به گزارش سراج24؛ اینکه معظم له در بخش دیگری می فرمایند: «هر اقدام در هر یک از کلانعرصهها باید با ملاحظه پیوست انسجام اجتماعی صورت بگیرد» بدان معناست که « همبستگی یا انسجام» را به عنوان یک اصل بنیادین و محوری در تمام تصمیمگیری معرفی می نمایند.
تاکید اینچنینی در شرایطی صورت می گیرد که جامعه ایرانی با تمام تنوع فرهنگی، اجتماعی و مذهبی و قومیتی بعد از جنگ 12 روزه و جنگ رمضان یکی از مهمترین طراحی های آمریکا-اسرائیل را با چالش های عدیده ای روبرو ساخته است، به طوری که ایجاد شورش های خیابانی بویژه در مراکز استان ها و شهرهای مرزی یا مُستعِد آشوب آنهم به بهانه مشکلات گرانی، تورم و بیکاری با بن بستی به نام «انسجام اجتماعی» روبرو شده است.
جامعه ایرانی می بایست برای «ایجاد» چنین انسجام اجتماعی به خود ببالد اما مهمتر از آن، «ثبات» و«استمرار» همبستگی شکل گرفته در جامعه در طی هفته ها و ماههای پیش روست کمااینکه شواهد و قرائن نشان می دهد که طرح پیشین آمریکایی ها برای ایجاد انشقاق اجتماعی و گسست قومیتی در نقاظ مختلف کشور همچنان مورد توجه و در دست اجراست.
«ایجاد چنددستگی اجتماعی» و تبدیل آن به «شکاف میان حاکمیت با مردم» را غرب با شکل گیری برخی از رخدادهای سیاسی-اجتماعی در دهه های گذشته تبدیل به یک راهبرد ثابت کرد و تا به امروز به نتیجه بخش بودن آن امیدوار است.
پس از شهرآشوب تیرماه سال 78 و بویژه فتنه سال 88 دستگاه های محاسبه سنجش غربی و بویژه آمریکایی ها به این برآورد رسیدند که می توانند با بکارگیری و پیاده سازی طرح هایی امنیتی-اقتصادی، ضمن ایجاد نارضایتی های گسترده در ایران در گام بعد «دوقطبی سازی اجتماعی» را شکل داد و آن را در گام بعد به «دوقطبی حاکمیت-مردم» تبدیل کرد.
ریچارد نفو در کتاب مشهور خود «هنر تحریم ها» ضمن اشاره به راهبرد مورد اشاره، تاثیر تحریم-فشارهای اقتصادی بر شکل گیری چنددستگی اجتماعی و نهایتاً ایجاد نافرمانی اجتماعی و تقابل حاکمیت-مردم را مورد واکاوی قرار می دهد.
در سالهای بعد و بویژه در سال های 96 و98 آمریکایی ها ایده «شکل گیری چند دستگی اجتماعی» با هدف ایجاد شورش های اجتماعی در ایران را به روزرسانی کردند و با تشدید تحریم های بین المللی، مشکلات اقتصادی و معیشتی افزایش یافت و شورش های اجتماعی در گستره بیشتری بازتولید شد. غائله های سال های 96 و 98 این امیدواری را در تصمیم گیران و تصمیم سازان آمریکایی بوجود آورد که تشدید تحریم، همگونی جامعه ایرانی را تضعیف و به رویارویی با حاکمیت تبدیل می کند.
از مهمترین دلایل تجاوز امریکا در جنگ رمضان نیز پیروی از همین الگوی ثابت بود؛ مبنی بر اینکه گرانی و رکود ناشی از تحریم و سوءمدیریت بازار را ملتهب نمود، گروهی از مردم به ستوه آمدند و بهانه برای اغتشاشگران فراهم شد تا حوادث دی ماه شکل بگیرد؛ حوادثی که بهانه مناسبی برای تجاوز نظامی به ایران را فراهم کرد. اینکه در حین بمباران شهرها در جنگ رمضان بارها نتانیاهو و ترامپ تلاش می کنند تا جامعه ایرانی را ترغیب به شورش اجتماعی کرده و خطاب به مردم ایران می گویند که کار نیمه تمام را شما تمام کنید! ناشی از همین رویکرد است.
بعد از گذشته 6 ماه از آغاز جنگ رمضان و 47 سال از آغاز انقلاب اسلامی، ترامپ و همفکران وی در کاخ سفید همچنان به دنبال «چندپاره سازی اجتماعی در ایران» و نهایتا «رویارویی مستقیم حاکمیت-مردم» هستند به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب از لزوم حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از مواضع و رفتاری که می تواند چنین اولویت مهمی را تضعیف کند سخن به میان می آورند.
دلیل آن نیز مشخص است، آمریکا با تشدید تحریم های بین المللی این بار در قالب «طرد اقتصادی ایران» به دنبال ایجاد نارضایتی اجتماعی با هدف تضعیف همگرایی ملی و دوقطبی سازی حاکمیت-مردم است و در چنین شرایطی باید بیش از هر زمان دیگری از ابراز مواضع یا روش های که می تواند اتحاد ملی را دچار تهدید می کند احراز نمود.
دوگانه سازی های جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی و نظایر آن می تواند سطح تخاصم را از بین سیاستمداران به اقشار مختلف جامعه تسری داده و بستر غائله های اجتماعی و سیاسی را فراهم سازد بنابراین با شناخت راهبرد دشمن باید نسبت به آنچه معظم له فرموده اند توجهی دوچندان کرد.
0نظر