به گزارش سراج24؛
لفاظی های مقامات ایالات متحده امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران طی روزهای اخیر به اوج خود رسیده است به گونه ای که رئیس جمهور و وزیر امورخارجه این کشور در کنار سایر مقامات دولتی از اعمال تحریم های فلج کننده با هدف تغییر رفتار ایران سخن به میان می آورند. در یکی از آخرین مواضع اسکات بسنت وزیر خزانه داری آمریکا با تاکید بر اینکه «روز حساب اقتصادی ایران فرا رسیده است» بیان می کند: «از سحرگاه امروز، ما بزرگترین حمله مالی تاریخ علیه ایران را آغاز خواهیم کرد. هدف ما قطع کردن تمام شریانهای حیاتی اقتصادی است که رژیم ایران را سرپا نگه میدارند. گزینه پیش روی کشورهایی که سرنوشت خود را به تهران گره میزنند، بسته شدن هر مسیر برای دستیابی به رفاه پایدار است. هر کشوری که بهعنوان یک شریان مالی برای رژیمی در حال افول عمل کند، باید انتظار داشته باشد که در انزوای آن شریک شود. هرگونه اقدام نظامی علیه نیروهای ما یا کشورهای حاشیه خلیج فارس با واکنشی سریع و قاطع از سوی رئیسجمهور ترامپ مواجه خواهد شد.»
نمونه فراوانی از این دست مواضع ضدایرانی در روزهای می توان جستجو کرد که طی آن مقامات کاخ سفید تلاش کرده اند این نوید را به همپیمانان خود بدهند که شکست در برابر ایران را با تحریم های نوین با پیروزی تعویض خواهند کرد و ایران وادار به تسلیم خواهد شد و تمام شروط غرب را خواهد پذیرفت!
سخنان روزهای اخیر ترامپ و همفکرانش یادآور بلوف زنی روسای جمهور گذشته ایالات متحده آمریکاست که هر کدام از آنها در برهه زمانی مختلف از تسلیم قریب الوقوع ایرانی ها بواسطه تحریم های اعمال شده دولت متبوع خود سخن به میان آوردند اما در مقابل نتیجه ای جز تولید قدرت روزافزون برای ایران به همراه نداشت. از اعمال تحریم های موسوم به داماتو در زمان کیلینتون تا تحریمهای فلجکننده اوباما تا فشار حداکثری ترامپ، همگی نسخه ای تکراری و شکستخوردهای است که یکبار دیگر روزرسانی شده است و البته با یک چاشنی محاصره دریایی! اهرمی که آمریکایی را امیدوار نموده تا پس از قریب به 5 دهه تجربه شکست با اهرم تحریم، این بار طعم پیروزی را بچشند.
جالب اینجاست دونالد ترامپ در دوره قبلی ریاست جمهوری خود نیز یکبار دیگر نسخه مشابهی به نام «تابستان داغ» را ضمن خروج از برجام و اعمال تحریم های جدید مورد توجه قرار داد و در سخنرانی های خود در آن مقطع زمانی بارها از آن گفت و تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران در آستانه شکست است اما در پایان همان دوره نیز با تحقیر کاخ سفید را ترک کرد و جای خود را به جو بایدن داد.
تغییر رویکرد مقامات فعلی امریکا و بکارگیری مجدد اهرم تحریم بیش از آنکه از روی خردمندی و برنامه ریزی باشد از روی ناچاری است. آمریکا در میدان جنگ به بنبست رسیده و نتوانسته اهداف خود را محقق کند. «تغییر رژیم تبدیل به رویا شده است»، «ایران پاسخ متوازن و متناسب به حملات نظامی و حتی تهدیدات رسانه ای می دهد» و در چنین شرایطی دفعتاً باید به سراغ ابزاری تکراری به نام «تحریم های کٌشنده» رفت که بهترین کارکرد آن بلوف زنی سیاسی آنهم از پشت تریبون های رسمی است وکه خروجی آن عملاً قابل ارزیابی دقیق نیست و فقط این فرصت را برای مقامات سیاسی فراهم می کند با عملیات روانی – رسانه ای خود را پیروز جنگ نشان دهند.
اینکه ترامپ از «بزرگترین و خردکنندهترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه هر کشوری» میگوید یعنی در میدان رزم به اهداف از پیش تعیین شده خود نرسیده است و ناچار به تغییر شیفت آنهم به صورت موقت از وضعیت نظامی به سمت کارزار اقتصادی-تجاری است.
وادارسازی ایران به پذیرش شروط از اهداف مهم چنین تغییر رویکردی است و احتمالاً سفر مقامات پاکستانی به ایران طی روزهای اخیر نیز با همین هدف صورت می گیرد بدین معنا که عاصم منیر احتمالا مامور سنجش اراده طرف ایرانی در مواجهه با کارزار تحریم های جدید است و باید برآوردهای خود را فوراً در قالب گزارشی به طرف آمریکایی ارائه دهد.
0نظر