واکاوی میادین متعدد جنگ دشمن؛

جنگ ترکیبی؛ از فشار اقتصادی تا عملیات روانی

شکست در میدان نظامی لزوماً به معنای پایان فشار نیست؛ گاهی فقط شکل آن تغییر می‌کند.

به گزارش سراج24؛"فقط 2 تا هفته تا فروپاشی اقتصادی ایران باقی مانده است." این بخشی از اظهارات اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا است. او پنجم مهرماه از فروپاشی دوهفته‌ای اقتصاد ایران سخن گفته بود؛ وعده‌ای که قرار بود اثرگذاری فشارها را در زمانی کوتاه نشان دهد. پیش از آن نیز از به‌زانو درآوردن اقتصاد ایران سخن گفته و کاهش صادرات نفت کشور به روزانه ۱۰۰ هزار بشکه را هدف‌گذاری کرده بود.
واکنش برت اریکسون، تحلیلگر ریسک‌های ژئوپلیتیکی و جرایم مالی، به این وعده‌ها نیز قابل توجه بود. او با اشاره به گذشت ۱۶ روز از زمان‌بندی اعلام‌شده، خطاب به بسنت نوشت: "اسکات، حالا ۱۶ روز گذشته؛ شاید باید از آن ۳۱ باری که ادعاهای مشخصی درباره زمان‌بندی کردی، درس گرفته باشی."


این رفت‌وبرگشت فراتر از یک مجادله بر سر پیش‌بینی اقتصادی، پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: وقتی فشار اقتصادی به فروپاشی سریع مورد انتظار دشمن منجر نمی‌شود، آیا سیاست فشار متوقف خواهد شد؟ پاسخ را باید در گستره ابزارهای فشار و تلاش برای اثرگذاری بر حوزه‌های مختلف زندگی جامعه جست‌وجو کرد. اقتصاد همچنان یکی از محورهای اصلی است اما تاب‌آوری اجتماعی صرفاً با شاخص‌های اقتصادی سنجیده نمی‌شود. دشواری تأمین نیازهای اساسی، نگرانی درباره آینده و احساس ناامنی در زندگی روزمره نیز می‌توانند بر توان جامعه برای تحمل بحران اثر بگذارند.


از میدان نبرد تا میدان معیشت مردم
شکست در میدان نظامی لزوماً به معنای پایان فشار نیست؛ گاهی فقط شکل آن تغییر می‌کند. وقتی فشار نظامی به نتیجه مورد انتظار نمی‌رسد، میدان‌های دیگری برای اعمال فشار اهمیت پیدا می‌کنند؛ میدان‌هایی که نه با صدای انفجار بلکه با دشوارتر شدن زندگی روزمره، افزایش نگرانی‌های اقتصادی و محدود شدن دسترسی به نیازهای اساسی خود را نشان می‌دهند. در چنین وضعیتی، مسئله دیگر فقط توان دفاعی کشور نیست؛ این است که جامعه تا چه اندازه می‌تواند فشارهای پی‌درپی را تحمل کند، انسجام خود را حفظ کند و اجازه ندهد دشواری‌ها به فرسایش اراده جمعی بینجامند.


این همان نقطه‌ای است که مفهوم «تاب‌آوری» در تحلیل رهبر معظم انقلاب از جنگ ترکیبی دشمن اهمیت پیدا می‌کند. ایشان در پیام ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ تصریح کردند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربه‌ی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تاب‌آوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.» 1405/3/14


این بیان، یک جابه‌جایی مهم در کانون توجه را نشان می‌دهد: برای فهم مرحله جدید فشارها، نباید فقط به تحولات میدان نظامی نگاه کرد؛ باید دید فشارها چگونه به عرصه اقتصاد، زندگی اجتماعی و نیازهای روزمره مردم منتقل می‌شوند و چه نسبتی با توان جامعه برای ادامه مسیر دارند.


وقتی فشار به دارو و درمان می‌رسد
اهمیت این مسئله زمانی روشن‌تر می‌شود که فشار از عرصه مبادلات مالی و صادرات نفت، به زنجیره تأمین کالاهای ضروری و نیازهای درمانی مردم می‌رسد. در این نقطه، موضوع فقط کاهش درآمدهای کشور یا دشوارتر شدن تجارت خارجی نیست؛ پای سلامت هم‌وطنانمون، نگرانی خانواده‌ها و دسترسی بیماران به دارو و خدمات درمانی نیز به میان می‌آید.


رهبر معظم انقلاب در پیام امروزشان به مناسبت ولادت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و روز پرستار بر همین موضوع تاکید کردند: «شبکۀ خبیث استکبار از هیچ سعی‌ای برای وارد ساختن انواع ظلم و جنایت بر ملّت‌های آزاده و مقاوم خصوصاً ملّت ایران خودداری نمی‌کند. از جمله با ایجاد انواع محدودیت‌های مربوط به امور درمان و دارو به دنبال تحمیل رنج بر ملّت بزرگ ایران است.» ۱۴۰۵/۰۷/۲۴


در همین زمینه وزیر بهداشت، آقای محمدرضا ظفرقندی از خودداری هند از ارسال دارو به ایران در جریان جنگ سخن گفته است. همچنین آقای محمد هاشمی، سخنگوی سازمان غذا و داروی ایران نیز روز دوشنبه ۲۰ مهر اعلام کرد که هند از ارسال برخی محموله‌های دارویی با هواپیماهای ایرانی خودداری کرده است. این اظهارات، نشانه‌ای از تلاش دشمن برای نفوذ به یکی از حساس‌ترین عرصه‌های زندگی مردم یعنی سلامت و درمان است؛ عرصه‌ای که در آن حتی اصول انسانی و اخلاقی نیز از فشارهای سیاسی مصون نمانده‌اند. گویی هر فرصتی برای تحمیل رنج به مردم و فرسایش تاب‌آوری آنان، به ابزاری برای پیشبرد فشار تبدیل می‌شود.


اهمیت دارو در این میان فقط به قیمت یا موجودی آن محدود نمی‌شود. در حوزه سلامت حتی نگرانی از دسترسی ناپایدار به یک داروی ضروری می‌تواند خانواده‌ای را درگیر اضطراب کند. از همین رو، تاب‌آوری جامعه در این عرصه به توانایی کشور برای حفظ زنجیره تأمین، تأمین ارز، یافتن مسیرهای جایگزین و تضمین دسترسی بیماران وابسته است. هر اندازه این سازوکارها آسیب‌پذیرتر باشند، فشار خارجی می‌تواند هزینه بیشتری به مردم تحمیل کند.


از فشار اقتصادی تا عملیات روانی
وجه دیگر ماجرا، همراه شدن فشارهای واقعی با جنگ روایت‌هاست. وقتی محدودیت اقتصادی با خبرهای نگران‌کننده، پیش‌بینی‌های فروپاشی و القای بن‌بست همراه می‌شود، اثر آن ممکن است از حوزه‌ای که مستقیماً هدف گرفته شده فراتر برود. فشار بر معیشت، نگرانی درباره دارو و درمان و ابهام نسبت به آینده، هرکدام مسئله‌ای مستقل‌اند؛ اما در کنار یکدیگر می‌توانند احساس نااطمینانی را تشدید کنند. در این وضعیت، ادعاهای قطعی درباره فروپاشی قریب‌الوقوع مانند آنچه بسنت مطرح کرده بود، صرفاً پیش‌بینی اقتصادی نیستند؛ چنین اظهاراتی می‌توانند در چارچوب تلاش برای القای بی‌افقی و افزایش انتظارات منفی نیز عمل کنند.


در این شرایط تاب‌آوری به معنای نادیده گرفتن مشکلات، دعوت مردم به تحمل بی‌پایان دشواری‌ها یا انکار فشارهای معیشتی نیست. جامعه زمانی می‌تواند در برابر فشار پایدار بماند که مشکلاتش دیده شود، درباره ابعاد آن اطلاع‌رسانی دقیق صورت بگیرد و برای کاهش آثار آن راه‌حل عملی وجود داشته باشد. اگر فاصله میان وعده‌های مسئولان و تجربه روزمره مردم افزایش پیدا کند، صرفاً با دعوت مردم به آرامش نمی‌توان اعتماد و آرامش اجتماعی را حفظ کرد.


از این منظر، تأکید رهبر معظم انقلاب بر دو محور تاب‌آوری مردم و خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان، دو مسئله به‌هم‌پیوسته را پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد: از یک سو، باید مانع آن شد که فشارهای بیرونی به فرسایش توان جامعه منجر شوند؛ از سوی دیگر، تصمیم‌گیری‌ها نباید تحت تأثیر بزرگ‌نمایی تهدیدها، محاسبات نادرست یا غفلت از پیامدهای اجتماعی سیاست‌ها قرار گیرند.


نسخه پیروزی در جنگ تاب‌آوری
دفاع از تاب‌آوری جامعه دو وجه مکمل دارد. وجه نخست، تبیین واقع‌بینانه ابعاد فشارهاست. مسئولان، نخبگان و رسانه‌ها باید برای مردم روشن کنند که چه محدودیت‌هایی اعمال شده، چه اهدافی از این فشارها دنبال می‌شود، کدام مشکلات منشأ خارجی دارند و برای کدام بخش‌ها راه‌حل داخلی وجود دارد. این تبیین نه باید به پنهان کردن مشکلات بینجامد و نه به بازنشر بی‌واسطه روایت‌هایی که دشمن از وضعیت کشور ارائه می‌کند. اعتماد عمومی در گرو صداقت، دقت و پاسخ‌گویی است.


وجه دوم، اقدام اجرایی متناسب با شرایط است. دولت و دستگاه‌های مسئول باید برای تأمین دارو و کالاهای ضروری، تسهیل واردات، مدیریت منابع ارزی، تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین و حمایت از بیماران و خانوارهای آسیب‌پذیر، برنامه‌ای هماهنگ و متناسب با شرایط جنگ اقتصادی داشته باشند. این اقدامات باید با اطلاع‌رسانی شفاف درباره کمبودها، زمان‌بندی تأمین و سازوکار دسترسی مردم همراه شود.


تاب‌آوری جامعه نه با نادیده گرفتن رنج مردم بلکه با کم کردن آن تقویت می‌شود. اگر هدف فشار خارجی، افزایش هزینه زندگی و تضعیف توان جامعه برای عبور از بحران باشد، پاسخ مؤثر نیز باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کند: شناخت و خنثی‌سازی سازوکارهای فشار و کاستن از هزینه‌ای که این فشارها بر زندگی مردم تحمیل می‌کنند. تبیین ابعاد توطئه‌های دشمن ضروری است؛ اما این تبیین زمانی اثر واقعی خواهد داشت که مردم در کنار شنیدن تحلیل‌ها، آثار آن را در تصمیم‌های دقیق‌تر، خدمات قابل اتکاتر و تلاش جدی‌تر مسئولان برای حل مشکلات خود ببینند.

اخبار مرتبط

ابتکارات جدید جنگی را با صلح های پوشالی ذبح نکنیم