پایان عصرِ «کنترل از راه دور خاورمیانه»!

خروجی جنگ رمضان دست کم تاکنون، تغییر نظم سابق منطقه غرب آسیاست، تا جایی که امریکا بواسطه شکستی که در جنگ تجربه کرده است، هیبت و تفاخر سابق را در بین افکار عمومی و بویژه مقامات کشورهای همپیمان ندارد؛ چرا که امنیت سربازان و پایگاههای خود را نیز نمی تواند تامین کند و چنین کشوری چگونه می تواند برای مردم سایر کشورها امنیت را به ارمغان بیاورد.

به گزارش سراج24؛ یکی از دستاوردهای جنگ 12 روزه و جنگ رمضان را باید پایان سلطه ایالات متحده آمریکا در منطقه غرب آسیا دانست. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و افزایش نفوذ گفتمانی انقلاب در بسیاری از کشورهای منطقه، این نگرانی را برای هیات حاکمه آمریکا بدنبال آورد که ادامه روند اینچنینی منتهی به آن خواهد شد که ایران تبدیل به یک قدرت منطقه ای خواهد شد و بعد از تثبیت چنین وضعیتی، آمریکا توان تقابل با ایران را نخواهد داشت. ایجاد تشکیلاتی به نام محور مقاومت توانست نگرانی های آمریکا در روند قدرت گیری ایران را وارد مرحله جدیدی سازد و تصمیم گیران این کشور را به این باور برساند که برای کنترل روند قدرتمند شدن ایران باید به گزینه نظامی فکر کرد.

اساس جنگ افروزی سال گذشته آمریکا- اسرائیل علیه کشورمان نیز همین مسئله است؛ یعنی اساساً مشکل آمریکا با ایران حول پرونده هسته ای و نظایر آن نیست بلکه آنچه منافع آمریکا در خاورمیانه را با مخاطرات جدی روبرو ساخته است ماهیت انقلاب اسلامی است که بر اساس آن ایران به سطحی از توانمندی رسیده است که با تحریم و اعمال فشارهای بین المللی نمی توان قدرت روزافزون ایران را متوقف کرد و ضرورتاً باید به سمت گزینه نظامی متمایل شد. 

برخلاف برآوردهای دستگاههای اطلاعاتی و نظامی آمریکا جنگ چنین هدفی را محقق نساخته است بلکه نتایج معکوس و دردآوری را برای غرب نیز به همراه داشته است، به طوریکه با تجاوز ارضی به ایران نه تنها حاکمیت سیاسی کشور دچار فروپاشی نشد، جغرافیای کشور دستخوش تغییر قرار نگرفت و روند قدرت گیری ایران متوقف نشد بلکه به گواه بسیاری از استراتژیست های غربی یکی از آثار قطعی جنگ، افزایش قدرت نظامی، گفتمانی و ژئوپولتیک ایران است. در واقع تکنیک و تاکتیک های بکارگرفته شده ایران در جنگ منتهی به آن شده است که سایر کشورها و حتی افکار عمومی دنیا به این برآورد برسند که ایران با تحریم های 50 ساله توانسته است با 2 کشور اتمی دنیا وارد جنگ مسلحانه شده و خود را در سطح یک ابرقدرت معرفی نماید.

خروجی جنگ رمضان دست کم تاکنون، تغییر نظم سابق منطقه غرب آسیاست، تا جایی که امریکا بواسطه شکستی که در جنگ تجربه کرده است، هیبت و تفاخر سابق را در بین افکار عمومی و بویژه مقامات کشورهای همپیمان ندارد؛ چرا که امنیت سربازان و پایگاههای خود را نیز نمی تواند تامین کند و چنین کشوری چگونه می تواند برای مردم سایر کشورها امنیت را به ارمغان بیاورد. و در مقابل پیروزی ایران در جنگ به بسیاری از سیاستمداران دنیا اثبات کرد که جایگاه ایران در اثربخشی به تحولات مهم منطقه غرب آسیا راهبردی و غیرقابل انکار است.

اکونومیست نیز در یادداشتی فراتر از کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه از «پایان نقش واشنگتن به‌عنوان معمار نظم خاورمیانه» سخن به میان می آورد. تحلیل این رسانه معتبر غربی نمایانگر این مسئله است که سطح توانمندی ایران، محاسبات راهبردی ایالات متحده را دچار تحول وارونه کرده است بطوریکه زمان «کنترل از راه دور خاورمیانه» توسط آمریکا به پایان رسیده است و این ایران است که آمریکایی ها را وادار ساخته هم پایگاهها و سربازان خود و هم میز کار خود را از خاورمیانه را به واشنگتن منتقل کنند.

اینکه اکونومیست از احتمال کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه می گوید برخلاف سخنان بسیاری از کارشناسان و رسانه های داخلی است که قبل و حین جنگ اخیر، ایران را کشوری از پیش شکست خورده تلقی کرده و تلاش داشتند پایان دهنده عصر جمهوری اسلامی ایران را شخص ترامپ معرفی نمایند! شخصی که بر خلاف تمام ادعای حامیان داخلی و خارجی اش، بدلیل هزینه های هنگفت نه براحتی توان از سرگیری جنگ را دارد و نه زبانی که بواسطه آن خود را پیروز جنگ معرفی کند و کماکان عاجز از بازگشایی تنگه هرمزی که قبل از جنگ رفت و آمد تجاری در آن عادی بود و امروز بازگشایی از آن یک دستاورد بی نظیر جنگی محسوب می شود!

اخبار مرتبط