به گزارش سراج24؛ عامل اصلی عدم شکل گیری «صلح پایدار» به انتظارات و مطالبات غیر قانونی و زیاده خواهی های امریکا از ایران بر میگردد، آنجایی که این کشور انتظار دارد، مقامات تهران نیز همانند سایر کشورها در برابر خواسته های آمریکا سر تعظیم فرود آورده و استیلای آن را پذیرفته و رفتارهای خود در عرصه منطقه ایی و بین المللی و حتی داخلی را بر اساس اولویت های این کشور تطبیق دهد.
آمریکا تعهدات مالایطاق از ایران انتظار دارد که از جمله آن «متوقف سازی فعالیت های صلح آمیز هسته ای»، «کوتاه سازی برد موشک و پهپاد»، « عدم حمایت از جنبش های آزادی بخش ملی» و «وابسته بودن به غرب بویژه در عرصه نظامی و اقتصادی» است و ایران بدلیل ایدئولوژی خود اراده و بنایی برای برآوردن چنین خواسته های ندارد.
این مفاهیم و موارد عامل تنازع دائم میان دو کشور است و ایران نتوانسته همانند شیوخ عربی رضایت حداکثری غرب را جلب نماید بنابراین باید آماج حملات نظامی قرار گرفته و تمام زیر ساخت های آن مورد هجوم قرار بگیرد! علاوه بر موارد فوق مناقشه حول تنگه هرمز همچنان پابرجاست. در مقابل جنگ 40 روزه نقاط ضعف متعدد از جمله آسیب پذیری نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و محدودیت ذخایر مهمات و موشک رهگیر آمریکا را اثبات کرد. در چنین شرایطی که احتمال صلح پایدار بسیار ضعیف است و رویارویی دوباره نظامی قریب الوقوع است، آیا آمریکا و متحدانش می توانند از تکرار خسارت های فراخ ممانعت نمایند؟
پیش بینی مرکز امنیت آمریکا از نتیجه رویارویی جدید میان دو کشور نکات قابل تاملی را پیش روی ما قرار می دهد. استیسی پتیجان و فیلیپ شیرز از مرکز امنیت آمریکای نوین، دو بازی جنگی را با سناریویی در اواخر سال ۲۰۲۷ مورد توجه قرار داده است که بر اساس آن یک عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران دور تازهای از درگیری را بدنبال خواهد داشت آنهم بر اساس این پیش فرض که تا آن زمان روسیه و چین به بازسازی و ارتقای زرادخانه موشکی و پهپادی ایران کمک کردهاند و ایران نیز برخی تاکتیکهای عملیاتی روسیه را برای افزایش کارآمدی حملات خود به کار گرفته است. از سوی دیگر، فرض شده آمریکا و شرکای منطقهای آن نیز سامانههای دفاعی بیشتری در اختیار دارند و ذخایر موشکهای پاتریوت، تاد، اسام-۳ و اسام-۶ را تا حدی بازسازی کردهاند. با این حال، حتی با در نظر گرفتن این شرایط نسبتاً مطلوب برای طرف آمریکایی، نتیجه هر دو بازی جنگی برای آمریکا و متحدانش دشوار بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش، ایران و نیروهای همسو با آن در هر دو سناریو، توانسته طی همان روزهای نخست، خسارت قابل توجهی به اهداف منتخب وارد کرده و با موشکهای بالستیک باندهای فرودگاهها را هدف قرار داده و با پهپادها و موشکهای کروز به انبارها، سوخت، هواپیماها و رادارهای پدافندی حمله نماید.
پایگاههای آمریکا برای مدتی از کار افتادند و پایگاههای هوایی اسرائیل نیز با اختلال مواجه شدند. حملات همچنین زیرساختهای حیاتی اسرائیل از جمله شبکه برق و یک تأسیسات آبشیرینکن را هدف قرار دادند و باعث قطعی برق و سهمیهبندی آب شدند یکی از مهمترین یافتههای بازیهای جنگی، ظرفیت ایران برای افزایش حجم حملات و تمرکز آنها بر تعداد محدودی هدف بود. در جریان جنگ ۲۰۲۶، ایران بهطور متوسط روزانه حدود ۳۰ تا ۵۰ موشک و ۱۰۰ پهپاد را در سراسر منطقه شلیک کرده بود. اما در سناریوهای بازی جنگی، نیروهای «قرمز» گاهی ۱۵۰ تا ۳۰۰ سلاح را تنها به سمت یک هدف شلیک کردند. چنین حملاتی میتواند ذخایر آماده موشکهای رهگیر را با سرعت زیادی مصرف کند؛ زیرا سامانههای دفاعی برای مقابله با موجهای متوالی حملات به زمان و مهمات کافی نیاز دارند.
رویکرد امروز مرکز امنیت آمریکا برخلاف نگرشی است که این مرکز و سایر موسسات و نهادهای بین المللی درباره نتایج جنگ میان ایران و آمریکا ارائه می دادند.
قبل از آغاز جنگ 12 روزه و 40 روزه عموماً مراکز و موسسات تحقیقاتی و آینده پژوهی بین المللی پیش بینی های دیگری از نتیجه رویارویی ایران و آمریکا ارائه می دادند و امروز بدلیل عملکرد موفق نیروهای نظامی ایران در تقابل های گذشته پیش بینی های خود را تصحیح کرده و سخنی از «شکست حتمی ایران» به میان نیاورده و پیروزی قریب الوقوع ایران را یک نتیجه مسلم می دانند.
0نظر