یادداشت تحلیلی/

بنزینی که می تواند شعله های جنگ را برافروخته کند

رویارویی مجدد نظامی امریکا-اسرائیل علیه ایران محتمل و در عین حال به متغیرهای متفاوت و مهمی وابسته است؛ از جمله مهمترین متغیرها، سرمایه گذاری استراتژیک کاخ سفید جهت تحریک اقشار مختلف اجتماعی بویژه قشر کم در آمد برای تزریق ناآرامی به خیابان ها می باشد آنهم در شرایطی که جامعه از عملکرد اقتصادی دولت ناراضی است.

به گزارش سراج24؛ برخی موضع گیری ها درباره افزایش قیمت بنزین و گرانی های ناشی از آن نیز موجی از نگرانی اجتماعی بوجود آورده است و این تلقی را بازتاب بیرونی می دهد که تاب آوری جامعه ایرانی رو به اتمام است

استمرار جنگ یا بقای محاصره دریایی؟
علت عمده سرمایه گذاری ذهنی ترامپ- نتانیاهو بر روی شورش های اقتصادی- اجتماعی احتمالی در هفته های پیش رو در کشور و توقف حملات نظامی جدید نیز به همین واقعه بر می گردد و کماکان این دو و مشاوران آنها معتقدند پتانسیل مناسبی برای شکل گیری حوادثی مانند دی ماه سال گذشته یا غائله بنزینی دولت حسن روحانی نیز وجود دارد.

بر همین اساس، شخص رئیس جمهور آمریکا بی صبرانه منتظر نتایج محاصره دریایی است تا درباره «استمرار جنگ نظامی» یا «بقای محاصره دریایی» تصمیم گیری کند و پالس هایی مانند اینکه فروش نفت دشوار شده است، منابع ارزی ناشی از درآمدهای نفتی محدود شده است، تامین کالاهای اساسی ناشی از واردات به سختی صورت می گیرد و یا گرانی های دامنه دار ناشی از جنگ و اجتناب ناپذیر می باشد یقیناً محاسبات آمریکایی ها را در این مسیر قرار می دهد که میوه محاصره دریایی در حوزه های مختلف اقتصادی، مالی و معیشتی در ایران در حال رسیدن است و با گران سازی بنزین می توان محصول مناسبی از آن بدست آورد.

برخی موضع گیری ها درباره افزایش قیمت بنزین و گرانی های ناشی از آن نیز موجی از نگرانی اجتماعی بوجود آورده است و این تلقی را بازتاب بیرونی می دهد که تاب آوری جامعه ایرانی رو به اتمام است و افزایش قیمت بنزین می تواند یکبار دیگر شعله شورش های اقتصادی-اجتماعی را برافروخته و با حمله مجدد نظامی حاکمیت سیاسی را در مسیر فروپاشی و کشور را در بستر چندپاره سازی قرار دهد.
با نیم نگاهی به گفتگوها و توئیت های رئیس جمهور امریکا بعد از اعمال محاصره دریایی می توان دریافت که ترامپ امیدواری بسیاری به آثار و نتایج زیانبار چنین اقدامی برای ایران دارد که از جمله آن تعمیق نارضایتی های اقتصادی – معیشتی و تبدیل آن به شورش های اجتماعی است.

پیامدهای امنیتی- نظامی گران سازی بنزین

حال باید دریافت که افزایش قیمت بنزین با توجه به وضعیت موجود کشور ضروری است یا می توان به شکل دیگری چنین چالشی را مرتفع کرد. معاون رئیس جمهور طی اظهاراتی می‌گوید که کسری فعلی بنزین حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از مصرف میانگین است؛ مصرف حدودا بین ۱۳۰ تا ۱۳۵ می‌چرخد، اما حجم تولید به بیان او ۱۲۱ میلیون لیتر است.

بر اساس سخنان این مقام دولتی پرسش مشابه دیگری مطرح می شود؛ آیا در چنین شرایطی و برای جبران کسری حدود 15 درصدی، افزایش قمیت بنزین تنهاترین گزینه پیش رو است؟ بر اساس مقایسه کوتاهی که در ادامه می آید می توان با اتخاذ تصمیمات مهم در حوزه قاچاق سوخت هم از پیشامدهای غیرقابل جبران امنیتی-اقتصادی جلوگیری نمود و هم کارت بازی ترامپ در این بخش را دست کم تا پایان ریاست جمهوری اش بلااثر کرد.

برای پاسخ پرسش فوق باید مقایسه ساده ای انجام داد؛ تولید ناخالص داخلی ایران ۳۰۰ میلیارد دلار و تولید ناخالص داخلی ترکیه ۱.۶ تریلیون دلار است به معنای دیگر، اقتصاد ترکیه ۵ برابر اقتصاد ایران است آنهم در شرایطی که در ایران حدود ۱۶ میلیون خودرو و در ترکیه حدود ۱۷ میلیون خودرو موجود است. نتیجه آنکه مصرف بنزین در ایران روزانه ۱۳۵ میلیون لیتر و در ترکیه روزانه ۲۱ میلیون لیتر می باشد، در واقع ایران ۶.۵ برابر ترکیه بنزین مصرف می‌کند.

چنانچه فرض کنیم خودروهای ایران بدلیل ‌کیفیت پایین و پرمصرف بودن، ۲ برابر خودروهای ترکیه بنزین مصرف کنند باز هم مصرف روزانه بنزین در ایران ۴۲ میلیون لیتر باید باشد و تکلیف بیش از ۹۰ میلیون لیتر بنزین باقیمانده ظاهراً نامشخص است؟ بر اساس آنچه منابع رسمی و غیر رسمی در کشور ابراز می کنند، حدوداً کل میزان قاچاق سوخت نیز به همین عدد می رسد، مسئله ای که بسیار نگران کننده است. نتیجه گیری ساده است، برخورد مناسب امنیتی -قضایی با چنین پدیده شومی می توان از افزایش قیمت بنزین و رشد سرسام آور قیمت های کالاهای اساسی ناشی از آن جلوگیری و از تزریق التهاب به جامعه ممانعت نماید و سطح اثرگذاری تهدیدات و پیامدهای که در صدر تحلیل به آن اشاره شد را به مرتبه نازلی رساند.

لازمه چنین اقدامی مبارزه با قاچاق سوخت بویژه در شرق کشور تنها یکی از روش موثر است در حالی که می توان ایده های مناسب دیگری را اجرایی کرد که از جمله مهمترین آن استرداد کارت بنزین دولتی صاحبان خوردهای گران قیمت و لاکچری است که چنین تصمیاتی هم احساس همپوشانی اقشار کم درآمد با تصمیات حاکمیت را ایجاد می کند و هم استراتژی مورد اشاره آمریکا را تضعیف می کند.


 

اخبار مرتبط