار حقوق قائل است، و برای مستضعفین بیشتر از دیگران پافشاری دارد.
تاریخ: 26/02/1358 محل: قم
اهمیّت بازار در پشتیبانی از اسلام
بازار در طول تاریخ، بازارهای تمام کشور و خصوصاً بازار تهران یک بازوی قویای از برای اسلام و از برای کشور بوده است و ان شاءاللّه خواهد بود. اگر تمام شما یادتان نیست بعض از سالمندان یادشان است که رژیم سابق ـ شاید زمان رضاشاه بود ـ اینها در صدد برآمدند که اصل بازار نباشد در ایران. از این مجتمع زیر سقف میترسیدند. از مجتمعاتی که حصار داشت و زیر سقف بود و مجمع مؤمنین و متدینین و جوانهای متعهد بود میترسیدند. از مساجد که محل اجتماع همین بازاریان بود و از خود بازار که مجمع ملت بود خوف داشتند. و همیشه بازار دنبالۀ مقاصد اسلامی و برای پیشرفت اسلام و برای پیشرفت اقتصاد اسلامی یک بازوی ستبر قدرتمندی بوده است و الآن هم همین طور است.
در طول تاریخ هر مشکلی که پیدا میشد برای اسلام و برای علمای بزرگ اسلام کافی بود که نصف روز بازار برای یک همچو امری بسته بشود و مشکل حل بشود. یک پشتوانۀ عظیمی است بازار برای اسلام، و بازاریها باید با کمال دقت این مسئله را حفظ کنند.
بازار باید مظهر تام اسلام و عدالت باشد. بازار باید احتراز کند از چیزهایی که مخالف دستورات اسلام است. و اقبال کند به آن چیزهایی که موافق دستورات اسلام است. از ربا بازار باید مُطهّر باشد. اگر در بین بازاریها اشخاصی باشند که خدای نخواسته ربا میخورند، خود بازاریها آنها را نصیحت کنند. مبادا یک همچو مرضی توسعه پیدا بکند و مملکت ما را به نابودی بکشد. ربا خوری، بازارها را از بین خواهد برد. مردم را خواهد تباه کرد. مبادا خدای نخواسته در بین بازار یک همچو معصیت بزرگی ـ که در رأس معاصی، خدا قرار داده است و آن را بالاتر از زنا و در حکم مقاتله با خدا قرار داده است. مبادا یک وقت در بازار یک همچو امری باشد. و انصاف نیست که در بازار گرانفروشی باشد. در موقعی که مردم ایران، زن و بچۀ مردم ایران برای جنگزدهها دارند از منافع خودشان میگذرند و آن چیزی که دارند هدیه میکنند، مبادا در یک همچو موقعی در بازار، اشخاصی پیدا بشوند که گرانفروشی کنند که موجب فلج مردم و ناراحتی مردم بشود. اگر خدای نخواسته از اعمال ما یک شکستی واقع بشود به اسلام، مسئولیت ما پیش خدای تبارک و تعالی بسیار بزرگ است. و من امیدوارم که به زودی همۀ مسائل ما حل بشود. و همۀ بازارهای ما اسلامی بشود. و همۀ ماها به تَبَع اسلام هدایت بشویم.
تاریخ: 25/10/1359 محل: تهران، جماران
وابستگی اقتصادی، ضعف بزرگ ایران
الآن آنهایی که منافعشان از بین رفته یا به خطر افتاده است، آنها به این زودی دستبردار نیستند از این کشور. آنها درصدد نقشهها هستند که نگذارند یک حکومت مستقلی پیدا بشود. از اول هم در فکر این معنا بودند، منتها قدم به قدم شکست خوردند الحمدللّه. و از این به بعد هم من امیدوارم که با حفظ وحدت خودتان و حفظ ایمان خودتان و توجه به خدا این راه را تا آخر برسانید. و انشاءاللّه این جهت هم که باید کار بکنند، همۀ اقشار ملت امروز باید یک کاری انجام بدهند. بیکاری، کمکاری، به خلاف مسیر ملت است. امروز این کشور ما احتیاج به کار دارد. احتیاج دارد که همه قشرها در هر جا که هستند، مثلاً عمده کشاورزها کشاورزی را تقویت کنند که ما محتاج به دشمنهامان نباشیم در خوراکمان.
آقا خیلی برای یک مملکت اسلامی این عیب است که در ارزاقش محتاج بشود به خارج که تهدیدشان کنند که ما نمیدهیم به شما دیگر. در صورتی که ایران زمین دارد الی ماشاءاللّه. آب هم دارد. برکات آسمانی هم هست. چرا باید محتاج به خارج باشیم .باید همت کنند.
باید بنای بر این بگذارند که مستقل باشند در اقتصاد. وقتی یک ملتی بنای بر یک چیز گذاشت یعنی، همۀ آنها عازم شدند که ما دیگر بعد از این از دیگران چیزی نخریم، خودشان ایجاد میکنند، خودشان ارزاق خودشان را ایجاد میکنند.
تاریخ: 07/10/1358 محل: قم
آنچه در زمینۀ اقتصادی مورد نظر ماست، جلوگیری از غارت منابع ملت ماست، نه قطع رابطۀ اقتصادی با کشورهای جهان. درست در چهارچوب یک معاملۀ عادلانه است که نفت و گاز نیز به خریداران آن عرضه خواهد شد. مهمتر آنکه منافع حاصله از فروش منابع ارضی باید به مصرف پیشرفتهای اقتصادی ما برسد. و در این جهت ما قطعاً با جهان صنعتی در رابطۀ کامل خواهیم بود. ولی حق تصمیمگیری برای جهتی که اقتصاد ما انتخاب خواهد کرد، به عهدۀ خود ما خواهد بود.
تاریخ: 11/09/1357 محل: پاریس، نوفللوشاتو
اما ملتی که برای شهادت میرود، ملتی که زن و مردش عاشق شهادت هستند و فریاد شهید شدن میزنند، یک همچو ملتی دیگر از اینکه فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است، این نمینالد. اقتصادش چطور است، این مال آنهایی است که وابسته به اقتصاد هستند، دل به اقتصاد دادند. آنهایی که دل به خدا دادند، آنها اینطور نیستند که دنبال این باشند که فلان چیز فراوان باشد ؛ فلان چیز کم باشد، زیاد باشد، نرخش کم باشد، نرخش زیاد باشد. اینها که در نظر اینکه شهید میخواهد بشود، این چیزها نیست. آن که دارد برای شهادت میرود به او بگویی که مثلاً مالت را دزد برده است، او اصلاً اعتنا به این حرف ندارد. به او بگویی که قیمت[اجناس]گران است، او که نرفته برای اینکه غنیمتی بیاورد. غنیمتی که او میخواهد بیاورد آن غنیمتی است که هیچ زوال ندارد. آن چیزی است که هیچ شکست ندارد. آن کاری است که از دست هیچ کس بر نمیآید جز از دست خدای تبارک وتعالی و ملت ما دارد این کار را میکند و من امیدوارم که همه اینطور بشویم. البته من که میگویم، نیستم آنطور، اما دیگران را میل دارم بشوند اینطور و خودم هم میل دارم بشوم، باید همه بشویم.
تاریخ: 01/01/1364 محل: تهران، جماران
اقتصاد کشور بسته به کار کارگرها و کشاورزها
در هر کشور کارگر و کشاورز اساس آن کشور است. اساس اقتصاد یک کشور بسته به کار کارگر و کار کشاورز است؛
یکی از مسائل مهم ما مسئلۀ اقتصاد است. ما باید سعی کنیم که از حیث اقتصاد، قوی و بدون وابستگی باشیم. و باید مسئلۀ کشاورزی، که در رژیم سابق برای به هم زدن آن نقشه داشتند تا ما را وابسته کنند، بیشتر مورد نظر ما باشد. البته به طرف صنعت هم باید رفت، ولی اگر از کشاورزی منحرف شویم، اسباب آن میشود که آنچه خودمان نیز داریم از بین برود و مقصود رژیم سابق از آنهمه تبلیغات برای «تمدن بزرگ» همین بود که کشاورزی را از بین ببرد، و مملکتی که هم آب داشت و هم زمین، آبها را به هدر میدادند و زمینها هم بدون استفاده مانده بود. باید مردم سعی کنند که آبها به هدر نرود و از زمینها استفاده کنند، و در بخش کشاورزی و صنایع کوچک، فعال باشند. و توجه دولت به صنایع بزرگ باعث نشود که صنایع کوچک هم از بین برود و دولت هم بایستی تمام قدرت خود را برای کشاورزی به کار گیرد. و اینکه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامهها نظارت میکنند، از باب این است که آنها به امور شرعی توجه دارند و نظارت آنها باعث میشود که طرحی که شما میدهید و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان میرود، رد نشود و در نتیجه، کارها آسان شود و شما در برنامههایتان معطل نمانید.
تاریخ: محل: تهران، جماران
یک مملکت اگر بخواهد خودش به پاى خودش بایستد، مستقل بشود در همه ابعاد، چاره ندارد جز این تفکر که «ما باید از خارج چیز وارد کنیم» از کلهاش بیرون کند. مغزش توجه به این بکند که ما از خارج نباید وارد بکنیم.
شما متوقع نباشید که همین امروز بتوانید طیّاره درست کنید. میگ درست کنید. البته الآن نمىشود، اما مأیوس نباشید از اینکه مىتوانیم درست کنیم. باید بیدار بشوید، بروید دنبال اینکه آن صنایع پیشرفته را خودتان درست بکنید. وقتى این فکر در یک ملتى پیدا شد و این اراده در یک ملتى پیدا شد، کوشش مىکند و دنبال کوشش این مطلب حاصل مىشود.»«مادام که در احتیاجات صنایع پیشرفته، دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به دریوزگى عمر را بگذرانید قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد.» و «ما اگر خودمان یک امر ناقص هم داشته باشیم، بهتر از این است که [پیش] دشمن مان دست دراز کنیم و یک امر کامل از آنها بگیریم.»
«این جنگ و تحریم اقتصادى و اخراج کارشناسان خارجى، تحفهاى الهى بود که ما از آن غافل بودیم.» و
«این محاصره اقتصادى را که خیلى از آن مىترسند، من یک هدیهاى مىدانم براى کشور خودمان، براى اینکه محاصره اقتصادى معنایش این است که «ما یَحْتاج» ما را به ما نمىدهند. وقتى که ما یحتاج را به ما ندادند، خودمان مىرویم دنبالش. ممکن است یک ده سالى زحمت بکشیم، ده سالى گرفتارى داشته باشیم، اما نتیجه آخرش این است که بعد از ده سال خودمان هستیم.»
لکن در همه جا باید این مطلب بشود که دو اصل را باید همه، همه قشرهاى ملت مراعات کنند: یکى اینکه ادراک این را بکنند که ما اگر اقتصادمان تابع خارج باشد آن وقت یک روز مىبینید که خارجیها نمىخواهند به ما چیزى بدهند، و وقتى که در را بستند ما باید تسلیم آنها بشویم که هر چه مىگویند عمل کنیم. و این شایسته یک مملکت اسلامى، یک جمهورى اسلامى نیست که پیوسته به غیر باشد در اقتصادش، در گندمش، در جوش، در برنجش، در اینها. این باید با همت کشاورزها، با همت قشرهاى متوجه، با همت دولت که کمک بکند به کشاورزها، و با اینکه همه احساس یک وظیفه بکنند. یک وقت این است که انسان مىخواهد براى منافعش یک کارى بکند، گندم زیاد بشود که منفعت ببرد، خوب، این یک مسئلهاى است که یک قدرى هم اختیارش با خودش [است] آن نمىخواهد نمىبرد. یک وقت کشور شما در یک حالى واقع شده است که وظیفه شرعى الهى است که کارهایى بکنید که وابسته به غیر نباشید. الآن ما یک وضعى داریم که چنانچه خداى نخواسته خودکفا لا اقل نشویم و نتوانیم خودمان خودمان را اداره بکنیم. خوب، آنها ما را تهدید کردند با این که حصر اقتصادى مىکنیم. و آن دولتها هم بسیارشان با اینها موافقاند، و لو اینکه ملتها موافق نیستند. لکن خوب بعضیها موافقاند با اینها. و ما باید در عین حالى که به نظر من این هیاهوها هیچ واقعیتى ندارد، لکن ما چنانچه در سطح یک احتمال ضعیفى هم بدهیم باید مجهز بشویم. شما در حال جنگید الآن. یک جنگى است که جنگ اقتصادى است، و یک محاربهاى است، یک محاربهاى الآن ما بین اسلام و کفر است. محاربه اقتصادى یکیش است.
تکلیف است براى کشاورزها، و براى کسانى که مىتوانند کمک به کشاورزها امسال جورى بشود که ان شاء اللَّه خودکفا بشویم، و در سالهاى بعد صادرات داشته باشیم. این نه این است که یک موعظه است که من موعظه کنم که مردم خوب است این کار را بکنند؛ یک تکلیفى است الآن به عهده ما. یعنى نجات دادن یک کشور اسلامى است از زیر بار ظلم و از زیر بار استعمار. نجات دادن مملکت اسلامى یک تکلیف است که انسان موظف است این کار بکند. اگر یکوقت خداى نخواسته، یک هجومى به مملکت اسلامى بشود، باید همه مردم، یعنى مرد و زن مسئله دفاع دیگر این طور نیست که تکلیف مال مرد باشد، تکلیف مال یک دستهاى باشد، همه باید بروند و دفاع بکنند از مملکت خودشان. اگر ما در هجوم اقتصادى هم واقع شدیم که هجوم اقتصادى اسباب این بشود که وابسته به یک کشور دیگرى باشیم، این هم یک وظیفه شرعى است که ما باید خودمان را نجات بدهیم. هر که ازش هر کارى مىآید راجع به اقتصاد باید بکند. ننشیند یک طبقه [که] یک طبقه دیگر بکند. رعیتها کم کارى نکنند. آنهایى که در کارخانهها کار مىکنند کم کارى نکنند، سستى نکنند، امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادى است. این طور نیست که یک وقت آرامش باشد، بگویید خوب ما نمىخواهیم زیاد منفعت ببریم. این اختیار با خودتان است. اینجا دیگر اختیار با مردم نیست. این اختیارى است که خدا دست اوست و او امر کرده است به این معنا. یعنى نمىشود که ما تحت نظارت یک کشورى باشیم که به دین اعتقاد ندارد و ما برویم تحت بیرق کُفر. این یکى از مسائل مهم است. ما باید کوشش کنیم و اقتصاد خودمان را خودمان اداره بکنیم. حالایى که ما در مقابل یک همچه قدرت شیطانى واقع شدیم و او هم تهدید کرده است که ما همه کشورهاى دنیا را تجهیز مىکنیم که در را به سوى شما ببندند، ما در عین حالى که اعتقادمان این است که حرفى است و واقعیت نخواهد پیدا کرد، لکن اگر ما یک درصد احتمال هم بدهیم باید قیام کنیم. باید غافل نباشیم از اینکه دشمن نمىتواند بکند. خوب، شاید یک وقت شد.
براى آن روز شاید باید همه قشرهاى ملت؛ هر کس هر جورى که مىتواند یک تولیدى بکند، که مثلًا باغدارها مىتوانند تولید بکنند، دامدارها مىتوانند تولید بکنند، و کشاورزها مىتوانند تولید کنند، اشخاص مىتوانند کمک کنند به کشاورزها، کارخانهها مىتوانند تولید کنند، کارخانههاى خصوصى که زیاد بود در ایران، و مع الأسف از بین رفته بود و دارد مىرود، اینها همه قیام کنند براى اینکه، یک مملکت را از این اقتصاد نجات بدهند.
اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند، وابستگى اقتصادى داشته باشد، همه جور وابستگیها دنبالش مىآید. وابستگى سیاسى هم ما پیدا مىکنیم. وابستگى نظامى هم پیدا مىکنیم. براى اینکه وقتى ما چیزى نداشته باشیم که استفاده ازش بکنیم، دستمان را دراز کنیم طرف امریکا. او مىتواند به ما تحمیل کند همه چیز را. ما وقتى مىتوانیم که زیر بار او نرویم که در این قضیه قدرتمند باشیم. یک وقت او تشر بزند مىگوییم نه، ما احتیاجى نداریم. حالا هم به او مىگوییم که ما احتیاج خودمان را سلب مىکنیم. خودمان مىرویم سراغ کار. خدا زمین به ما داده، آب هم به ما داده، زمینهاى زیاد، زمینهاى موات زیاد، آبهاى هرزبرو، شط کارون همین طورى دارد هرز مىرود، یا زمینهاى اطرافش هم همین طور مانده است زمین. باید همه دست به دست هم بدهند، و کار، کار الهى است، کارى است که عبادت است امروز. اطاعت امر خداست امروز کشاورزى، و باید این کشاورزى را تقویت کرد. هر کس هر جور مىتواند باید تقویت بکند، به طورى که ان شاء اللَّه ما از این گرفتارى خارج بشویم. و از سایر گرفتاریها هم امیدوارم که خارج بشویم؛ گرفتارى فرهنگیمان، گرفتاریهاى سیاسىمان، همهشان را [حل] بکنیم.
صحیفه امام، ج11، ص: 425-428 (سخنرانی 5 دی 1358 در جمع اعضای موسسه مبارزه با اعتیاد)
0نظر