به گزارش سراج24؛ در بخشی از این پیام با اشاره به ابعاد جنگ و ضرورت آمادگی برای ادامه مقابله با دشمن بیان می شود: «در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و بهشدت در آن آسیبپذیر خواهد بود، مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح انجام خواهد شد.»
این گزاره بیش از آنکه یک تهدید صرف باشد، نمایانگر خلاقیت و آینده نگری تصمیم گیران نظام بود که بارقه های آن را می توان از رخدادهای فعلی منطقه بخوبی درک کرد. رهبری در گزاره مورد اشاره تاکید می کند «چنانچه جنگ استمرار یابد» و امروز که 6 ماه از جنگ گذشته و امریکا اراده ای برای پایان قطعی آن ندارد، باید با فتح جبهه جدید او را وادار کرد تا پذیرش شکست و عقب نشینی دائم کرد. در واقع صبر استراتژیک چاشنی تصمیم امروز مبنی بر بازشدن جبهه های جدید بوده است و همین مسئله نشان می دهد که حاکمیت درک درست و شناخت مناسبی از پروژه ها و راهبردهای جنگی دشمن داشته است مخصوصاً آنکه نظام با توجه به تحلیل درست خود مبنی بر طولانی بودن جنگ، اسیر تصمیمات عجولانه نشده است و بسته به مقتضیات زمانی و مکانی تصمیمی مبنی بر تقابل با استکبار در سطح جدیدی اتخاذ کرده است.
ورود انصارالله یمن به کارزار جنگ با متحدان امریکا، تحقق وعده 6 ماه قبلی است که اثبات می کند نظام راهبرد مناسبی برای ادامه جنگ در نظر گرفته است و تلاش دارد به این واسطه قدرت چانه زنی خود در مذاکرات احتمالی آینده را تقویت کند و آمریکا را به پذیرش پایان تحقیرآمیز جنگ ترغیب نماید.
یعنی همانگونه که در روزهای نخست جنگ رمضان با ایجاد نوآوری در نوع و کیفیت تقابل با آمریکا-اسرائیل نظیر «کنترل و نظارت هوشمندانه تنگه هرمز» و «مورد هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای عرب منطقه» توانست محاسبات دشمن را دچار تغییرات اساسی کرده و دکترین نظامی آنها را به سخره بگیرد امروز نیز درصدد است که با بهره گیری از جبهه های جدید، برگ های برنده متناسب با شرایط فعلی و برای تحمیل شکست جدید به طرف مقابل تولید کرده و بکار بگیرد.
در دست گرفتن «ابتکار عمل جنگ» با «تولید برگ برنده جدید» که اساساً طرف مقابل نسبت به «وجود» و یا «بکارگیری آن توسط ایران» جاهل است، می تواند سرنوشت یک جنگ و برنده و بازنده آن را تغییر دهد. کمااینکه به مخیله استراتژیست های امریکایی نیز خطور نمی کرد که ایران بتواند همزمان که سرزمین های اشغالی را مورد هدف موشکی و پهپادی قرار می دهد، به کیفیت خیره کننده بتواند تام پایگاههای نظامی و مراکز لجستیک و فرماندهی آمریکا در کشورهای عربی را مستمراً مورد هدف قرار بدهد یا تنگه هرمز را با صلابت مورد نظارت وکنترل قرار بدهد؛ و البته جهل امریکایی ها نسبت به توانمندی ایران بویژه در دو مورد یاد شده سرنوشت جنگ رمضان را تعیین کرد.
امروز نیز در شرایطی که ترامپ و مشاورانش در تدارک آن هستند که از یکسو قیمت نفت را با به تعویق انداختن دور بعدی جنگ کنترل کرده و با وعده های پولی و اقدامات روانی درصدد پیروزی در انتخابات میان دوره ای کنگره هستند، ناگهان ایران برگ برنده جدیدی به نام «استیلای انصارالله بر تنگه باب المندب» را روی میز قرار می دهد؛ برگی که معادلات کاخ سفید را دست کم تا هفته ها دستخوش تغییرات جدی قرار می دهد و ادامه جنگ را برای آمریکایی ها با هزینه های هنگفت ناشی از بستن دو تنگه مهم روبرو خواهد ساخت.
اینکه رهبری در پیام خود تاکید می کنند که جمهوری اسلامی به فراخور شرایط جبهه های جدیدی را باز می کند یعنی ایران آموخته است برای شکست ایالات متحده باید به جای محدود ماندن در میدانهایی که او تعریف و با طراحی های چندلایه درصدد تحمیل شکست به توست، باید زمین بازی را بر اساس قواعد جمهوری اسلامی تغییر و تعریف کرد. یعنی جنگ فعلی به حوزهای منتقل شده است که طرف مقابل تجربه و آمادگی کمتری برای مواجهه با آن دارد و به همین دلیل است که آمریکا و متحدان منطقه اش فعلا پلن مطمئنی برای تقابل با انصارالله به عنوان یک جبهه جدید ندارند و این نوید بحران های جدیدی برای کاخ سفیدی است که برای خروج آبرومندانه از جنگ با ایران همچنان سردرگم است.
تجربه «بدست آوردن ابتکار عمل در جنگ رمضان توسط ایران» آمریکا را ترسانده و اکنون که ایران با بسط دادن میدان جنگ تا تنگه باب المندب بار دیگر بدنبال بدست آوردن ابتکار عمل است، سعی می کند دست کم تا آبان ماه با احتیاط دوچندان به رخدادهای منطقه ای نگاه کرده و دست کم آن را کنترل کند و چنانچه رویدادهای فعلی غرب آسیا قابل کنترل نباشد و قبل از آنکه متغیرهایی مانند قیمت نفت به شکست حزب متبوع وی بینجامد، به ناچار گزینه جنگ را روی میز قرار دهد تا از فرورفتن در باتلاق بیشتر جلوگیری کند.
0نظر