استمرار جنایت | 80 سال جنگ طلبی بدون پرداخت کمترین هزینه بین المللی

جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم را کشورهای توسعه یافته آن ایام ایجاد، هدایت و مدیریت کردند و بواسطه خوی ضدانسانی و بعضاً نژادپرستانه موجیات مرگ میلیون ها نفر انسان بیگناه و آواره شدن دهها میلیون تن را فراهم ساختند و پس از هر دو جنگ سایر کشورها را مجاب کرده تا به متن از پیش تعیین شده ایی به نام « میثاق نامه جامه ملل» و «منشور ملل متحد» پیوسته و بنیان نخست «جامعه ملل» و پس از آن «سازمان ملل» را فراهم سازند.

به گزارش سراج24؛ کشورهای قدرتمند و توسعه یافته در دو مقطع جنگ های جهانی با هدف استیلای هر چه بیشتر خود بر جهان وارد کارزار جنگ شده و با تامین منافع خود ظاهراً به جنگ پایان داده اند در حالی که پس از جنگ جهانی دوم حجم و گسترده جنگ های بین المللی به شکل بسیار مشهودی گسترش یافته است و این هم محصول ایدئولوژی و تفکر تصمیم گیران و تصمیم سازان کشورهای پیشرفته است. بعد از جنگ دوم و تدوین و تصویب متن منشور ملل متحد بنای روابط و حقوق بین الملل بر این قرار گرفت که کشورها از توسل به زور و حتی تهدید به توسل زور نیز خودداری کرده و تنها در دفاع مشروع آنهم طبق شروطی به کشور دیگری می تواند پاسخ نظامی دهند. اما رفتار و رویکرد کشورهای توسعه یافته و در راس آن ایالات متحده آمریکا بر این قرار گرفته است که هر زمان که منافع این کشور در دورترین نقطه جهان نیز اقتضاء نماید می تواند به یک کشور حمله نظامی کرده و بدون توجه به کنوانسیون های چهارگانه ژنو و بدون رعایت اصل تفکیک، افراد غیرنظامی را به خاک و خون کشیده و ضمن اعمال نسل کشی، حقوق بدیهی مردم را نیز نقض نماید.

جنگ جهانی دوم با همه پیامدهای فراخ و گسترده ای که برای بشریت به همراه داشت، سردمداران دنیای ان روز را به این مسیر هدایت کرد که با تحمیل مفاد منشور ملل متحد بویژه در فصل هفتم خود که حق وتو را برای تنها 5 کشور دنیا در نظر می گیرد، مدیریت دنیای پس از جنگ جهانی دوم را در دست گرفته و هر زمان ضرورت اقتضاء نماید به یک کشور حمله کنند! شبیه رفتاری که ایالات متحده آمریکا در 80 سال بعد از جنگ جهانی دوم صورت داده است و هر زمان که منافع این کشور با خطرات حداقلی نیز روبرو شده است به یک کشور لشگرکشی کرده است بدون آنکه به مفاهیم و مفاد منشور ملل متحد کمترین توجهی را داشته باشد.

رویکردهای انزواطلبانه آمریکا بزرگترین معضل برای حفظ صلح و امنیت بین المللی است که خود مهمترین و عالی ترین هدف سازمان ملل است و در چنین شرایطی هیچ کدام از ارکان ملل متحد و نهادهای بین المللی کمترین برخوردی را نمی توانند با این کشور داشته باشند و در صورت ضعیف ترین انتقاد توسط یک نهاد بین المللی، آمریکا شدیدترین تحریم ها و محدودیت های بین المللی را علیه آن شخص یا نهاد حقوقی اعمال می کند، شبیه رفتاری که با دیوان کیفری بین المللی داشت و تنها بدلیل صدور کیفرخواستی که دادستان دیوان علیه نتانیاهو صادر کرد، سخت ترین اتهامات را تحمل و تحریم های بین المللی را علیه خود تجربه کرد.

آنچه مبرهن است رویکردهای ایالات متحده آمریکا در دوران تقریباً تمامی روسای جمهور این کشور بویژه بعد از جنگ جهانی دوم و علی الخصوص دوران ترامپ، ضدیت کاملی با اهداف عالیه سازمان ملل دارد بطوریکه اصول بدیهی حقوق بین الملل نظیر «منع توسل و تهدید به زور»، «احترام به تمامیت ارضی کشورها»، « احترام به حقوق بشر و حقوق بشردوستانه» توسط آمریکایی ها به سخره گرفته شده است، بدون آنکه کمترین نگرانی از برخورد سازمان و نهادهای بین المللی داشته باشد و تقریباً هیچ هزینه ای را نیز بابت چنین رویکردهای تاکنون پرداخت نکرده است.

جنگ طلبی سبک سرانه آمریکایی ها بویژه طی سالهای اخیر و حمایت بی دریغ از نسل کشی فلسطینیان در نوار عزه و سایر بلاد این ضرورت حیاتی را یکبار دیگر مطرح می نماید که باید برای کنترل رفتارهای ضدبشری این دو رژیم جامعه جهانی فکری عاجل نماید که طبیعتاً یکی از مهمترین آن تغییر مفاد منشور و ایجاد محدویت در اختیار بی حد و حصر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و افزایش تعداد اعصای این شورای جهت ایجاد موازانه قدرت است تا کشورهای نظیر آمریکا و روسیه با بهانه های واهی به سایر کشورها لشگرکشی نکند و صلح و امنیت بین المللی بیش از این به مخاطره نیفتد.

اخبار مرتبط