به گزارش سراج24، انتخابات و نتایج به دست آمده از آن، تلخی ها و شیرینی هایی دارد. شیرینی آن به کام مردم و نظام است و تلخی آن هم به کام رقبای شکست خورده.
می توان دوگونه رفتار کرد. پس از شکست، عصبانی شد و تهمت ناروای تقلب را مطرح کرد، یا با یک ژست سیاسی همراه با اخلاق و منش مردانه، شکست را پذیرفت و به رقیب پیروز هم تبریک گفت.
این دو اتفاق به چند موضوع باز می گردد که البته ظرفیت هر دو طرف از نکات مهم آن است. قصد ندارم درباره آن سخن بگویم، شاید در آینده به آن پرداخته شود، اما موضوع دیگری را در نظر دارم و آن، بحث دلایل شکست و پیروزی در یک انتخابات است.
بلوغ سیاسی یک جامعه همواره یکی از شاخص های فهم و درک سیاسی بالای آن جامعه است. جامعه ای در فرایند سیاسی و اتفاقاتی که در حوزه سیاسی آن کشور رخ می دهد می تواند به پویایی و نشاط خود ادامه دهد که بتواند آن فرایند و اتفاق را برای خود هضم کند.
هضم سیاسی یک موضوع در جامعه هم به سیاسیون و رهبران جریان های سیاسی مربوط می شود و هم به مردم.
هنگامی که نخبگان سیاسی یک کشور بتوانند از خود عقلانیت سیاسی نشان دهند و اخلاق مداری را پیشه راه خود کنند، آنگاه می توان از قاطبه جامعه هم توقع داشت که همین راه را بروند. توقع و انتظار هم از نخبگان سیاسی همین است که جز این باشد دیگر آنها را نمی توان نخبه نامید.
در انتخابات 24 خرداد 92، عقلانیت سیاسی از هر دو طرف به خوبی دیده شد. البته بودند افراد و جریاناتی که پس از پیروزی آقای روحانی شیطنت هایی کردند، اما اگر همین روند عقلانیت و اخلاق ادامه پیدا کند، آنها هم ناخواسته مجبور به سکوت خواهند شد.
اما ای کاش چنین اتفاق در سال 88 هم می افتاد و نخبگان سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری 88، چنین راهی می رفتند. شاید باید چنین اتفاقی می افتاد و برخی مسائل و ماهیت ها هم روشن می شد، تا امروز بتوانیم در یک انتخابات مردم سالارانه، چنین رفتاری را از خود نشان دهیم.
اکنون که رقابت ها پایان یافته است، جریان اصولگرایی خود را شکست خورده می داند، از سوی رسانه های وابسته به این طیف سیاسی هم مواضع و سخنانی مطرح می شود که در آن تقصیر و مقصر را مشخص می کند. اصولگرایان باید به این نکته توجه کنند که اگر دنبال مقصر هستند، ابتدا عملکرد خود را نقد کنند و آنگاه تقصیر را به گردن دیگر نامزدها بیندازند.
اصولگرایان به این نکته توجه کنند، در زمان تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری کدام یک از آنها تبلیغات گسترده تری داشت؟ آنگاه کدام نامزد رقابت را به نفع خود پایان داد؟ اصولگرایان باید به خاستگاه مردم توجه کنند، گفتمان خود را در این زمینه تغییر دهند، از اقدامات تخریبی و غیر منصفانه دوری کنند و نقد منصفانه را جایگزین آن سازند، نسبت به معرفی و حمایت از نامزد مورد نظر خود یک تجدیدنظر کلی و اساسی انجام دهند و به آسیب شناسی حمایت های بی دریغ خود از دولت های نهم و دهم بپردازند.
اصولگرایان خود به خوبی می دانند که حمایت های گسترده آنها در دولت اول آقای احمدی نژاد و آنگاه مخالفت ها و انتقادات تند آنها در دولت دهم چگونه باید آسیب شناسی شود. آنگاه در یک تجزیه و تحلیل و بررسی دقیق به آن نتیجه مطلوب خواهند رسید.
حال به نکته دیگری اشاره می شود که لازم است. در میان نخبگان و عقلای اصلاح طلب رویکردی دیده می شود که جای تشکر و تقدیر دارد. ابتدا باید گفت که هنگامی که رئیس جمهوری انتخاب می شود هیچ یک از جناح های سیاسی کشور نباید این حق را به خود بدهند که او را مصادره کنند.
آقای عارف جمله ای را گفته است بر این اساس که، «نباید در این مقطع احساس برد جناحی داشته باشیم. باید دراین دوره بازی برد ـ برد انجام دهیم و جریان اصولگرایی هم باید در این انتخابات احساس پیروزی داشته باشد.»
امید می رود که دیگر دوستان جریان اصلاح طلب در بدنه این طیف سیاسی هم چنین دیدگاهی داشته باشند و چنین روش و منشی را در پیش گیرند که اگر چنین رفتار وگفتاری در سال 88 البته از طرف هر دو جریان انجام می شد، آن فتنه کام مردم و نظام را تلخ نمی کرد.
هر انتخابات ریاست جمهوری در ایران که برگزار می شود، دارای ابعاد و ویژگی هایی است که نیازمند تجزیه و تحلیل دقیق است.
در این زمینه می توان از این موضوعات آغاز کرد؛
1- آیا وجود طیف های سیاسی تاثیر در آرای مردمی دارد؟
2- تبلیغات وسیع و هزینه های بسیار در روند رای آوری نامزدها موثر است؟
3- رفتار و عملکرد دولت پیشین، تا چه اندازه در انتخاب رئیس جمهویر جدید تاثیر دارد؟
4- تخریب ها و بی احترامی های رسانه ای که همواره در زمان انتخابات به اوج خود می رسد، اکنون تاثیری در تغییر رای مردم دارد؟
5- سلیقه سیاسی مردم را چگونه می توان سنجید؟
6- آیا نظرسنجی هایی که هنگام انتخابات انجام می شود، می تواند ملاک رای آوری نامزدی قرار گیرد؟
7- تاثیر برنامه های تلویزیونی نامزدها در آگاهی مردم از برنامه های نامزدها چقدر است؟
8- گفتمان و لحن سخن نامزدها تا چه اندازه برافکار عمومی تاثیر دارد و ...
و این را هم باید گفت که اصولگرایان در این انتخابات به قانون تمکین کردند. گردن نهادند و اعتراضی هم ننمودند، باز هم این رفتار را اصلاح طلبان برای خود درسی بدانند و اینگونه نشود که در دوره بعد اگر در انتخابات، نامزد مورد نظر آنها رای نیاورد، بازی را به هم نزنند.
0نظر