به گزارش سراج24: زندگی ما آدمها پر است از گرههایی که خود با دست خود میزنیم و هیچ کس نمیتواند این گرهها را برای ما باز کند، شاید گاهی وقتها و برخی از ما زمانی به یاد خدا بیافتیم و از او بخواهیم گرهگشای ما باشد، در هر روزی در هر زمانی و هر مکانی میتوان به سوی خدا رفت و از او درخواست کرد، چرا که او همه جا هست و از همه به ما نزدیکتر.
در دین اسلام روزها و شبهایی به فرموده خدا و توسط ائمه اطهار(ع) توصیهها برای دعا کردن بیشتر است که یکی از آن زمانها ماه رجب، ماه پیوند بندگان با معبود مهربان، ماه بارش باران مهر و محبت الهی، ماه رسیدن به سر منزل مقصود و ماه انس شب زندهداران همیشه بیدار با محبوب و معبود بیهمتا است و شبی که امشب فرا میرسد و در کل به نام شب آرزوها است.
بارها نام شب آرزوها را با خود تکرار میکنم، شب آرزوها، شب آرزوها... درماندهام مستاصلتر از قبل و نمیدانم آرزو یعنی چه؟ آیا آرزو همان خواستههای روزمرهای است که لق لقه زبانمان شده برای اینکه بتوانیم کارهای روزانه خود را بهتر بگذرانم یا نه چیز دیگری است که هنوز من نمیدانم؟
حس پروانهای را دارم که تارهای آرزوها و خواستههایم مانند پیلهای به دور دست و پایم پیچیده و همه چیز را محدود به همین حصار دور خود کرده و خروج از آن برایش غیر ممکن شده است.
اما این را به خوبی میدانم که خدا کاری با این حرفها ندارد و میگوید که تو با هر زبانی و هر چه که در دل داری به سراغم آی و کوچک و بزرگ را تنها از خودم خواه که من بخشنده و مهربانم.
آری اینکه مادری سعادت و خوشبختی فرزندش را طلب کند، خانوادهای شفای بیمارانشان را تقاضا داشته باشد، کنکوریها قبولی، بیخانهای صاحب خانه شدن را، جوانها به دنبال همسر مناسب همه میتواند دعا و آرزو باشد، یا نه؛ عدهای برای نجات اسلام و مسلمین و گرفتاران خواهان گره گشایی از مشکلات، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سالم میتواند از جمله دعاهای ما باشد.
اما در میان تمامی این آرزوها و خواستهها التماسهایی خاضعانه و از ته دل نیز آمدن موعود و آرزوی فرج را طلب میکنند و ای کاش که خدا تمام آرزوهای آرزومندان را برآورده کند.
پس بیاییم امشب را برای هم دعا کنیم برای آن کودکی که در آن سوی پهناور زمین امشب را گرسنه خواهد خوابید و برای آن بیماری که فردایش را کسی امیدوار نیست و از خدا بخواهیم رنجهای آدمی را بکاهد و آرامش او را بیافزاید و خوب بودن، خوب دیدن، خوب ماندن را از ته دل بخواهیم.
میتوان با زبانی بسیار ساده از خدا خواست و به او گفت؛ خدای مهربان! من آمدهام، با دستانی که به امید امداد تو، بر آسمان افراشته شده است؛ دل من، مثل یک دانه زندانی در خاک، آرزومند روزی است که در پرتو پر نور تو، ببالد و از سکوت تاریک خاک بگریزد و در اوج یاسها بشکفد.
ای مهربان دیرین! یاریم کن تا ریشههایم را تا مغز استخوان راهروی بی هوای دنیا بتنم تا برسم به آب زلال ایمان، به مهربانی، به خوبی، به سادگی، به تو که همه جای زمین و زمانی.
ای همه زیبایی! از اضطراب شبهای تاریک معصیت، مثل یک ماهی شدهام که در قابی روی دیوار یخ زده باشد و نتواند خوشبختی را به خاطر آورد؛ مثل یک پرنده سنگین که با داشتن دو بال، از حجم آبی آسمان، هیچ نمیداند.
دستم را بگیر تا در هوای عشق تو پرواز کنم و از قفس غبارآلود تن رها شوم و اوج بگیریم تا آسمان آبی بندگی تو، ای مهربانترین مهربانان.
0نظر