ضرورت حفظ  اراده استکبارستیزی

دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران و یا در کل با انقلاب اسلامی ، پدیده‌ای مقطعی و محصول یک مذاکره یا تصمیم سیاسی خاص یک دولت و مجلس نیست؛ بلکه ریشه در اختلافی عمیق بر سر استقلال سیاسی ، حاکمیت ملی و جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای و بین‌المللی دارد.

به گزارش سراج24؛ تحلیل جنگ و تنش‌ های میان دو کشور، بدون توجه به پیشینه چند دهه‌ای این تقابل، تصویری ناقص از واقعیت به دست می‌ دهد که برخی ها در طول این ماه‌های اخیر گرفتار این تحلیل های کج شده و مع الاسف مسئولین کشور را به بهانه های واهی این چنینی هتاکی کرده اند. 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شعار استقلال و سیاست نه شرقی، نه غربی، بیانگر اراده ملت ایران برای رهایی از وابستگی به قدرت‌های استکباری بود. مواضع صریح امام خمینی ره و امام شهید ره درباره آمریکا نیز در همین چارچوب قابل فهم است. امامین انقلاب آمریکا را شیطان بزرگ و دشمن استقلال ملت ایران می‌ دانستند. بنابراین، تقابل میان دو کشور را نمی‌ توان صرفا به اختلافات دیپلماتیک یا عملکرد دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی و یا روسای مجلس شورای اسلامی فروکاست.

مرور حوادث تاریخی نیز ضرورت این نگاه را روشن می‌ کند. حمایت آمریکا از عراق در دوران جنگ تحمیلی، حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷ و شهادت ۲۹۰ سرنشین آن، همچنین ترور دانشمندان هسته‌ای ایران و...‌ ، از جمله رخدادهایی هستند که باید در ارزیابی رفتار آمریکا مورد توجه قرار گیرند. این وقایع در دوره‌ها و شرایط سیاسی متفاوتی رخ داده‌اند و نمی‌ توان همه آن‌ها را به مذاکرات یا تصمیم یک دولت خاص مثل دولت پزشکیان یا ریاست قالیباف و.... نسبت داد و مآلا جنجال به پا کرد. 

از طرف دیگر، اگر بنا بر گزارش‌ ها و ارزیابی‌‌های موجود، برنامه‌ریزی برای اقدام نظامی علیه ایران از سال‌ ها پیش دنبال شده باشد، این موضوع اهمیت بررسی راهبردهای بلند مدت آمریکا و اسرائیل را دوچندان می‌ کند. در چنین شرایطی، نسبت دادن اصل جنگ به مذاکرات بدون ارائه شواهد معتبر، تحلیلی هیجانی و شتاب‌ زده و فاقد پشتوانه کافی است. مذاکره فی‌ نفسه و در شرایط جنگی و به نحوی فیصله دادن آن ، نه نشانه اعتماد به دشمن است و نه لزوما عامل وقوع جنگ و حای نه نشانه ضعف  ؛ بلکه ابزاری دیپلماتیک است که باید نتایج و پیامدهای آن را عاقلانه سنجید

البته نقد عملکرد مسئولان جمهوری اسلامی، از جمله در حوزه دیپلماسی و مدیریت بحران، حق کارشناسان و شهروندان فهیم است. اما نقد منصفانه با نادیده گرفتن سابقه اقدامات طرف مقابل تفاوت دارد. همانگونه که نمی‌ توان هر تصمیم مسئولان را بی‌ خطا دانست، نمی‌ توان نیز تمام مسئولیت تنش‌ها را بدون بررسی شواهد بر عهده آنان گذاشت.

مسئله اساسی، تفکیک نقد داخلی از توجیه رفتار خارجی است. می‌ توان با برخی تصمیم‌‌های مسئولان نظام مخالف بود، اما این مخالفت نباید به نادیده گرفتن شواهد تاریخی دشمنی آمریکا بینجامد. قضاوت درست، نه با شعار و اتهام، بلکه با شناخت تاریخ، بررسی اسناد و تحلیل منصفانه واقعیت‌ ها شکل می‌ گیرد.

 موسی آقایاری

اخبار مرتبط

عزت ملی ثمره قدرت نظامی  

آمریکا چرا انسجام ملی را نشانه گرفته است؟