بررسی انزوای اسرائیل در جمع کشورها؛

پشت پرده یک سفر؛ از قدرت‌نمایی تا هراس

سفر نتانیاهو به نیویورک، برخلاف طراحی واشنگتن و تل‌آویو، به صحنه آشکارشدن انزوای جهانی اسرائیل تبدیل شد؛ در مقابل، حضور فعال هیأت ایرانی، سخنرانی پزشکیان و ابتکارهای دیپلماتیک تهران، روایت دیگری از قدرت، مقاومت و دیپلماسی ایران رقم زد.

به گزارش سراج24؛ سفر هیأت جمهوری اسلامی ایران به نیویورک، از سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل تا صف طولانی دیدارها و رایزنی‌های دیپلماتیک، تنها یک حضور معمول دیپلماتیک نبود؛ بلکه نمایش چهره‌ای متفاوت از دیپلماسی ایران و تبلور هم‌زمان قدرت سیاسی، میدان و افکار عمومی بود. در سوی دیگر، حضور بنیامین نتانیاهو در شرایطی رقم خورد که به‌جای نمایش اقتدار، بیش از هر چیز نشانه‌های انزوای فزاینده رژیم صهیونیستی را آشکار کرد.

نتانیاهو آمده بود تا سازمان ملل را به سکویی برای نمایش قدرت، دستاوردسازی و حتی اهداف انتخاباتی خود تبدیل کند و با ترساندن جامعه صهیونیستی از پیامدهای فقدان او در قدرت، تصویری از یک رهبر ناگزیر ارائه دهد؛ اما این سفر، برخلاف محاسبات او، با پرسش‌های سنگین‌تری درباره آینده سیاسی و موقعیت جهانی اسرائیل همراه شد.

حتی محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی آمریکا علیه هیأت‌های ایرانی و برخی کشورهای اسلامی، در کنار ممانعت از حضور برخی چهره‌ها در نشست، نتوانست آن‌گونه که طراحان آن انتظار داشتند، فضای سازمان ملل را مدیریت کند. حضور مقتدرانه پزشکیان، طرح مواضع ایران، عملکرد فعال دستگاه دیپلماسی و نمایش قدرت ملی، معادله را از سطح یک رویارویی تبلیغاتی فراتر برد.

چارچوب، شالوم یروشالمی، تحلیلگر سیاسی صهیونیست، درباره سفر نتانیاهو به نیویورک نوشته است که این شهر دیگر برای او مانند گذشته نیست و بیم بازداشت، حتی امکان ماندن یک شب در آن را برایش دشوار کرده است. فرود هواپیمای او در فرودگاهی نظامی دورافتاده و هم‌زمانی آن با اعتراض‌های ضداسرائیلی در خیابان‌های نیویورک، بر این تصویر سایه افکند.

نیویورک؛ از تریبون اقتدار تا صحنه انزوای اسرائیل

نتانیاهو در حالی تلاش کرد تصویری از قدرت و دستاوردهای گسترده اسرائیل ارائه دهد که فضای عمومی سازمان ملل، صحنه دیگری را به نمایش گذاشت. انتقادهای گسترده از عملکرد رژیم صهیونیستی، اتهام‌های مرتبط با جنایت و نسل‌کشی و درخواست برای پاسخ‌گویی سران این رژیم، نشان داد که روایت رسمی تل‌آویو با چالش‌های جدی در افکار عمومی جهانی روبه‌روست.

در اقدامی اعتراضی نیز نمایندگان ۷۷ کشور هنگام آغاز سخنرانی نتانیاهو سالن مجمع عمومی را ترک کردند؛ رخدادی که به یکی از تصاویر برجسته این نشست تبدیل شد. حتی خودداری ترامپ از دیدار با نتانیاهو، در شرایطی که واشنگتن از حامیان اصلی اسرائیل محسوب می‌شود، بر پیچیدگی فضای سیاسی پیرامون این سفر افزود.

وال‌استریت ژورنال نیز به نقل از یاکوف کاتز، پژوهشگر مؤسسه سیاست مردم یهود، نوشت که نتانیاهو به‌گونه‌ای دیده می‌شود که برقراری ارتباط بسیاری از کشورها با اسرائیل را دشوار کرده است. در نقطه مقابل، هیأت ایرانی با برنامه‌ای فشرده از دیدار و رایزنی با مقاماتی از قاره‌های مختلف، از جمله کشورهای اروپایی، حضور فعالی در نیویورک ثبت کرد.

پنج ضربه به روایت واشنگتن و تل‌آویو

در حالی که تلاش‌هایی برای القای تصویری شکست‌خورده و منزوی از ایران صورت گرفت، سخنان پزشکیان، ابتکارهای دیپلماتیک هیأت ایرانی و نمایش هم‌زمان قدرت ملی، این تصویرسازی را با چالش مواجه کرد.

نخست، نمایش تصویر رهبر انقلاب و دانش‌آموزان قربانی میناب و لامرد، توجه افکار عمومی را به آنچه ایران جنایت‌های ضدبشری آمریکا و اسرائیل می‌داند جلب کرد. تأکید بر دوگانگی در موضوع هسته‌ای و اشاره به نسل‌کشی در غزه نیز بخش دیگری از این روایت بود.

دوم، تأکید رئیس‌جمهور بر اینکه ایران تسلیم نخواهد شد و از خود دفاع خواهد کرد، در کنار تأکید بر امنیت مشترک کشورهای منطقه، پیام روشنی درباره استمرار سیاست بازدارندگی ایران ارائه داد. مواضع رضایی درباره شروط مذاکراتی و پیامدهای محدودیت پروازی نیز همین چارچوب را تکمیل کرد.

سوم، تأکید پزشکیان بر اینکه ایران از دیپلماسی فرار نمی‌کند و در صورت پایبندی طرف مقابل به تعهداتش، به تعهدات خود وفادار خواهد ماند، تصویری متفاوت از روایت ارائه‌شده از سوی واشنگتن و تل‌آویو ترسیم کرد.

چهارم، تبدیل حضور مردم در خیابان‌ها به بخشی از قدرت ملی و دیپلماسی عمومی ایران، نشان داد که میدان افکار عمومی نیز در این رویارویی نقشی تعیین‌کننده دارد.

پنجم، تأکید بر عدالت به‌عنوان مبنای نظم منطقه‌ای و جهانی، بحث درباره ساختار موجود قدرت را از سطح مناقشه ایران و اسرائیل فراتر برد و آن را به پرسشی درباره نظم جهانی و چندجانبه‌گرایی تبدیل کرد.

وقتی تصویر شهید سلیمانی از سخنرانی نتانیاهو پیشی گرفت
یکی از نمادین‌ترین لحظات این رویارویی رسانه‌ای، هنگام سخنرانی نتانیاهو رقم خورد؛ زمانی که هیأت ایرانی سالن را ترک کرد و تصویر سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی را در جایگاه قرار داد. این اقدام، به‌عنوان یک کنش نمادین، توجه افکار عمومی را از سخنان نتانیاهو به پیام سیاسی و معنایی حضور آن تصویر معطوف کرد.

در نهایت، سفر نتانیاهو به نیویورک، در روایت ارائه‌شده از سوی ایران، با مسئله‌ای فراتر از یک سخنرانی سیاسی گره خورد: مسئولیت جامعه جهانی در قبال جنگ، جنایت و کشتار غیرنظامیان. اعترافات و اظهارات مطرح‌شده درباره عملیات نظامی علیه ایران و فلسطین، از نگاه تهران، ضرورت پاسخ‌گویی و پیگیری حقوقی را برجسته می‌کند.

تداوم سکوت یا بی‌عملی نهادهای بین‌المللی، در این چارچوب، می‌تواند اعتماد کشورها به سازوکارهای موجود را بیش از پیش تضعیف کند؛ چنان‌که ایران نیز بر ضرورت اتکا به ظرفیت‌های بومی برای تأمین امنیت خود و مشارکت در امنیت غرب آسیا تأکید دارد. آنچه در نیویورک رخ داد، بنابراین، صرفاً رقابت دو سخنرانی نبود؛ بلکه تقابل دو روایت درباره قدرت، امنیت، عدالت و آینده نظم جهانی بود.

 پشت پرده یک سفر؛ از قدرت‌نمایی تا هراس
سفر نتانیاهو به نیویورک، برخلاف طراحی واشنگتن و تل‌آویو، به صحنه آشکارشدن انزوای جهانی اسرائیل تبدیل شد؛ در مقابل، حضور فعال هیأت ایرانی، سخنرانی پزشکیان و ابتکارهای دیپلماتیک تهران، روایت دیگری از قدرت، مقاومت و دیپلماسی ایران رقم زد.
پشت پرده یک سفر؛ از قدرت‌نمایی تا هراس
حدیدنیوز: سفر هیأت جمهوری اسلامی ایران به نیویورک، از سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل تا صف طولانی دیدارها و رایزنی‌های دیپلماتیک، تنها یک حضور معمول دیپلماتیک نبود؛ بلکه نمایش چهره‌ای متفاوت از دیپلماسی ایران و تبلور هم‌زمان قدرت سیاسی، میدان و افکار عمومی بود. در سوی دیگر، حضور بنیامین نتانیاهو در شرایطی رقم خورد که به‌جای نمایش اقتدار، بیش از هر چیز نشانه‌های انزوای فزاینده رژیم صهیونیستی را آشکار کرد.

نتانیاهو آمده بود تا سازمان ملل را به سکویی برای نمایش قدرت، دستاوردسازی و حتی اهداف انتخاباتی خود تبدیل کند و با ترساندن جامعه صهیونیستی از پیامدهای فقدان او در قدرت، تصویری از یک رهبر ناگزیر ارائه دهد؛ اما این سفر، برخلاف محاسبات او، با پرسش‌های سنگین‌تری درباره آینده سیاسی و موقعیت جهانی اسرائیل همراه شد.

حتی محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی آمریکا علیه هیأت‌های ایرانی و برخی کشورهای اسلامی، در کنار ممانعت از حضور برخی چهره‌ها در نشست، نتوانست آن‌گونه که طراحان آن انتظار داشتند، فضای سازمان ملل را مدیریت کند. حضور مقتدرانه پزشکیان، طرح مواضع ایران، عملکرد فعال دستگاه دیپلماسی و نمایش قدرت ملی، معادله را از سطح یک رویارویی تبلیغاتی فراتر برد.

چارچوب، شالوم یروشالمی، تحلیلگر سیاسی صهیونیست، درباره سفر نتانیاهو به نیویورک نوشته است که این شهر دیگر برای او مانند گذشته نیست و بیم بازداشت، حتی امکان ماندن یک شب در آن را برایش دشوار کرده است. فرود هواپیمای او در فرودگاهی نظامی دورافتاده و هم‌زمانی آن با اعتراض‌های ضداسرائیلی در خیابان‌های نیویورک، بر این تصویر سایه افکند.

نیویورک؛ از تریبون اقتدار تا صحنه انزوای اسرائیل

نتانیاهو در حالی تلاش کرد تصویری از قدرت و دستاوردهای گسترده اسرائیل ارائه دهد که فضای عمومی سازمان ملل، صحنه دیگری را به نمایش گذاشت. انتقادهای گسترده از عملکرد رژیم صهیونیستی، اتهام‌های مرتبط با جنایت و نسل‌کشی و درخواست برای پاسخ‌گویی سران این رژیم، نشان داد که روایت رسمی تل‌آویو با چالش‌های جدی در افکار عمومی جهانی روبه‌روست.

در اقدامی اعتراضی نیز نمایندگان ۷۷ کشور هنگام آغاز سخنرانی نتانیاهو سالن مجمع عمومی را ترک کردند؛ رخدادی که به یکی از تصاویر برجسته این نشست تبدیل شد. حتی خودداری ترامپ از دیدار با نتانیاهو، در شرایطی که واشنگتن از حامیان اصلی اسرائیل محسوب می‌شود، بر پیچیدگی فضای سیاسی پیرامون این سفر افزود.

وال‌استریت ژورنال نیز به نقل از یاکوف کاتز، پژوهشگر مؤسسه سیاست مردم یهود، نوشت که نتانیاهو به‌گونه‌ای دیده می‌شود که برقراری ارتباط بسیاری از کشورها با اسرائیل را دشوار کرده است. در نقطه مقابل، هیأت ایرانی با برنامه‌ای فشرده از دیدار و رایزنی با مقاماتی از قاره‌های مختلف، از جمله کشورهای اروپایی، حضور فعالی در نیویورک ثبت کرد.

پنج ضربه به روایت واشنگتن و تل‌آویو

در حالی که تلاش‌هایی برای القای تصویری شکست‌خورده و منزوی از ایران صورت گرفت، سخنان پزشکیان، ابتکارهای دیپلماتیک هیأت ایرانی و نمایش هم‌زمان قدرت ملی، این تصویرسازی را با چالش مواجه کرد.

نخست، نمایش تصویر رهبر انقلاب و دانش‌آموزان قربانی میناب و لامرد، توجه افکار عمومی را به آنچه ایران جنایت‌های ضدبشری آمریکا و اسرائیل می‌داند جلب کرد. تأکید بر دوگانگی در موضوع هسته‌ای و اشاره به نسل‌کشی در غزه نیز بخش دیگری از این روایت بود.

دوم، تأکید رئیس‌جمهور بر اینکه ایران تسلیم نخواهد شد و از خود دفاع خواهد کرد، در کنار تأکید بر امنیت مشترک کشورهای منطقه، پیام روشنی درباره استمرار سیاست بازدارندگی ایران ارائه داد. مواضع رضایی درباره شروط مذاکراتی و پیامدهای محدودیت پروازی نیز همین چارچوب را تکمیل کرد.

سوم، تأکید پزشکیان بر اینکه ایران از دیپلماسی فرار نمی‌کند و در صورت پایبندی طرف مقابل به تعهداتش، به تعهدات خود وفادار خواهد ماند، تصویری متفاوت از روایت ارائه‌شده از سوی واشنگتن و تل‌آویو ترسیم کرد.

چهارم، تبدیل حضور مردم در خیابان‌ها به بخشی از قدرت ملی و دیپلماسی عمومی ایران، نشان داد که میدان افکار عمومی نیز در این رویارویی نقشی تعیین‌کننده دارد.

پنجم، تأکید بر عدالت به‌عنوان مبنای نظم منطقه‌ای و جهانی، بحث درباره ساختار موجود قدرت را از سطح مناقشه ایران و اسرائیل فراتر برد و آن را به پرسشی درباره نظم جهانی و چندجانبه‌گرایی تبدیل کرد.

وقتی تصویر شهید سلیمانی از سخنرانی نتانیاهو پیشی گرفت
یکی از نمادین‌ترین لحظات این رویارویی رسانه‌ای، هنگام سخنرانی نتانیاهو رقم خورد؛ زمانی که هیأت ایرانی سالن را ترک کرد و تصویر سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی را در جایگاه قرار داد. این اقدام، به‌عنوان یک کنش نمادین، توجه افکار عمومی را از سخنان نتانیاهو به پیام سیاسی و معنایی حضور آن تصویر معطوف کرد.

در نهایت، سفر نتانیاهو به نیویورک، در روایت ارائه‌شده از سوی ایران، با مسئله‌ای فراتر از یک سخنرانی سیاسی گره خورد: مسئولیت جامعه جهانی در قبال جنگ، جنایت و کشتار غیرنظامیان. اعترافات و اظهارات مطرح‌شده درباره عملیات نظامی علیه ایران و فلسطین، از نگاه تهران، ضرورت پاسخ‌گویی و پیگیری حقوقی را برجسته می‌کند.

تداوم سکوت یا بی‌عملی نهادهای بین‌المللی، در این چارچوب، می‌تواند اعتماد کشورها به سازوکارهای موجود را بیش از پیش تضعیف کند؛ چنان‌که ایران نیز بر ضرورت اتکا به ظرفیت‌های بومی برای تأمین امنیت خود و مشارکت در امنیت غرب آسیا تأکید دارد. آنچه در نیویورک رخ داد، بنابراین، صرفاً رقابت دو سخنرانی نبود؛ بلکه تقابل دو روایت درباره قدرت، امنیت، عدالت و آینده نظم جهانی بود.

 

اخبار مرتبط