تحلیلی بر ابطال مقصرنمایی داخلی در اندیشکده آمریکایی!

ابطال روایت جعلی | روایتی که ضعف را جای قدرت می‌نشاند 

ادعای نسبت‌دادن فروپاشی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به اقدامات داخلی در ایران، در حالی مطرح می‌شود که تحلیل اندیشکده آمریکایی چتم‌هاوس انتقادات داخلی آمریکا از تفاهم‌نامه و نقشه واشنگتن و اسرائیل برای نقض مفاد تفاهم‌نامه و برهم زدن آن را روایت می‌کند.

به گزارش سراج24؛ مقصرنمایی داخلی از جمله سناریوهای جریان اصلاحات و اعتدال است که با آن جریان‌های سیاسی و حتی قوای نظامی را تخریب می کنند.

هدف سناریو مقصرنمایی داخلی چیست؟
این سناریو علاوه بر اینکه سعی دارد شکست‌های پی‌درپی رویکرد اصلاحات و اعتدالیون را توجیه کند، از سوی دیگر به تطهیر و پوشاندن تحرکات غرب علیه کشورمان اقدام می‌کند‌.

سناریو مقصرنمایی داخلی اینطور وانمود و روایت می‌کند که برخی از گروه‌ها و تصمیمات داخلی سبب ایجاد تحریم و جنگ شده و اگر آمریکا به توافقاتی مثل برجام پایبند نبوده باید آن را در داخل علت یابی کرد نه عملکرد آمریکا!

مقصرنمایی داخلی این‌بار از زبان یک فرد با سابقه خاص
این سناریو حتی پس از جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران نیز بازهم از سوی اصلاح‌طلبان و همراهانشان به سمت جامعه پمپاژ می‌شود.

اخیراً «یاشار سلطانی» طی ادعایی عنوان کرده که «یک عده‌ای که در پشت صحنه معادلات اقتصادی ایران از جمله فروش نفت هستند (که جامعه آنها را با عنوان تراستی‌ها بیشتر می‌شناسد)، در هفته‌ی تشییع و تدفین امام شهید، به نفتکش‌ها در تنگه هرمز حمله کرده‌اند و باعث فروریختن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد شده‌اند تا منافع اقتصادی خود را دنبال کنند!»

ادعای این فرد با سابقه سخن پراکنی مشخص، از این وجه قابل تأمل است که وی بهم خوردن توافق اسلام آباد را به کنش داخلی ایران نسبت می‌دهد نه آمریکا! 

بازهم پروژه مقصرنمایی داخلی به ظاهر برای حمله به تراستی‌ها صورت می‌گیرد اما در واقع وی سعی دارد سیاست داخلی ایران را مورد هدف قرار دهد.

بده بستان فرناز فصیحی و یاشار سلطانی 
اخیراً روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز به قلم یک زن ایرانی‌تبار با نام «فرناز فصیحی» در خصوص حملات ایران به کشتی‌های متخلف در تنگه هرمز پس از دوران آتش‌بس روایتی را مطرح کرده که همان روایت از زبان سلطانی در ایران بازپخش شده است.

فصیحی که در کارنامه کاری خود کلکسیونی از دروغ ها علیه ایران را دارد و حتی ضدانقلاب نیز وی را دروغ پرداز می‌داند، مدعی شده که پس از تفاهم‌نامه، ایران آتش‌بس را با چند شلیک نقض کرده است‌. 

فصیحی در این گزارش مدعی شد: «یک جناح تندرو حاشیه‌ای، تصمیم گرفت به‌تنهایی عمل کند» و دراین‌باره توضیح داد: «سه مقام ایرانی گفتند که تحقیقات دولت و نیروهای امنیتی، تصمیم حمله به سه کشتی تجاری در ماه جولای را به یک روحانی بانفوذ ربط می‌دهد. مقامات ایرانی بلافاصله پس از حملات، همین روایت را به ایالات‌متحده و برخی از متحدان منطقه‌ای آن منتقل کردند و عاملان سرکش را مقصر دانستند.»

کسانی که کوچکترین اطلاعی از سلسله مراتب نظامی ایران دارند می‌دانند که بدون اجازه مقام بالادستی امکان چنین عملیاتی وجود ندارد؛ مگر اینکه بر اساس یک پروتکل نظامی که قبلاً دستور آن بازهم از مقام شاخص نظامی داده شده این اقدام صورت گیرد!

فصیحی حتی در موضوعات مختلف درباره ایران دست به دامن دروغ‌های شاخ‌دار شده است. او ورزش بانوان در پارک مخصوص به خودشان را به‌عنوان یک خبر درباره رقص زنان در وسط شهر منتشر کرده بود. 

درحالی‌که یکی از افراد در زیر این خبر به وی تذکر می‌دهد که این پارک مخصوص بانوان است و زنان در حال ورزش صبحگاهی هستند. اما وی پاسخ می‌دهد که اصلاً پارکی در ایران مخصوص بانوان وجود ندارد! موضوعی که میزان اطلاعات وی درباره وضعیت داخلی ایران را نشان می‌دهد.

پاسخ چتم هاوس به مقصرنمایی داخلی 
 در حالی سلطانی ماجرا را از میانه و داخل ایران تعریف می‌کند که اندیشکده چتم‌هاوس در تحلیلی به قلم «محسن میلانی»، استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدای جنوبی آورده است: «تهران این تفاهم‌نامه را به عنوان یک پیروزی ستود زیرا زمینه از سرگیری صادرات نفت و لغو بخشی از تحریم‌ها را فراهم می‌کرد، در حالی که برخی ناظران در واشنگتن آن را یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده می‌دانستند.»

این اندیشکده آمریکایی نوشت: «ظاهراً، این تفاهم‌نامه به دلیل اختلافات مربوط به هرمز و لبنان از هم پاشید. با این حال، واشنگتن ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که این توافق‌نامه بیش از حد به تهران امتیاز داده و عملاً آن را باطل کرده است. اسرائیل، با این ادعا که امضاکننده آن نبوده است، علیرغم درخواست تفاهم‌نامه برای پایان دادن به عملیات نظامی «در تمام جبهه‌ها، از جمله لبنان»، به حملات علیه حزب‌الله ادامه داد.» 
این اندیشکده آمریکایی به وضوح از بهم زدن عمدی تفاهم‌نامه با نقض مفاد آن با نقشه و تقسیم کار آمریکا و رژیم صهیونی صحبت می‌کند اما در ایران عواملی با پنهان کردن و نادیده گرفتن واقعیت میدانی سناریو خودزنی داخلی را پیش گرفته‌اند.

روایتی که ضعف را جای قدرت می‌نشاند 
چتم هاوس در تحلیل خود پیش‌بینی می‌کند که «با این حال، هر دو احتمالاً به مذاکرات بازخواهند گشت، زیرا هیچ راه حل نظامی برای برنامه هسته‌ای ایران یا تنگه هرمز وجود ندارد.اهمیت بلندمدت این جنگ نه تنها در نتیجه میدان نبرد آن، بلکه در صف‌بندی‌های منطقه‌ای که به راه انداخته است، نهفته است. بعید است نظم پیش از جنگ در خلیج فارس احیا شود.» 

موضعی که در آن از هر سو قدرت نظامی و ژئوپلیتیکی ایران آشکار است اما در داخل روایتی عنوان می‌شود که ضعف ایران را بازنمایی می‌کند.

وقتی روایت بریده و از میانه تعریف می‌شود نه آغاز!
چتم هاوس مطرح می‌کند که عدم رعایت مفاد تفاهم نامه باعث فروپاشی آن شده و قطعا با توجه به مزیت و قدرت راهبردی ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز، عدم رعایت تفاهم نامه و همچنین اقدام آمریکا برای از بین بردن این مزیت و حکمرانی ایران در تنگه هرمز، سبب پاسخ و واکنش ایران شده است اما برخی عناصر داخلی ماجرا را از میانه تعریف می‌کنند و کشورمان را به جای طرف مقابل محکوم و مقصر جلوه می‌دهند‌.

قطعا تفاهم‌نامه یکطرفه برای ایران بی‌اعتبار است و از سوی دیگر ایران برای حفظ مزیت قدرت ژئوپلیتیکی خود با اقدام آمریکا در جهت نقض این حاکمیت باید برخورد می‌کرد.

باز کردن کریدور جنوبی در تنگه، نقض اساسی تفاهم توسط آمریکا بود. اقدامی که اگر بی‌پاسخ می‌ماند، عملاً بند اصلی تفاهم و خود آن را بی‌اثر می‌کرد. اما برخی از عناصر داخلی به جای اینکه اقدام ایران را واکنشی عنوان کنند، عامل برهم خوردن تفاهم‌نامه می‌خوانند و نقطه واکنش را به جای نقطه آغاز می‌نشاند!

هنگامی که اقدام ایران در تنگه هرمز بدون ذکر سلسله رخدادهای پیشین روایت شود، «واکنش» جای خود را به «عامل بحران» می‌دهد و زمینه برای مقصرنمایی داخلی فراهم می‌شود. 

از این منظر، روایت یک‌طرفه‌ای که همه‌چیز را از داخل ایران آغاز می‌کند، بخشی از زنجیره واقعی تحولات را حذف می‌کند و تمام هزینه سیاسی و رسانه‌ای یک رخداد را متوجه طرفی می‌شود که آخرین واکنش را نشان داده است.

اخبار مرتبط

سه مسیر پیش‌روی ایران و آمریکا؛ توافق معتبر، جنگ دوباره یا تعلیق پرتنش؟