به گزارش سراج24؛ مهرداد پشنگپور، کارشناس حقوق بینالملل، با اشاره به تناقض میان اظهارات انتخاباتی دونالد ترامپ و واقعیت دکترینهای راهبردی آمریکا، تأکید کرد که سخنان رئیسجمهور آمریکا درباره بازدارندگی هستهای ایران را نباید مبنای ارزیابی راهبرد امنیتی کشور قرار داد و حفظ منافع ملی ایران مستلزم اتکا به ظرفیتهای حقوقی، فناورانه و راهبردی مشروع است.
در تحلیل رفتار سیاسی و دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا، تفکیک میان «گفتمان کارزارهای انتخاباتی» و «دکترینهای رسمی سیاست خارجی» یک ضرورت روششناختی است. اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه «اگر ایران سلاح هستهای داشت، باید به رهبرش زنگ میزدم و میگفتم قربان...» نمونهای بارز از خلق یک «فرض خلاف واقع» در بستر پوپولیسم انتخاباتی است. این گزاره نه یک تحلیل صادقانه، نه یک موضعگیری حقوقی و نه سیگنالی راهبردی از سوی واشنگتن است؛ بلکه صرفاً یک تاکتیک اقناعی برای مخاطب داخلی آمریکا با هدف بزرگنمایی شخصی است.
با این حال، تلاقی این اظهارات با رفتارهای اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیازمند تبیینی دقیق از منظر حقوق بینالملل و دکترین بازدارندگی است تا راه بر تفسیرهای انحرافی بسته شود.
۱. ساختار سیاسی داخلی آمریکا و کارکرد «برهان خلف» در پوپولیسم
ساختار دوقطبی و نظام انتخاباتی آمریکا، سیاستمداران را به سمت سادهسازی مفرط معضلات پیچیده ژئوپولیتیک سوق میدهد. ترامپ با استناد به فرضی که در واقعیت مابهازای عینی ندارد، یعنی وجود سلاح هستهای در ایران، از یک برهان خلف عامهپسند بهره میگیرد. او با ترسیم یک سناریوی فرضی و تحقیرآمیز برای واشنگتن، تلاش میکند خود را ناجی امنیت ملی آمریکا معرفی کند.
از منظر تحلیلی، این دست تکاپوهای کلامی فاقد اراده حقوقی لازم برای شکلدهی به رویههای بینالمللی است. ادبیات کارزارهای انتخاباتی خصلتی ابزارگرایانه دارد و نمیتوان آن را مبنای تفسیر نیت واقعی حاکمیت آمریکا قرار داد. تصمیمات سختافزاری این کشور در شورای امنیت یا مواجهات میدانی، همواره تابع محاسبات کلان نهادهای قدرت و موازنه قوا بوده است، نه لفاظیهای تریبونی که با تغییر فصلهای انتخاباتی رنگ میبازند.
۲. نقد خوانشهای افراطی؛ عدم ساخت بمب، عقلانیت راهبردی است نه خسارت
اگرچه ماهیت سخن ترامپ کاملاً تبلیغاتی است، اما در فضای داخلی، گاه دستاویزی برای جریانهایی قرار میگیرد که درصدد تئوریزه کردن بازدارندگی مطلق هستند. این جریانها با جدی گرفتن خطابه غیرصادقانه ترامپ، چنین استدلال میکنند که گویا عدم دستیابی به سلاح هستهای تا به امروز یک زیان یا اشتباه فاحش بوده است. این خوانش، دچار خطای تحلیلی عمیقی است.
دکترین هستهای فتوامحور و صلحآمیز ایران تاکنون، برآمده از یک محاسبه دقیق هزینه و فایده در چارچوب منافع ملی بوده است. ورود به عرصه تسلیحات هستهای، علاوه بر چالشهای مشروعیت اخلاقی و فقهی، میتواند تقابل همهجانبه بینالمللی و اجماع جهانی علیه امنیت و اقتصاد کشور را به همراه آورد که خود بزرگترین تهدید علیه بقا است.
بنابراین، عدم ساخت بمب اتم نه از موضع ضعف، بلکه یک «تصمیم هوشمندانه راهبردی» برای حفظ توازن میان مشروعیت بینالمللی، توسعه اقتصادی و امنیت ملی بوده است. عقلانیت حقوقی حکم میکند که فریب فرضیات خلاف واقع یک سیاستمدار پوپولیست را نخوریم و امنیت کشور را به گزارههای خیالی گره نزنیم.
۳. رفتار آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مشروعیت واکنشهای ایران
در این میان، موضعگیری اخیر دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران مبنی بر اینکه «رفتارهای آژانس، کشورها را به خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای سوق میدهد»، واجد ابعاد حقوقی بسیار مهمی است که نباید آن را به معنای تمایل به هنجارگریزی تعبیر کرد. از منظر حقوق معاهدات، پایبندی به یک پیمان بینالمللی، رابطهای متقابل و مبتنی بر حسن نیت است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر اساس اساسنامه خود و موافقتنامههای پادمان، مکلف به رفتار فنی، بیطرفانه و مستقل است. زمانی که این نهاد بینالمللی تحت تأثیر فشارهای سیاسی کشورهای غربی، از فاز فنی خارج شده و به ابزاری برای دیپلماسی اجبارآمیز تبدیل میشود، تعادل حقوقی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای را برهم میزند.
پاسخ هشدارآمیز ایران، در واقع یک سیاست اعلامی بازدارنده و پیشگیرانه مبتنی بر ظرفیتهای حقوقی ماده ۱۰ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است. طبق این ماده، هر عضوی حق دارد در صورت وقوع حوادث فوقالعاده مرتبط با موضوع معاهده که منافع عالیه کشورش را به خطر اندازد، با اعلام قبلی از معاهده خارج شود.
لذا، هشدار ایران یک «واکنش متناسب حقوقی» برای احیای توازن مخدوششده در معاهده است، نه گامی برای ساخت سلاح. ایران با این موضعگیری یادآور میشود که پایبندی یکجانبه به معاهدهای که منافع پادمانی و اقتصادی آن زیر سایه رفتار سیاسی آژانس پایمال شود، واجد عقلانیت حقوقی نیست.
صیانت از منافع ملی در گروی موازنه حقوق و قدرت
در نهایت، سخنان ترامپ شالودهای راهبردی ندارد و نباید مبنای تصمیمگیریهای کلان قرار گیرد. دستیابی به سلاح هستهای یک ضرورت نیست، بلکه حفظ ظرفیتهای برتر فناورانه و حقوقی، ابزار اصلی بازدارندگی ایران است.
برای جمهوری اسلامی ایران، حفظ منافع ملی در گروی بازتعریف هوشمندانه رابطه دیپلماسی و ابزارهای قدرت است. یادآوری ظرفیتهای حقوقی کشور، نظیر ظرفیتهای پیشگیرانه ماده ۱۰ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، در برابر رفتارهای جناحی آژانس، کاملاً منطبق بر عقلانیت سیاسی و حقوق بینالملل است.
ایران نشان داده است که ضمن پایبندی به تعهدات اصولی خود، قادر است بدون ورود به چاه ویل تسلیحات هستهای، از منافع عالیه خود با ابزارهای مشروع و قانونی دفاع کند.
ایرنا
0نظر