به گزارش سراج24؛ محمدعلی رنجبر، نوشت: آنچه در دستورهای فرمانده کل قوا به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در جلسه دیدار روز گذشته معظم له با فرماندهان ارشد نیروای مسلح، مطرح شد، صرفاً مجموعهای از توصیههای عملیاتی نبود؛ بلکه به نظر میرسد از شکلگیری یک منطق راهبردی جدید در مدیریت جنگ حکایت دارد.
در این دیدار، چهار دستور راهبردی مورد تأکید قرار گرفت:
۱. پاسخ به هر تهدید، بدون محدودیت جغرافیایی؛ یعنی دامنه پاسخ ایران به محدوده جغرافیایی خاصی محدود نخواهد بود.
۲. تعیین زمان و شروط پایان جنگ صرفاً توسط ایران؛ به این معنا که ابتکار عمل در تعیین نقطه پایان جنگ نباید به دشمن واگذار شود.
۳. بهروزرسانی بانک اهداف دشمن، اعم از اهداف مادی و غیرمادی؛ یعنی شناسایی و تعریف اهداف، فراتر از زیرساختهای فیزیکی و نظامی و شامل ظرفیتهای اقتصادی، مالی و سایر داراییهای راهبردی دشمن.
۴. تثبیت وحدت ساحات در تمامی جبههها؛ یعنی هماهنگی و همافزایی جبهههای مختلف مقاومت در یک منظومه عملیاتی و راهبردی.
اما اهمیت این دستورها زمانی روشنتر میشود که تحولات میدانی و اقتصادی همزمان را در کنار یکدیگر قرار دهیم.
اگر این تحولات را در کنار چهار دستور راهبردی قرار دهیم، میتوان یک الگوی قابل تأمل را مشاهده کرد:
- بدون محدودیت جغرافیایی: میدان مواجهه میتواند از خلیج فارس فراتر برود و منافع و ظرفیتهای دشمن در سایر جغرافیاها را نیز دربرگیرد.
- اهداف مادی و غیرمادی: میدان جنگ فقط به پایگاه نظامی، تجهیزات و زیرساخت فیزیکی محدود نیست؛ بازارهای مالی، شبکههای اقتصادی و اعتبار و اعتماد سرمایهگذاران نیز میتوانند در محاسبات راهبردی اهمیت پیدا کنند.
- وحدت ساحات: جبهههای مختلف مقاومت میتوانند در یک منظومه هماهنگ، فشار راهبردی بر دشمن را افزایش دهند.
- تعیین پایان جنگ توسط ایران: به معنای تلاش برای خروج از وضعیت صرفاً واکنشی و به دست گرفتن ابتکار عمل در تعیین مسیر و سرانجام درگیری است.
نکته اصلی اینجاست: معادله جنگ دیگر لزوماً پاسخ پایگاه در برابر پایگاه و حمله نظامی در برابر حمله نظامی نیست.
ممکن است یک طرف جنگ را با تصور محدود بودن میدان به جغرافیای مشخصی آغاز کند، اما طرف مقابل با گسترش دامنه مواجهه، تعریف دیگری از هزینههای جنگ ارائه دهد؛ هزینههایی که میتوانند در حوزه انرژی، اقتصاد، بازارهای مالی، امنیت منطقهای و حتی محاسبات سیاسی متحدان دشمن ظاهر شوند.
از این منظر، پیام راهبردی تهران به واشنگتن را میتوان اینگونه صورتبندی کرد:
شما شاید بتوانید جنگ را آغاز کنید، اما دیگر نمیتوانید جغرافیا، دامنه و هزینههای آن را یکجانبه تعیین کنید. هزینه جنگ الزاماً در همان نقطهای پرداخت نخواهد شد که شما آن را آغاز کردهاید.
این همان تغییر در تعریف میدان جنگ است؛ تغییری از مواجهه محدود نظامی به معادلهای چندساحتی که در آن، جغرافیا، اقتصاد، انرژی، بازارهای مالی و جبهههای منطقهای به یکدیگر پیوند میخورند.
0نظر